اگر در موضوع شناخت امام دقّت بفرماييد، متوجه ميشويم خداوند براي هدايت انسانها، عينالانسان را كه همان امام باشد خلق فرموده تا هركس كه بخواهد به انسانيت واقعي دست يابد با توجّه به امام معصوم اين كار برايش ممكن گردد كه البته اصل اين بحث و حواشي آن را در جاي ديگر بايد دنبال بفرماييد. ولي مطلبي را كه در مورد عينالانسان در اينجا مطرح ميكنيم با مثال آب به عنوان عينِ تَري شايد بتوان تصوّر موضوع را به ذهن نزديك كرد. مثلاً ما براي سيراب شدن بايد به عينّ تَري رجوع كنيم و يا اگر بخواهيم چيزي را شور كنيم، بايد به عينِ شوري يعني نمك رجوع كنيم؛ زيرا خداوند نمك را براي شور كردن خلق كرد. براي انسان شدن هم فقط و فقط يك راه وجود دارد و آن اين است كه به عين انسان رجوع كنيم. امام زمان ارواحنا له الفداء عينالانسان ميباشند. من و شما به اندازهاي كه به امام زمانِ خود نزديك شويم، بهرهاي از انسانيت داريم.
انسانيت يك حقيقت است. چيزي كه حقيقت است منشأ همه چيزهايي است كه از آن حقيقت بهره دارند، يعني هر چيزي به مطلقش برميگردد؛ همانطوركه هر شوري به عين شوري برميگردد. به اصطلاحِ فلسفه، انسانيت تشكيك بردار است؛ يعني مثل نور شدّت و ضعف ميپذيرد. هرچيزي كه داراي شدّت و ضعف است، حقيقت دارد و ساختة ذهن ما و يا از اعتبارات بشر نيست. نميتوان گفت كه مثلاً اين ستون از ستون ديگر ستون تر و يا شديدتر است؛ يعني نميتوان براي ستون بودن شدّت و ضعف قائل شد، چون اينها اعتبارات بشر است و ستون حقيقتي ندارد؛ ولي در مورد وجود و علم و انسانيت، شدّت و ضعف مطرح است، پس اينها داراي حقيقت هستند، و لذا چون براي انسانيت ميتوان شدّت و ضعف قائل شد، و گفت فلان آقا از رفيقش انسان تر است. پس انسانيت داراي حقيقت است و هر چيزي كه حقيقت دارد، به مطلقش برميگردد، همانطور كه ميگوييم وجود به عينالوجود برميگردد و خداوند عينالوجود است. انسانيت انسان ها هم به عين الانسان برميگردد و امام زمان ارواحنا له الفداء هم عين الانسان است و براي رسيدن به مقام انسانيت فقط بايد به عين الانسان رجوع كرد، همانطور كه همه وجودها از نظر وجودي به عينالوجود يعني خداوند رجوع دارند و وجودشان را از حضرت حق دارند. به هميندليل هم در دعاهايمان ميگوييم: خدايا بر ما منت بگذار و قلب امام زمان ارواحنا له الفداء را از ما راضي كن! خداوند براي اينكه ما آدم شويم، آدميت مطلق را آفريده است، پس هركس كه به امام زمان ارواحنا له الفداء نزديكتر است، انسانتر است و هر كه از او دورتر است، از انسانيت دورتر است و در واقع آدم نيست، بلكه ظاهرش، ظاهر آدم است، به هميندليل است كه در روايات داريم هر كه امام ندارد، به مرگ جاهليت مرده است، يعني در حقيقت انسان نيست و در قيامت به صورت انسان محشور نميشود، حال كسي كه انسان نيست، هرقدر ميخواهد نماز بخواند، روزه بگيرد و... ارزشي ندارد(مثل بچّهاي است كه از سر تقليد از بزرگترها و بدون شناخت، نماز شب ميخواند.)
روايات شيعه ميفرمايد: در بدو ورود به برزخ اوّل از عقيده سؤال ميشود و بعد از اعمال. اوّل از ولايت و امام سؤال ميكنند بعد از نماز و روزه؛ يعني آيا به امام زمانت نظر داشتهاي يا نه؟ اگر امام زمانت را نشناسي، تو اصلاً كاري نكردهاي، چون به مقصد خود كه عينالانسان است نظر نداشته اي.
امامت از اصول دين است، ابتدا بايد با تحقيق و تعقّل بر وجود امام، برهان داشته باشيد. روايتها در واقع كمك ميكنند به شناخت امام، ولي امام شناسي را بايد با دليل عقلي و كشف قلبي بهدست آورد.
برگرفته از کتاب مبانی معرفتی مهدویت- اصغرطاهرزاده

امام عين انسانيت است
در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
|
 |
|
 |
|
Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1