هر چند هنوز هم بار امانتِ اهل زمین تا آخرین روز خلقت بر شانه های توست اما دل شاد باش مولای من که ربیع آمد بهار آل محمد از راه رسید.
بوی پیراهنت را از ماورای آفرینش احساس کردم که خوشبوتر از بوی بهار است در زمین.
می دانی مولاجان
شاید اگر وعده ی بهار ظهورت برایم نبود نیمه ی این ماه ربیع این بهار اهل بیت برایم این چنین لذت بخش نمی شد، می دانم این ماه این نیمه ی هلالش این نور افشانی اش همه برای یادآوری خاطره ی حضور توست در زمین وگرنه نه این ماه نه این آسمان و .. زیبایی ندارند بی مهدی.
ربیع هم آمد و باز دلم برای چهره ی نورانی ات دلتنگ شد آقای من.
ماهِ من
بهار دل های عاشقان تو هم از راه رسید اما هنوز خودت نیامده ای.
می دانی؛ این نیمه های شب این ماه و این هلال درخشانش خاطرات ترا برای من زنده نگه می دارد که اگر دیر کرده ای اگر آمدنت به تأخیر رسیده هنوز پایه های هستی بر هلال بی مثال صورتت برقرار است و بر گرمی نفس هایت.
مولاجان
به ماه ربیع وعده داده ام که مولای من در راه است . . . . قصد آمدن دارد.
به ماه زمین بشارت رخ دلربایت را دادم که می آیی و بر سینه ی آفرینش نور افشانی می کنی.
خدا کند تا نَفَس در سینه دارم بیایی مرا میهمان نیمه ی ماهی کنی که ماه ها ست چشم به راه دیدنش هستم.

ربیع الاول
در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
|
 |
|
 |
|
Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1