هُوَ الَّذي خَلَقَكُمْ مِنْ طينٍ ثُمَّ قَضى أَجَلاً وَ أَجَلٌ مُسَمًّى عِنْدَهُ ثُمَّ أَنْتُمْ تَمْتَرُونَ: اوست كسى كه شما را از گِل آفريد. آن گاه مدّتى را [براى شما عمر] مقرّر داشت. و اجَل حتمى نزد اوست. با اين همه، [بعضى از] شما [در قدرت او] ترديد مىكنيد.
در این آیه خلقت انسان و حیات محدود او در این دنیا آمده است. در قرآن، 21 مرتبه از «أجل مسمّى» سخن به میان آمده است.
خداوند براى عمر انسان دو نوع زمان بندى قرار داده: یكى حتمى كه اگر همه ى مراقبت ها هم به عمل آید، عمر (مانند نفت چراغ) تمام مى شود. و دیگرى غیر حتمى كه مربوط به كردار خودمان است، مثل چراغى كه نفت دارد، ولى آن را در معرض طوفان قرار دهیم.
در روایات، كارهایى چون صله ى رحم، صدقه، زكات و دعا سبب طول عمر و اعمالى چون قطع رحم و ظلم، سبب كوتاه شدن عمر دانسته شده است. [1]
امام باقرعلیه السلام در مورد «أجلاً و أجلٌ» فرمود: آنها دو أجل هستند: یكى محتوم و قطعى و دیگرى موقوف (یعنى مشروط و معلّق). [2]
به نقل ابن عباس، خداوند براى انسان دو أجل قرار داده: یكى از تولّد تا مرگ، دیگرى از مرگ تا قیامت. انسان با اعمال خود، گاهى از یكى مى كاهد و به دیگرى مى افزاید. پس پایان أجل هیچ كس قابل تغییر نیست. «ومایُعمَّر مِن مُعَمَّرٍ ولایَنقَصُ مِن عُمُرِه الاّ فى كتاب» [3]
مدّت عمر و پایان زندگى، به دست ما نیست.تنها خداوند بر أجل مسمّى (أجل قطعى)، آگاه است. با آنكه آفرینش و پایان كار انسان، همه از خدا و به دست اوست، پس چرا در مبدأ و معاد شك كنیم؟
در تفسیر اطيب البيان في تفسير القرآن تفاسیر مهدوی شیعه از سید عبدالحسین طب در ذیل این آیه آمده:
«وَ أَجَلٌ مُسَمًّي» بين مفسرين اختلاف است در فرق بين اجلين و تماماً بي مدرك است و اخبار بسياري داريم در اينكه مراد اجل محتوم كه قابل تغيير نيست و در لوح محفوظ است و بسا انبياء و ائمه علیه السلام خبر مي دادند، و اجل غير محتوم كه در لوح محو و اثبات است و علمش مختص به خدا است و بسا تغييرپذير است كه اجل مسمّي مي ناميم و مسأله بداء كه ضروريات مذهب شيعه و اخبار متواتره به تواتر معنوي بر طبق آن از ائمه علیه السلام رسيده و آيه شريفه «يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ» رعد آيه ۳۹، دال بر آن است و بداء در حق باري نه به معناي تغيير نظر است مثل بدائيات در بندگان؛ بلكه تغيير مصالح و حكم است كه به صفات و اعمال بشر و عبادت و معصيت و ادعيه و توسلات و غير اينها تغيير مي كند؛ مثلاً صله رحم باعث طول عمر مي شود و قطع آن موجب كوتاهي، صدقه باعث رفع بلا مي شود، دعاء موجب اجابت مي گردد، زكات باعث زيادتي مال مي شود و تركش موجب زوال مي گردد، عبادت و بندگي و علم و صفات حميده باعث توسعه و معصيت و ظلم و امثال آن موجب ضيق، توسلات سبب قضاء حوائج و اعراض از علماء موجب تسلط ظالم و غير اينها و به عين مسأله بداء در تكوينيات مثل نسخ است در تشريعيات كه به مقتضاي مصالح و حكم و مقتضيات حكم تغيير مي كند. مثلا ظهور حضرت بقية اللَّه ارواحنا له الفداء از حتميات است و لكن تقديم و تأخيرش قابل بداء است. لذا ائمه عليهم السّلام اصل ظهور را خبر داده اند لكن زمان آن را معين نفرموده اند.»
پی نوشت:
[1]مستدركالوسائل، ج 15، ص249.
[2]كافى، ج1، ص147.
[3]فاطر، 11.