montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

دشمنی با معتقدان به امام زمان(عج)
امروزه هجوم دشمن به اعتقادات به امام زمان(عج) بیش از هر زمان دیگر است. چون انقلاب اسلامی به رهبری امام و تبعیت مردم به پیروزی رسید. اکنون دشمن به این فکر افتاده که به جای مبارزه با ولایت ‌فقیه، شاخه اصلی آن را بزند. دشمن تلاش می ‌کند به اعتقادات مردم به ‌خصوص جوانان آسیب رساند. بنابراین، مسئولیت پژوهشگران و اسلام ‌شناسان و منتظران بیشتر می ‌شود و باید در اصول و اعتقاداتمان بیشتر کار کنیم و آن را از برداشت ‌هاي نادرست و انحرافی پالایش سازیم.

ناکارآمدی روش‌‌ هاي آموزش و تبلیغ در فرهنگ مهدویت
ضعف کانون ‌های دینی و مذهبی از جمله اشکالات ما در ترویج فرهنگ مهدویت است. به طور کلی روش ‌‌هاي تبلیغی ما با ادبیات و وضعیت رشد عاطفی جوانان و نوجوانان در این عصر متناسب نیست. بعضی ‌ها از عصر ظهور فقط شمشیر و خشونت و کشتار را تبلیغ می ‌کنند، در صورتی که به علت ویژگی ‌هاي ممتاز و جاذبه‌‌ هاي عظیم حضرت مهدی(عج)، به جز سردمداران و اشراف و دیوان ‌سالاران نظام طاغوت، اکثر مردم و اهل ‌کتاب به آن حضرت می پیوندند.
ضعف دیگر ما به کار نگرفتن روش ‌‌هاي هنری و ادبی در ترویج فرهنگ مهدویت است که با روحیه جوانان و نوجوانان تناسب ندارد و رغبت و شور و امید را در آنها ایجاد نمی ‌کند.
مسأله دیگر نداشتن هدف و برنامه ‌ريزي در نوشتن و تبلیغ مهدویت به زبان ساده و روان است که اگر متناسب با رشد جوانان و نوجوانان صورت گیرد، علاقه و شور را در آنها موجب شود. به علاوه لازم است در نوشتن کتاب یا هنگام سخنرانی، سیر منطقی محتوای مورد بحث رعایت گردد. در این زمینه باید از کلی‌ گویی پرهیز کرد و از ضرب ‌المثل ‌‌هاي مناسب و واژگانی که به تصویرسازی ذهنی کمک می ‌کند، استفاده نمود. در تبلیغ مهدویت لازم است به چند نکته توجه شود:
الف) محتوای پیام دسته ‌بندی شود؛
ب) توالی و ارتباط مطلب به طور مؤثری انجام شود؛
ج) گزینش و انتخاب خوب مطالب؛
د) اجتناب از زیاده ‌گویی که موجب خستگی و کسالت می ‌شود؛
هـ) جمع ‌بندی و نتیجه ‌گیری که موجب شیرینی بحث می‌ گردد؛
و) درک عمیق از محتوا و اشراف بر مسأله مورد بحث؛
ز) استفاده مؤثر از ادبیات، هنر و فن‌ آوری؛
ح) نقد بینش و نگرش‌ هاي منفی در زمینه مهدویت.

ناتوانی مدعیان اصلاحات
امروزه مکاتب فکری که از عواطف و روابط مسائل زمان و مکان خود تأثیر پذیرفته ‌اند و آزادی، حقوق بشر و حل مشکلات و نابه سامانی ‌هاي مردم را ادعا می ‌کنند، ضعف ‌ها و کاستی‌‌ ها و پوچی آنها از نظر تئوری و عملی مشخص شده است. اکنون مکاتب و جهان ‌بيني‌‌ هاي مادی به پوچی رسیده‌ اند؛ مانند «ایده ‌آلیسم» هگل، «ماتریالیسم دیالکتیک» مارکس، «اگزیستانسیالیسم» هایدگر و یاسپرس و سارتر، و «پوچی و عبث» آلبرکامو.
انسان امروزی دریافته که این مکاتب قادر نیستند ستم را رفع کنند و آن را به رستگاری و سعادت تبدیل نمایند، اما امید اندکی به منجی عالم در دل آنها وجود دارد که سعادت انسان را تضمین نماید و مشکلات و نابسامانی ‌های جسمی و روحی او را حل کند. بنابراین در انسان‌ ها انتظار مبهمی به فردای سرشار از سعادت وجود دارد.
از خود بیگانه‌کردن انسان ‌ها
کار استعمار جدید، نفی فرهنگ بومی و جایگزین کردن فرهنگ استعماری است. استعمار در جوامع مختلف عمل می ‌کند و فرهنگ جوامع اسلامی را مسخ می ‌کند. در گذشته وضعیت مردم در کشورهای اسلامی، عربی و آفریقایی با امروز فرق داشت و طرز لباس پوشیدن، آرایش و معماری شهر‌ها و خانه‌ ها با احساسات و ارزش‌ ها، اعتقادات، فرهنگ، مذهب و تاریخ خودشان منطبق بود. اما امروزه بسیاری از آنها غرب‌ زده ‌شده‌ اند.
بسیاری از انسان ‌ها به وسیله پول، مد، مذاهب انحرافی، نظام طبقاتی و یا پست سازمانی از خود بیگانه می ‌شوند و پول دیگر ابزار زندگی نیست، بلکه انسان خود ابزار پول می ‌شود. انسان پولدار، ارزش‌ ها و امکاناتی را که به پول مربوط است به خودش منسوب می ‌کند و جامعه نیز ارزش‌ های پول را به او نسبت می ‌دهد.
مد نیز انسان را از خود بیگانه می ‌کند. بسیاری از افراد خودشان را به عمد یا غیرعمد شبیه دیگران درمی ‌آورند. در واقع انسان وقتی به این بیماری دچار شود، شخصیت خود را فراموش می ‌کند و از خویش نفرت دارد. برای آن ‌که از همه ویژگی‌ های ملی، فرهنگی، مذهبی و تاریخی خود دور شود، خودش را بي ‌قید و شرط به شکل فرهنگ دیگری درمی ‌آورد و از خودش و فرهنگ و مذهب و تاریخ خویش بیگانه می ‌شود. برای مثال، می ‌توان از وضعیت حجاب و آرایش تعدادی از دختران و خانم ‌ها در شهر‌های بزرگ کشور نام برد. همین‌ طور برخی از افراد با گرفتن پست در نظام اداری از خود بیگانه شده، خود را فراموش می ‌کنند. مذهب‌ های انحرافی نیز ارزش‌ های واقعی و اصالت ‌هایی را که در انسان هست نفی می ‌نماید و انسان را از خود بیگانه می‌ کند.

سست ‌شدن نظام خانواده
محققی که درباره موضوع افزایش طلاق در جوامع پیشرفته تحقیق می‌ کند باید تمام عوامل مؤثر در افزایش طلاق را در نظر گیرد. این علت ‌‌ها را اگر از انقلاب صنعتی بررسی کنیم، می بینیم که انقلاب صنعتی موجب توسعه زندگی شهری شد و به تدریج آزادی اجتماعی زنان و برکناری آنان از امر خانواده را موجب گشت و به موازات آن اعتقادات مذهبی در غرب کم‌ رنگ شد. زنان از لحاظ اقتصادی و آزادی عمل در خارج از خانه مستقل می ‌شوند. مجموعه این عوامل موجب سست شدن خانواده و افزایش طلاق در غرب شده است. زنان بر اثر تحصیل آزادی اجتماعی و سست شدن اعتقادات دینی از چهاردیواری خانه بیرون می ‌آیند و در جامعه شروع به کار می ‌کنند و دیگر به خانه‌ داری و بچه ‌داری رغبت نشان نمی ‌دهند. در نتیجه، خانواده چنان‌ که باید باشد، استوار نیست و به آسانی متلاشی می ‌شود. در ایران نیز این مسأله دارد به تدریج خود را نشان می ‌دهد.

توزیع و حرکت جمعیت
تقسیم جمعیت از نظر مکانی، سنی و جنسی، «توزیع جمعیت» خوانده می ‌شود و هیأت ناشی از همه این تقسیم‌ ها «ترکیب جمعیت» نام دارد. حرکت جمعیت ناشی از دو مسأله است؛ اول، زایش و طول عمر و مرگ؛ دوم، حرکت اجتماعی جمعیت که معلول پراکندگی و کوچ کردن است. با پیشرفت صنعت و تجارت، روستاییان بیشتر به طرف شهرها هجوم می‌ برند و شهر‌ها دچار تراکم جمعیت می‌ شود. طول عمر متوسط انسان در عصر فلز هجده سال و در قرون وسطا 33 سال و امروزه در کشور‌های صنعتی و کشور ما به بیش از هفتاد سال رسیده است. بیشترین قشر جامعه ما را جوانان تشکیل می‌ دهند. افزایش جمعیت دشواری ‌هاي زیادی برای جوامع به وجود می ‌آورد مانند دشواری در تهیه خوراک، پوشاک و مسکن و مدرسه و بیمارستان و سختی در حمل و نقل.

نظام سرمایه ‌داری
در نظام سرمایه ‌داری چون صنعت جای کشاورزی را می‌ گیرد و حتی کشاورزی را به صورت صنعتی درمی ‌آورد، فرد جای خانواده را می ‌گیرد. در نظام کشاورزی فرد واحد اجتماع به شمار نمی ‌آمد بلکه جزئی از خانواده بود و خانواده واحد سازنده اجتماع محسوب می ‌شد. اما در دوره صنعتی در غرب، هرکس بتواند پول در‌آورد، حق حیات دارد و می ‌تواند مقتدر و محترم باشد. شخص در محیط کشاورزی و خانگی، همه جریان کار را از نزدیک می ‌بیند و هدف و معنای کار خود را درمی ‌یابد، اما در کارخانه‌ های بزرگ چنین نیست. هر ماشین از هزاران قطعه تشکیل شده و هر قطعه را افراد متخصص مختلفی می ‌سازند. در نتیجه، کارگر نتیجه و هدف کار خود را نمی ‌بیند یعنی کار خود را بي ‌معنا می ‌یابد و با خشم به کارفرما و ماشین تولید می ‌نگرد.
ظهور مذهب پروتستان از تحولاتی بود که همراه با نظام سرمایه ‌داری در غرب رخ نمود. چون قوانین سخت مذهب کاتولیک با سوداگرایی، پول‌ پرستی و رباخواری موافقت نداشت، در کشورهای صنعتی جدید راه افول پیمود و زمینه را برای مذهب پروتستان که با اخلاق سوداگرانه از نظام سرمایه ‌داری می ‌ساخت، هموار نمود. در نتیجه سرمایه ‌داران با دخالت مستقیم و غیرمستقیم در حکومت و دستگاه‌ های قانون ‌گذاری، دخالت در انتخابات نمایندگان مردم و اعضای حکومت، خود را بر دستگاه قانون ‌گذاری تحمیل کردند و با تبلیغات زهرآگین مردم را فریب دادند و با برپا کردن آشوب و جنگ‌ هاي داخلی و خارجی، جامعه را زیر سلطه خود در‌آوردند. نمونه بارز آن را در لشکرکشی امریکا به عراق به روشنی می ‌توان دید.

مشخص کردن اهداف کمي و کيفي آماده‌ سازي زمینه ‌های ظهور
برای تدوين راهبرد آماده ‌سازي زمینه ‌های ظهور، باید اهداف بر اساس درک درست از جهان ‌بيني و ایدئولوژی و معیار‌ها و ارزش ‌های اعتقادی مشخص شود. هدف ‌هاي کوتاه ‌مدت، ميان‌ مدت و بلند مدت بايد داراي ويژگي ‌های ذیل باشند:
الف) بتوان به صورت كمي آنها را سنجید؛
ب) واقعي باشند؛
ج) بتوان آنها را درك کرد؛
د) بتوان به آسانی به آنها دست یافت.
این اهداف باید در چارچوب ارزش ‌ها سنجیدنی باشد و به صورت کمی، چالش‌ گر، واقعی و سازگار با دیگر هدف ‌ها و الویت ‌بندی شده باشند.
اهداف آماده ‌سازي زمینه ‌های ظهور در نظام اسلامی عبارتند از:
1. خودسازی فردی و اجتماعی و حرکت به سمت انسان کامل (امام زمان(عج)) و کسب رضایت الهی؛
2. جهت‌ گیری تمام فعالیت ها به سمت آماده‌ سازي زمینه ‌های ظهور؛
3. گسترش نظارت عمومی و فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر برای هدایت انسان ‌ها در تمامی ابعاد؛
4. مبارزه با ظلم و بي ‌عدالتی برای استقرار نظامی مبتنی بر قسط و عدل؛
5. ایجاد نهضت‌ های آزادی ‌خواه و ظلم‌ ستیز و عدالت‌ خواهانه برای دفاع از نوامیس مسلمانان؛
6. گسترش فرهنگ مهدویت و خنثا نمودن برداشت‌ های انحرافی از انتظار؛
7. آماده کردن خود و جامعه در ابعاد مختلف برای ظهور منجی عالم(عج).

تدوين راهبرد آماده ‌سازي زمینه‌ های ظهور
اعتقاد به ظهور منجی عالم و نیاز به آمادگی برای انقلابی جهانی، چنان ضروری است که بزرگان ما انتظار را راهبردی مهم در این برهه از زمان می‌ دانند. انتظار دوره آماده ‌سازي فردی و اجتماعی به شمار می ‌آید که زمینه ‌ساز انقلاب جهانی منجی عالم است. هر حرکت و انقلابی که این دوره را پشت سر نگذاشته باشد، ناقص بوده، به نتیجه نخواهد رسید. هر انقلابی که دوره انتظار و آماده‌ سازي نداشته باشد و بر اساس جو محیط و جریان حاکم حرکت نماید، در همان گام‌ های اول در زیر بار فشار‌ها و ابهام ‌ها گرفتار می ‌شود. انسان منتظر باید در زندگی فردی و اجتماعی طرح راهبردی و نقشه داشته باشد و بر این اساس حرکت کند و خود و محیط اطرافش را آماده سازد. طرح راهبردی بر اساس اهداف مشخص شده شکل می ‌گیرد و اهداف بر اساس معیار‌ها و ارزش ‌های اعتقادی مشخص می ‌شود. انسان معتقدی که در محیط اطراف خود ظلم و فساد و بي ‌عدالتی می ‌بیند، نمی ‌تواند به آن بي ‌اعتنا باشد. برای مقابله با آن باید آگاهانه برنامه ‌ريزي و عمل نماید.
برای آماده ‌سازي زمینه ‌های ظهور، باید راهبردهاي مختلف شناسايي و بررسي شود و بهترينشان انتخاب گردد. برای این کار باید این راهبردها را از نظر محاسن، معايب، هزينه‌ ها و منافع بررسي کرد و بر حسب اهميت به ترتيب اولويت‌ بندي نمود. راهبرد آماده ‌سازي مقدمات ظهور موجب مي ‌‌شود جامعه با طي مراحل تدريجي، از حالت کنوني خود پا را فراتر بگذارد و به اهداف مورد نظر خود دست يابد. هدف از تدوين این راهبرد، تعيين اين مسأله است كه آيا فعالیت‌ ها و تصمیم‌ گیری ‌ها در فرآيند آماده‌ سازي درست انجام مي‌‌ شود يا خير؟ چه روشي مي‌ تواند اين كارها را به نحوي اثر بخش ‌تر انجام دهد؟
افرادي که در بررسي و انتخاب راهبرد‌ها مشارکت مي‌ کنند بايد اطلاعات جامعی از وضعیت داخلی و خارجی و اهداف مشخص شده در اختيار داشته باشند. آگاهي از اين اطلاعات و اشراف به آن، به تصميم‌ گيران کمک مي‌ کند تا را‌هبرد‌هاي خاصي را که در ذهن و فکر خود دارند، شفاف نمايند.
این راهبردها بايد به صورتي آگاهانه تدوين و هماهنگ شود و ارزيابي گردد. اگر مدیران و مسئولان، راهبرد منسجم و مسير معيني نداشته باشند به هدف نخواهند رسيد. مسئولان و برنامه‌ ريزان بايد به شيوه‌ اي آگاهانه، هدف‌ ها و راهبرد‌هاي خود را در چارچوب ارزش ‌ها و باورها مشخص نمایند و به آگاهي ديگران برسانند. عواملی که در تدوين و اجراي راهبرد آماده‌ سازي زمینه ‌های ظهور مؤثر هستند عبارتند از:
1. درک عمیق از نظام ارزشی، فرهنگ و باورهای دینی؛
2. تغيير نگرش در زمینه مسائل فرهنگی، اقتصادی، حقوقی، هنری، پژوهشی، علمی و فن ‌آوری؛
3. بررسي واقع‌ بینانه اوضاع داخلي و خارجي كشور برای اطلاع از نقاط ضعف و قوت، شناخت فرصت‌ ها و تهديد‌ها؛
4. مشخص كردن دقیق مأموریت و اهداف کوتاه‌ مدت، ميان ‌مدت و بلند مدت نظام اسلامی؛
5. تدوین و اجرای سیاست ‌گذاری ‌هاي درست در جامعه؛
6. تهیه برنامه ‌های کوتاه ‌مدت و میان ‌مدت؛
7. تخصيص بودجه و منابع مورد نیاز در این زمینه؛
8. تهيه روش‌‌ ها و قوانین اجرايي؛
9. نظارت مستمر بر اجراي راهبردها و کنترل آنها.


ادامه دارد . . .
نویسنده: دکتر مرتضی صادق عمل ‌نیک
طرح راهبردی آماده ‌سازي زمینه ‌های ظهور منجی عالم(عج)- بخش چهارم


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته
 Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1