montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

آری؛ اصل ایمان قبول ولایت اهل بیت (ع) است، و این یک سنت قطعی الهی است که در کل خلقت جریان داشته و دارد و بر همه اهل آسمان ها و زمین هایی که خدا خلق فرموده حاکم است و اختصاص به انسان های روی کره زمین در منظومۀ شمسی و اختصاص به امت پیامبر خاتم (ص) ندارد. قبل از خلقتِ خاکی انسان ها و از هنگام آفرینش نور وجودی اهل بیت (ع) این سنت جریان پیدا کرده است. در یکی از احادیث مربوط به معراج پیامبر بزرگ اسلام (ص) آن حضرت چنین فرموده اند:

لَیلَهَ اُسریَ بی اِلَِی الجَلیلِ جَلَّ جَلالُهُ، اَوحی اِلیَّ ... یا مُحَمَّدُ، اِنّی خَلَقتُکَ وَ خَلَقتُ عَلِیاً وَ فاطِمَهَ وَ الحَسَنَ وَ الحُسَینَ وَ الائِمَّهَ مِن وُلدِهِ مِن سِنخِ نورٍ مِن نُوری. وَ عَرَضتُ وِلایَتِکُم عَلی اَهلِ السَّمواتِ وَ اَهلَ الاَرضینَ فَمَن قَبلِها کانَ عِندی مِنَ المؤمِنینََ وَ مَن جَحَدَها کانَ عِندیِ مِنَ الکافِرینَ.

یا مُحَّمَدُ لَو اَنَّ عَبداً مِن عَبیدیَ عَبَدَنی حَتَّ یَنقَطِعَ وَ یَصیرَ کَالشَّنِ البالی، ثُمَّ اَتانی جاحِداً لِوِلایَتِکُم ما غَفَرتُ لَهُ حَتِّی یُقِرَّ بِوِلایَتِکُم [1]

شبی که من به سوی پروردگار جلیل سیر داده شدم (شب معراج) به من چنین وحی فرمود: .... ای محمد، من تو و علی و فاطمه و حسن و حسین و امامان از فرزندانِ او را از اصلِ نور خود آفریدم، و ولایت شما را بر اهل آسمان ها و اهل زمین ها عرضه داشتم. پس هر کس آن را پذیرفت، نزد من از مؤمنان گردید. و هر که آن را انکار کرد، از نظر من جزء کافران شد.

ای محمد، اگر یکی از بندگانِ من آنقدر مرا عبادت کند تا آنکه قطعه قطعه شود و همچون مَشکِ پوسیده گردد، سپس با انکارِ ولایتِ شما نزدِ من آید، من از او نمی گذرم تا آنکه به ولایتِ شما اقرار و اعتراف نماید.

آری؛ ملاک ایمان همانا اقرار به ولایتِ اهل بیت (ع) است. و انسان ها قبل از آنکه به دنیا آیند، با اختیار و حریتی که داشتند مورد امتحان الهی قرار گرفتند. و ماده امتحان ولایت اهل بیت (ع) بود. همانطور که در دنیا نیز وسیله امتحان خدا همین مسئله است و نشانۀ ولایت ایشان، محبت به آن ذوات مقدسه (ع) است.

رسول خدا (ص) می فرمایند:

لَو اَنَّ عَبداً عَبَدَاللهَ بَینَ الصّفا وَ المَروَهِ اَلفَ عامٍ ثُّمَ اَلفَ عامٍ حَتی یَصیرَ کَالشَّنّ البالِی، ثُُّم لَم یُدرِک مَحَبَّنا، کَبَهُ اللهُ عَلی مِنخَرَیهِ فِی النّارِ، ثُّمَ تَلا: «قُل لااَسالُکُم عَلَیهِ اَجراً اِلاَّ المَوَدَهَ فِی القُربی.» [2]

اگر بنده ای در بین صفا و مروه هزار سال خدا را عبادت کند، آنگاه هزار سال دیگر و پس از آن نیز هزار سال دیگر، تا آنکه همچون مَشکِ پوسیده شود، اما محبت ما اهل بیت را نداشته باشد، خداوند او را با صورت در آتش می افکند. سپس این آیه را تلاوت فرمود: «(ای پیامبر) بگو: من به خاطر انجام رسالتم، مزدی جر مودّت در راه نزدیکان نمی خواهم.»

به هر حال اصل و روحِ همۀ عبادات، معرفت و ولایت اهل بیت (ع) است. اگر نماز و روزه و حج و زکات را بندگان خدا آموخته اند، به برکت شناختِ خاندان رسالت بوده، اگر آنها نبودند کسی با نماز و روزه و .... آشنا نبود. و اگر اینها آن تأثیری که باید در روح آدمی داشته باشند، داشته باشند، عبادت کننده را در معرفت و ولایت اهل بیت (ع) استوارتر و محکمتر می سازند. بنابراین می توان گفت اول و آخر هر عبادتی، معرفت و ولایت پیامبر (ص) و ائمه (ع) است. امام صادق (ع) می فرمایند:

ما مِن شَیءٍ بَعدَ المَعرِفَهِ یَعدِلُ هذِهِ الصَّلاهَ. وَلا بَعدَ المَعرِفَهِ وَ الصَّلاهِ شَیءٌ یَعدِلُ الزَّکاهَ وَلا بَعدَ ذلِکَ شَیءٌ یَعدِلُ الصّومَ وَلا بَعدَ ذلِکَ شیءٌ یَعدِلُ الحَجَّ وَ فاتِحَهُ ذلِکَ کُلّهِ مَعرِفتُنا. وَ خاتِمَتُهُ مَعرِفَتُنا [3]

هیچ چیز (از لحاظ اهمیت و ارزش) پس از معرفت، با این نماز برابری نمی کند. و پس از معرفت و نماز، هیچ چیز با زکات برابری نمی کند. و پس از اینها هیچ چیز با روزه برابری نمی کند. و پس از اینها هیچ چیز با حج برابری نمی کند. و آغاز و ابتدای همه اینها معرفت ما (اهل بیت «ع») است و پایان و انتهای آنها هم معرفت ما.

اصل در «معرفت»، معرفت خدای متعال است که روح و حقیقتِ بندگیِ اوست. اما همانطور که بیان شد، لازمه معرفت خدا معرفت پیامبر (ص) و اهل بیت اوست، به طوری که قبل از هر عبادتی باید تسلیم ولایتِ چهارده معصوم (ع) شد و آنگاه از آنها اعمال عبادی را فرا گرفت. پس رتبۀ معرفت امام (ع) بر هر عبادتی مقدم است. از طرف دیگر نتیجه هر عبادتی معرفت بیشتر نسبت به خداوند است که این هم اثرش در معرفت بیشتر نسبت بعه اهل بیت (ع) آشکار می گردد. بنابراین معرفت امام (ع) عصاره و چکیده همه عبادات است و چون روحِ همه آنهاست، از هیچ عبادتی جدا نیست.

به همین جهت است که می بینیم همه عبادات ممکن است در شرایطی از عهده انسان ساقط شود ولی ولایت اهل بیت (ع) این طور نیست و یک امر قلبی می باشد که در هیچ شرایطی از وجوب ساقط نمی گردد. این مطلب را ابوحمزه ثمالی از امام باقر (ع) چنین نقل کرده است:

بُنِیَ الاِسلامُ عَلی خَمسٍ: اِقامُ الصَّلاهِ وَ ایتاءُ الزَّکاهِ وَ حِجُّ البَیتِ وَ صَومُ شَهرِ رَمَضانَ وَ الوِلایَهُ لَنا اَهلَ البَیتِ. فَجُعِلَ فی اَربَعِ مِنها رُخصَهٌ، وَ لَم یَجعَل فی الوِلایَهِ رُخصَهٌ مَن لَم یَکُن لَهُ مالٌ، لَم یَکُن عَلَیهِ الزَّکاهٌ وَ مَن لَم یَکُنِ عِندَهُ مالٌ، فَلَیسَ عَلَیهِ حَجَّ وَ مَن کانَ مَریضاً، صَلی قاعِداً، وَ اَفطَرَ شَهرَ رَمَضانَ. وَ الوِلایِهُ صَحیحاً کانَ اَو مَریضاً، اَو ذال مالٍ اَو لامالَ لَهُ، فَهِیَ لازِمَهٌ [واجِبَهّ] [4]

اسلام بر پنج چیز استوار است: به پاداشتِن نماز و پرداخت زکات و حج خانه خدا و روزه ماه رمضان و ولایت ما اهل بیت. پس چهار تا از اینها در شرایط خاصی ساقط می شوند، ولی ولایت در هیچ شرایطی ساقط نمی گردد. کسی که دارایی ندارد، پرداخت زکات بر او واجب نیست، و کسی که مالی ندارد، حج از او ساقط است. و کسی که مریض باشد، نشسته نماز می خواند و ماه رمضان را روزه نمی گیرد. ولی ولایت برای شخص سالم یا مریض و برای دارا و فقیر در هر شرایطی لازم و ضروری است.

نماز مهمترین فرع دین است، اما در شرایطی برای زنها به طور کلی ساقط می گردد بدون آنکه قضا داشته باشد. و در مواقعی همچون بیماری، ایستاده خواندن آن و در صورت عجز، نشسته خواندنِ آن هم ساقط می گردد. و سایر فروع دین مانند حج و زکات و روزه نیز هر یک در شرایط خاصی واجب نیستند. تنها مسئله ولایت اهل بیت (ع) است که هیچگونه تخفیفی نسبت به آن برای هیچکس و در هیچ شرایطی داده نشده است. تا وقتی شخص زنده و مکلف است، در برابر این امر قلبی وظیفه اش ساقط نمی گردد.

[1] بحار ج 27 ص 200

[2] تفسیر مجمع البیان، ذیل آیه 23 سوره شوری

[3] بحار ج 27 ص 202

[4] خصال، باب الخمسه، ح 21


ولایت ائمه (ع) در دنیا و قبل از آن وسیله امتحان خلق بوده است


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته
 Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1