امام باقر(ع) مىفرمايد: «صاحب امر را در برخى از اين درّهها (ذى طوى) غيبتى خواهد بود. دو شب پيش از ظهورش، نزديكترين پيشخدمتش، به ديدار برخى از ياران حضرت مىرود و از ايشان مىپرسد: شما در اينجا چند نفريد؟ مىگويند: چهل تن. مىگويد: چگونه خواهيد بود، اگر پيشواى خود را ببينيد؟ پاسخ مىدهند: به خدا سوگند، اگر در كوهها زندگى كند، همراه او خواهيم بود و همان گونه زندگى خواهيم كرد».[4]
امام صادق(ع) مىفرمايد: «ياران حضرت(عج) دستهاى خود را بر زين مركب امام(ع) مىكشند و با اين كار، درخواست بركت مىكنند. دور حضرت حلقه مىزنند و در جنگها جسم و جان خود را سپر بلاى او مىكنند و هر چه از آنان بخواهد، اجابت كرده، انجاممىدهند».[5]
نيز آن حضرت در توصيف ياران مهدى(عج) مىفرمايد: «او مردانى دارد كه گويا دلهاى شان از پاره آهن است ... آنان در برابر حضرت از يك كنيز نسبت به مولا و مالك خود، فرمانبردارتر و در برابر اوامرش تسليم هستند».[6]
رسول خدا(ص) مىفرمايد: «خداوند براى حضرت مهدى(عج) از گوشه و كنار جهان به تعداد اهل بدر، جنگجو گرد مىآورد. آنان در فرمانبردارى از حضرتش بسيار كوشا و مصممهستند».[7]
امام صادق(ع) مىفرمايد: «گويا مىبينم كه حضرت قائم(عج) و يارانش در نجف (كوفه) مستقر شدهاند (و چنان ثابت و استوارند) كه گويى پرنده بر سر آنان نشستهاست».[8]
جنگاوران چنان منظّم، بىحركت و تسليم محض در برابر حضرت مىايستند كه گويى پرنده بر سرشان نشسته است كه اگر كوچكترين حركتى از خود نشان دهند، پرنده پروازمىكند.