montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

حرمت کلام الهی
شیخ طاهر نجفی – یکی از خادمین مسجد کوفه – داستانی را این چنین تعریف می کند:
«شب جمعه ای بود. هیچ غذایی نداشتیم و اطفال از گرسنگی ناله می کردند. از این اوضاع بسیار دلتنگ شدم. غالب اوقات مشغول بعضی از اوراد و ختوم بودم. در آن شب که حال خوشی هم نداشتم، در مسجد کوفه، رو به قبله، میان محل سفینه که معروف به جای تنور است و دکه القضا، نشسته بودم. در این میان، از حال خود به سوی قادر متعال شکوه نمودم و اظهار رضامندی به آن حالت فقر و پریشانی نموده عرض کردم که: «چیزی بهتر از آن نیست که روی سید و مولای مرا به من بنمایی و غیر آن چیزی نمی خواهم.»
ناگاه خود را بر سر پا ایستاده دیدم و در دستم سجاده سفیدی بود و دست دیگرم در دست جوان جلیل القدری که آثار هیبت و جلال از او ظاهر بود و لباس نفیسی مایل به سیاهی در برداشت که منِ ظاهر بین اول به خیال افتادم که یکی از سلاطین است. آن شخص عمامه در سر مبارک داشت و نزدیک او شخص دیگری بود که جامه ای سفید در برداشت. با این حال راه افتادیم به سمت دکه ای نزدیک محراب. چون به آن جا رسیدیم، آن شخص جلیل القدر که دست من در دست او بود، فرمود: «یا طاهر! افرش السجاده». «ای طاهر! سجاده را پهن کن.»
پس آن را پهن نمودم و دیدم سفید است و می درخشد و جنس آن را نشناختم. بر آن چیزی به خط جلیّ نوشته شده بود. من آن را با ملاحظه، انحرافی که در مسجد بود، رو به قبله پهن کردم. پس به من فرمود: «چگونه پهن کردی آن را؟» من که از هیبت آن جناب بی خود شده بودم، با دستپاچگی گفتم: «فرشتها بطول و العرض».
فرمود: «این عبارت را از کجا گرفتی؟» گفتم: «این کلام از زیارت حضرت قائم (عج) است.» سپس در روی من تبسم کرد و فرمود: «برای تو اندکی است از فهم!»
آن گاه بر آن سجاده ایستاد و تکبیر نماز گفت و پیوسته نور و بهای او زیاد می شد تا جایی که نظر به روی مبارک آن جناب ممکن نبود. آن شخص دیگر در پشت سر آن جناب ایستاد و هردو نماز خواندند و من رو به روی ایشان ایستاده بودم. در دلم چیزی افتاد و فهمیدم از آن اشخاص که من گمان می کردم، نیست. چون از نماز فارغ شدند، آن شخص را دیگر ندیدم و آن جناب را دیدم که بر بالای کرسی نورانی مرتفعی که تقریباً چهار ذراع ارتفاع داشت رفتند. سپس متوجه من شده فرمودند: «ای طاهر! مرا کدام سلطان از این سلاطین گمان کردی؟» گفتم: «ای مولای من! تو سلطان سلاطینی و سید عالمی و شما از این ها نیستی.» سپس فرمود: «ای طاهر! به قصد خود رسیدی، (پس) دیگر چه می خواهی؟ آیا رعایت شما را هرروز نمی کنم؟ آیا اعمال شما بر ما عرضه نمی شود؟»
در ادامه مرا وعده بهبود حال و گشایش دادند. در این حال، شخص زشت کرداری که اسم او را می شناختم داخل مسجد شد. پس آثار غضب بر آن جناب ظاهر شد و روی مبارک به طرف او کرد و عرق هاشمی در صورتش هویدا شد.
فرمود: «ای فلان! به کجا فرار می کنی؟ آیا زمین از آن ما نیست و آسمان از آن ما نیست؟ در آنها احکام ما جاری است و تو را چاره نیست از آن که در زیر دست ما باشی!»
آن گاه به من توجه کرد و تبسم نمود و فرمود: «ای طاهر! به مراد خود رسیدی. دیگر چه میخواهی؟»
به جهت هیبت آن جناب و حیرتی که داشتم، نتوانستم تکلم کنم. این کلام را برای دفعه دوم فرمود و نتوانستم جوابی گویم و سؤالی از جنابش نمایم! به قدر چشم بر هم زدنی نگذشت که خود را تنها در میان مسجد دیدم؛ کسی با من نبود، به طرف مشرق نگریستم، فجر را دیدم که طالع شده است.
از آن تاریخ تا به حال، الحمدلله در امر معاشم گشایش شده و هرگز به سختی و ضیق نیفتاده ام.» [1]
در قسمتی از این داستان خواندیم که حضرت مهدی (عج) از شیخ طاهر خواستند که سجاده را پهن نماید و او در حالی که سجاده را پهن می کرد، قسمتی از دعای حضرت ولی عصر (عج) را از روی بی توجهی، به پهن کردن سجاده ربط داد. با این سخن و بی توجهی به حرمت ادعیه ای که مربوط به ساحت قدس امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می شد، کلام حضرت را شنید که به او فرمودند: «برای تو اندکی است از فهم»؛ یعنی این که شأن و مقام ادعیه در حدی است که ما نمی توانیم به شوخی و یا از روی بی توجهی از آنها استفاده کنیم.
چه بسیار شاهدیم افرادی که سر وکار زیادی با آیات و روایات داشته عباراتی از آنها را بر سر زبان دارند، آن عبارات را به عنوان مزه در محاورات روزمره به کار می برند. در حالی که کثرت بهره وری از کلام پروردگار و بیانات ائمه علیه السلام باید خضوع و قدرانی و احترام ما را نسبت به این فرمایشات بیشتر کند، نه این که حرمت آن را از بین برده، ما را به استفاده سبک و سخیف از آنها بیاندازد.
1-نجم الثاقب: مرحوم حاج میرزا حسین طبرسی نوری، ص 575-578
حرمت کلام الهی


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته