هیچ عملی بدون معرفت پذیرفته نمی شود. و هیچ معرفتی هم بدون عمل نخواهد بود. و هر کس معرفت داشته باشد، معرفتِ او راهنمای عملش می شود و آن که معرفت ندارد در واقع عملی هم ندارد.
معرفت شرط پذیرفتن عمل است. و از طرفی معرفت انسان را به عمل وا می دارد. و بنابراین هیچ معرفتی بدون عمل نمی شود. معرفت آثاری دارد که در عمل ظاهر می شود و همواره معرفتِ انسان راهنمای عمل اوست؛ به طوری که بدون معرفت، عمل کاملاً بی ارزش است، درست مانند کالبد بدون روح که هیچ ارزشی ندارد. و همانطور که توضیح داده شد روح و حقیقت اعمال عبادی مانند نماز و حج و زکات، همان معرفت کسی است که آنها را انجام می دهد و در واقع انگیزه و اساس عباداتِ او را تشکیل می دهد.
با این ترتیب هر چه معرفتِ انسان بالاتر رود، ارزش اعمالِ انسان و ارزشِ خود انسان هم بالاتر می رود. اصلاً تنها چیزی که معیار برتری خود شخص می شود معرفت اوست و عبادات هم تا آنجا که بر محور معرفتِ بالاتر باشند، به انسان فضیلت و ارزش می بخشند. از ائمه اطهار (ع) روایت شده است که:
برخی از شما بیش از بعضی دیگر اهل نماز هستید؛ و بعضی بیشتر اهل حج، و بعضی بیشتر صدقه می دهید. و برخی بیشتر از برخی دیگر روزه می گیرید و (با وجود همه اینها) بهترین شما، آنهایی هستند که معرفتِ بهتری دارند.
در این حدیث معیار افضلیت بیان شده است که همانا معرفت انسان است. آن که معرفت کاملتر و صحیح تری دارد ارزشش بالاتر است. ارزش نماز و حج و صدقه و روزه هم به اندازه معرفتی است که شخص داراست. اگر معرفت را حذف کنیم، آنچه می ماند یک سری اعمال فیزیکی و بدنی بدون روح و بی معناست که نمی توان نام بندگیِ خدا بر آنها نهاد. پس عبادت باید با معرفت همراه باشد تا ارزش پیدا کند. و دستور پیامبر خدا (ص) در عبادت این است که:
خدا را طوری عبادت کن که گویی او را می بینی. پس تو اگر او را نمی بینی، او تو را می بیند.
راه عملی شدنِ این فرمایش رسول خدا (ص) این است که انسان معرفتش به خداوند بالا رود؛ که هر چه معرفت بیشتر شود انسان خداوند را بیشتر حاضر و ناظر بر اعمال خویش می بینید و کاملترین درجه معرفتِ خدا همان است که به «رؤیت» تعبیر شده است. این رؤیت البته با چشم سر نیست، بلکه رؤیت قلب است به واسطۀ حقیقت ایمان؛ که روایت شده است:
قال: یا اَمیرالمؤمنینَ، هَل رَاَیتَ رَبَّکَ حینَ عَبَدتَهُ؟ فَقالَ: وَیلَلکَ! ما کُنتُ اَعبُدُ رَبَّاً لَم اَرَهُ. قال: وَ کیَفَ رَاَیتَهُ؟ قالَ: وَیلَکَ! لاتُدرِکُهُ العُیُونُ فی مُشاهَدَهِ الاَبصارِ وَ لِکن رَاَتُهُ القُلُوبُ بِحَقائِقِ الایمانِ [4]
از امیرالمؤمنین (ع) سئوال شد: آیا پروردگارت را به هنگام عبادتش دیده ای؟ فرمود: وای بر تو! من پروردگاری را که ندیده ام بندگی نکرده ام. پرسید: چگونه او را دیده ای؟ فرمود: وای بر تو! چشمها او را به واسطۀ دیدن ادراک نمی کند ولی قلبها او را به واسطه حقیقت ایمان می بینند.
[1] تحف العقول / 294
[2] بحار ج 3 ص 14
[3] بحار ج 77 ص 74
[4] اصول کافی، کتاب التوحید باب فی ابطال الرویه ، ح 6