احتمال دارد كه اين قضيه به جهت تناسب با تاريخ قم در حاشية اين كتاب نوشته شده و سپس به مرور زمان از حاشيه داخل متن كتاب شده است . و از آنجا كه فتّال نيشابوري در سال 508 به شهادت رسيده و دو قرن بعد از نويسندة كتاب تاريخ قم بوده كه معاصر شيخ صدوق است ، لذا اين كتاب به شيخ صدوق نسبت داده شده است .
این کار بسیار زیاد اتّفاق افتاده است که صاحب «قاموس الرّجال» نمونه هایی از آن را نقل می کند. از آن جمله اینکه در کتاب «مقنعه» شیخ مفید رحمه الله در مورد حدیث نماز استخاره ذات الرّقاع آمده است. « و هذه الروایه شاذه» .
ولی مرحوم مجلسی بعداز نقل کلام مقنعه می گوید:«سید بن طاووسی می گوید: « نزد من نسخه ای قدیمی از کتاب « مقنعه » است که تاریخ آن منطبق بر عصر شیخ مفید است و در آن این جمله:« وهذه الروایه شاذه» وجود ندارد. لذا ممکن است که برخی از حاشیه نویسان آن را در حاشیه کتاب نوشته ولی به مرور زمان داخل در متن کتاب شده است .
مؤید این مطلب اینکه در زمان قدیم چاپ نبوده و از روی هر کتاب استنساخ (رونویسی) می کردند و افرادی بودند که حرفه آنها رونویسی بوده است هر چند خودشان عالم به مباحث آن کتاب نبوده اند .
چرا كتاب مونس الحزين به شيخ صدوق نسبت داده شده است ؟