montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

عبداللَّه بن بكير از امام كاظم(ع) درباره تفسير آيه (وَلَهُ أسْلَمُ مَنْ فى السَّمواتِ و الأرض طَوْعاًوكرْهاً؛[4]


هر آن كه در آسمان و زمين است چه از روى اختيار يا اجبار مطيع فرمان خداست) سؤال كرد.
امام فرمود: «اين آيه درباره قائم(عج) فرود آمده است؛ هنگامى كه عليه يهود، نصارا،صابئيان، مادى گرايان و برگشتگان از اسلام و كافران در شرق و غرب كره زمين قيام‏مى‏كند و اسلام را به آنان پيشنهاد مى‏نمايد. هر كس از روى ميل پذيرفت، دستور مى‏دهد كه نماز بخواند وزكات بدهد وبر طبق آن چه فرد مسلمان مأمور به انجام آن است، رفتار نمايد و هر كس مسلمان نشود، گردنش را مى‏زند تا آن كه در شرق و غرب جهان، يك كافر برجاى‏نماند».


عبداللَّه بن بكير پرسيد: قربانت گردم، در روى زمين مردم بسيارى هستند؛ چگونه حضرت مى‏تواند همه آنان را مسلمان كند يا گردن بزند؟


امام كاظم(ع) فرمود: «وقتى خداوند چيزى را اراده كند، چيز اندك را بسيار و بسيار اندك مى‏گرداند».[5]
شهر بن حوشب مى‏گويد: حجاج به من گفت: اى شهر! در قرآن آيه‏اى است كه مرا خسته كرده است (و معناى آن را نمى‏فهمم). گفتم: كدام آيه؟ گفت: آن‏جا كه خداوند مى‏فرمايد: (وإن من أهل الكتاب إلاّ ليؤمننّ به قبل موته؛[6]


هيچ يك از اهل كتاب نيست مگر آن كه قبل از مرگش ايمان مى‏آورد) و مكرر اتفاق افتاده است كه فردى نصرانى يا يهودى را پيش من مى‏آورند وگردنش را مى‏زنم و آن‏گاه به لب‏هايش خيره مى‏شوم، ولى حركتى نمى‏كند تا اين كه نفس او قطع مى‏شود.
شهر بن حوشب مى‏گويد: به او گفتم: معناى آيه، اين نيست كه تو پنداشتى؛ بلكه مراداين است كه وقتى پيش از قيامت، عيسى بن مريم از آسمان فرود آيد و به حضرت‏قائم(عج) اقتدا كند، در آن هنگام هيچ يهودى و نصرانى نمى‏ماند، مگر آن كه پيش از مرگ به او ايمان مى‏آورد.


حجاج پرسيد: اين تفسير را از كجا فرا گرفته‏اى و چه كسى آن را به تو آموخته است؟ گفتم: اين تفسير را امام باقر(ع) فرمود. حجاج گفت: از چشمه‏اى زلال به دست آورده‏اى. [7]
رسول خدا(ص) مى‏فرمايد: «قيامت برپا نمى‏شود، مگر آن كه با يهود بجنگيد. آن‏گاه يهوديان (شكست خورده) مى‏گريزند و پشت سنگ‏ها پنهان مى‏شوند؛ ولى سنگ فرياد مى‏زند: اى مسلمان! اى بنده خدا! اين يهودى پشت من پنهان شده است».[8]



رسول خدا(ص) مى‏فرمايد: «... يهوديانى كه با دجّال هستند، مى‏گريزند و پنهان مى‏شوند؛ ولى درختان و سنگ‏ها فرياد برمى‏آورند: اى روح اللَّه! اين يهودى است. حضرت نيز آنان را مى‏كشد و كسى را بر جاى نمى‏گذارد».[9]
البته از روايات ديگرى فهميده مى‏شود كه ستيز و رويارويى حضرت با اهل كتاب هميشه يكسان نبوده، بلكه در مواردى با دريافت جزيه به آنان اجازه مى‏دهد به دين خودشان بر جاى بمانند و با گروهى به بحث و مناظره بپردازد و آنان را با اين روش به اسلام دعوت مى‏كند و ممكن است بگوييم در آغاز قيام با آنان به بحث مى‏پردازد و با كسانى كه حق را پنهان سازند، مى‏جنگد.
ابوبصير مى‏گويد: به امام صادق(ع) عرض كردم: حضرت قائم(عج) تا پايان زندگانى در مسجد سهله (كوفه) خواهد ماند؟ فرمود: «آرى». پرسيدم: اهل ذمّه، در نظرش چگونه خواهند بود؟ فرمود: «با آنان از راه مسالمت‏آميز وارد مى‏شود؛ هم‏چنان‏كه پيامبر(ص) رفتار مى‏كرد. آنان در حال خوارى جزيه مى‏پردازند».[10]


ابن اثير مى‏گويد: در آن روزگار هيچ اهل ذمّه‏اى نمى‏ماند كه جزيه بپردازد. [11]
ابن‏شوذب مى‏گويد: بدين علّت به حضرت قائم(عج) مهدى مى‏گويند كه به سوى يكى از كوه‏هاى شام هدايت مى‏شود و در آن‏جا اسفار تورات را خارج مى‏سازد و با آن با يهوديان به بحث و مناظره مى‏پردازد و گروهى از آنان به دست حضرت اسلام مى‏آورند».[12]




پاورقی در مورد آخر موجود می باشد.
اهل كتاب


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته
 Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1