عباسیان برای تثبیت موقعیت سیاسی خود دست به جعل احادیث زده و از احادیث متواتر مهدویت به نفع خود استفاده کرده اند .اینک به نقد برخی از این احادیث می پردازیم :
1-احمد بن حنبل به سندش از رسول خدا (ص) نقل کرده که فرمود : « هرگاه مشاهده نمودید که پرچم های سیاه از طرف خراسان می آید به آنها ملحق شوید؛ زیرا در میان آنها خلیفۀ خدا مهدی است ».
این حدیث را ابن قیم جوزیه در کتاب خود « المنار المنیف» تضعیف کرده است ، زیرا در سند آن علی بن زید وجود دارد که منفرداتش یعنی روایاتی که تنها او نقل کرده ، قابل احتجاج نیست.
2-ابن ماجه در سُننش همین مضمون را نیز نقل کرده است . ولی ابن قیّم نیز آن را به خاطر وجود یزید بن ابی زیاد در سلسله سند آن تضعیف نموده است . آن گاه می گوید: « این حدیث و حدیث قبلی بر فرض صحّت نمی تواند دلیل بر این باشد که متولۀی سلطنت و حکومت جهانی مهدی از اولاد عباس است که در آخر الزمان خروج خواهد ... » .
خصوصاً آنکه مهدی عباسی در آخر الزمان نبوده و با او بین رکن و مقام بیعت نشده است ، و دجّال را نکشته و نیز حضرت عیسی(ع) برای مساعدت او از آسمان فرود نیامده است ، خصوصیاتی که در روایات برای حضرت مهدی (ع) آمده است .
به تعبیر دیگر هیچ یک از علائم و خصوصیّات حضرت مهدی موعود (ع) بر او صادق نبوده است .
3-عثمان بن عفان از رسول خدا (ص) نقل کرده که فرمود : « مهدی از فرزندان عباس عموی من است » .
اولاً: ابن الجوزی پی به وضع این حدیث برده و لذا آن را در کتاب « الموضوعات » آورده است ، کتابی که در آن احادیث جعلی جمع آوری شده است .
ثانیاً : این حدیث توسط سه نفر از صحابه : کعب الاحبار، عثمان بن عفّان و عبد الله بن عمر نقل شده است . سند حدیث کعب که ابن حماد آن را نقل کرده منقطع بوده و حکم این نوع حدیث ، حکم حدیث مرسل است که نزد شیعه و سنی اعتباری ندارد مگر مراسیل برخی از افراد خاص . و حدیث عثمان بن عفوان را که محب الدین طبری نقل کرده در سندش محمبد بن ولید واقع است که علمای رجال او را تضعیف نموده اند . و سند روایت عبد الله بن عمر نیز ضعیف است .