|
فلسفه انتظار، دميدن روح اميدوارى و پايدارى است. انتظار و عقيده به ظهور مصلح، شيعه
را در جريان زمان، براى مقاومت پرورش داد و جامعه شيعه را از زوال نگاه داشت و تا امروز، اين عقيده، عامل بقاى شيعه و پايدارى اوست. شيعيانى كه با وضعيت اسفبار حكومت بنى اميه و بنى عباس، روبه رو شده بودند، اگر منتظر وآينده بين نبودند و اعتقاد به پيروزى حق و عدالت نداشتند، هرگز براى شان حال مقاومت باقى نمى ماند و از دگرگون شدن اوضاع نا اميد مى شدند و ريشه هر حركت و پايدارى در آن ها خشك مى شد. اما قرآن كريم بشارت داده و پيامبر اكرم (ص)؟ وحضرت على (ع) نيز وعده داده اند كه اين دين، پايدار مى ماند و هميشه، حق پيروز است. پس از رحلت رسول خدا(ص) تا به امروز، ريشه همه حركت ها ونهضت هاى شيعه عليه باطل، همين فلسفه انتظار و عقيده به ادامه مبارزه حق وباطل بوده است. اين همان فلسفه اى است كه در اديان گذشته نيز مايه اميدوارى پيروان آن ها و مشوق آنان به پايدارى بوده است پس فلسفه انتظار، مانند يك عامل و ماده حياتى مهم، در تمام اديان آسمانى وجود داشته و رمز بقا و موجوديت آنان بوده است و اكنون هم از عوامل بقاى جامعه مسلمانان است(1).
|