یکی از لوازم محبت نسبت به امام (ع) این است که دوستدار ایشان با دوستان حضرت دوست و با دشمنان ایشان، دشمن باشد. این امر خصوصاً در زمان غیبت امام (ع) مورد تأکید قرار گرفته است. رسول خدا (ص) می فرمایند:
خوشا به حال کسی که حضرت قائم از اهل بیت مرا درک نماید در حالی که در زمان غیبت او پیش از ظهورش، به امامت او معتقد بوده و با دوستان او دوستی کرده و با دشمنانش دشمنی کرده باشد. چنین کسی از رفقا و دوستان من و از گرامیترین امت من نزد من در روز قیامت خواهد بود.
ملاحظه می شود که دوستی با دوستان امام (ع) و دشمنی با دشمنان ایشان، از پذیرفتن ولایت و امامتِ آن حضرت جدا نیست و در کنار یکدیگر مطرح شده اند. بشارت دیگر در حدیث دیگری به نقل از امام کاظم حضرت موسی بن جعفر (ع) چنین آمده است:
«طوبی» متعلق است به شیعیان ما که در زمان غیبت قائم ما به ریسمان (ولایت) ما تمسک نموده، بر دوستی با ما و بیزاری از دشمنانِ ما ثابت قدم باشند. آنها از ما و ما از آنها هستیم. آنها به امامت ما خشنود و ما از پیروی آنها راضی و خشنود هستیم. پس «طوبی» متعلق به آنهاست. آری؛ «طوبی» متعلق به آنهاست. و قسم به خدا آنها در روز قیامت با ما در درجات ما خواهند بود.
در توضیح معنای «طوبی» روایتی را ابوبصیر از حضرت صادق (ع) نقل کرده که ابتدای آن این است:
(طوبی) درختی است در بهشت که اصل و ریشه آن در خانه علی بن ابی طالب (ع) است و شاخه ای از شاخه های آن در خانه هر یک از مؤمنان می باشد. و به این مطلب اشاره دارد فرموده خدای تعالی: «طوبی و حُسنِ عاقبت برای آنهاست.» [4]
از این معلوم می شود که مسئله دوستی با دوستان اهل بیت (ع) و دشمنی با دشمنان ایشان به قدری ارزشمند و گرانقیمت است که ثوابش بودن در جوار اهل بیت (ع) و گرامی بودن نزد پیامبر خدا (ص) در قیامت می باشد. این امر در درجه اول یک امر قلبی است. یعنی اینکه اگر کسی از دوستداران اهل بیت (ع) می باشد، انسان باید قلباً او را دوست داشته باشد و نباید از او بدَش بیاید. ممکن است آن شخص مرتکب معاصی و کارهای ناپسند بشود، که در این صورت انسان باید از اعمال بد او ناخشنود و متنفر باشد، ولی خود او را تا وقتی که از دوستداران اهل بیت (ع) است باید دوست داشته باشد [5] و به خاطر حساب های شخصی با او دشمن نشود بلکه همیشه محبت او نسبت به اهل بیت (ع) را بر سود و زیانِ شخصی ترجیح دهد؛ حتی او را بر کسی که سجایای خوب اخلاقی دارد ولی از دوستداران اهل بیت (ع) نیست ترجیح دهد؛ یعنی تنها معیار دوستی اش، محبت نسبت به اهل بیت باشد. و این امتحانی است برای اهل معرفتِ ائمه (ع) که به وسیله آن، میزان اخلاصِ خود را در دوستی با ایشان ثابت می کنند. تا اینجا مربوط میشود به مرحله اول که صرفاً یک امر قلبی است.
مرحله دوم که به دنبال مرحله اول مطرح می شود، مسئله حقوق دوستداران ائمه (ع) و رعایت آنهاست که هر چقدر در ایفای آن حقوق اهتمام و جدیت داشته باشد، نشانه دوستی اش با اهل بیت (ع) و هر چه نسبت به آنها بی تفاوت باشد، حکایت از ضعفِ دوستی اش نسبت به اهل بیت (ع) می کند. ادای حقوق اهل محبت و ولایت ائمه (ع) که در روایات ما «مؤمن» خوانده شده اند بسیار با اهمیت است. امام صادق (ع) می فرمایند:
ما عُبِدَاللهَ بِشَیءٍ اَفضَلَ مِن اَداءِ حَقِّ المؤمِنِ [6]
خداوند عبادت نشده است به چیزی که برتر از ادا کردنِ حق مؤمن باشد.
یک بار هم وقتی معلی بن خنیس درباره حقوق مؤمن از ایشان سئوال کرده بود، در جواب به او فرمودند:
هفتاد حق است که جز هفت تا را به تو نمی گویم. زیرا نسبت به تو نگران هستم، می ترسم که تحمل (انجام) آنها را نداشته باشی.
سپس آن هفت حق را چنین معرفی کردند:
لاتَسبَعُ وَ یَجُوعُ. وَلاتَکتَسی وَ یَعری. وَ تَکُونُ دَلیلَهُ وَ قَمیصَهُ الذَّی یَلبَسُهُ وَ لِسانَهُ الذی یَتَکَّلَمُ بِهِ وَ تُحِبُّ لَهُ ما تُحِبَّ لِنَفسِکَ وَ اِن کانَت لَکَ جارِیَهٌ بَعَثتَها لِتُمَهِدَ فِراشَهُ وَ تَسعی فی حَوائِجِهِ بِاللیلِ وَ النّهارِ فِاذا فَعَلتَ ذلِکَ، وَصَلتَ وِلایَتِکَ بِوِلایَتِنا وَ وِلایَتَنا بِوِلایَهِ اللهِ عزوَّجلَّ [7]
سیر نباشی در حالی که او گرسنه باشد. و پوشیده نباشی در حالی که او برهنه باشد. و راهنمای او باشی، و پیراهنی باشی که او می پوشد. و زبانی باشی که با آن سخن می گوید. و آنچه برای خودت دوست داری، برای او دوست داشته باشی. و چنانچه کنیزی داری، او را بفرستی تا فرش و بسترش را مرتب سازد. و در (برآوردن) نیازهای او شب و روز کوشا باشی. و چنانچه کنیزی داری، او را بفرستی تا فرش و بسترش را مرتب سازد. و در (برآوردن) نیازهای او شب و روز کوشا باشی، پس اگر این گونه بودی، ولایت خود را به ولایت ما و ولایت ما را به ولایت خدای عزوجل متصل کرده ای.
تعابیر موجود در این حدیث، بسیار گویا و روشن است. مؤمن باید نسبت به دیگران به منزله لباس و زبان باشد. یعنی همانطور که لباس انسان را از برهنگی و خطرات حفظ می کند و ظاهری آبرومند به آدمی می دهد، مؤمن باید برادرش را از خطرات و بی آبرویی حفظ کند. زبان هم وسیله ای است برای بیان خواسته ها و راهی است برای تفاهم با دیگر انسان ها. مؤمن باید جوری باشد که دیگر مؤمنان از او و امکانات مادی باشد و یا آبرو و موقعیت اجتماعی و شغلی. همه اینها باید در خدمت مؤمنان قرار گیرد. اگر برآوردن نیاز مؤمن اقتضا می کرد که شب را هم که وقت استراحت است برای آن صرف کند، دریغ نورزد و خواب را بر آن ترجیح ندهد. اینها گوشه ای است از حقوق مؤمنان بر یکدیگر. و بدیهی است که اگر کسی می خواهد در امرِ «دوستی با دوستان اهل بیت (ع)» جدی و کوشا باشد، باید نسبت به ادای آنها اهتمام زیادی داشته باشد.
[1] کمال الدین، باب 25، ح 2
[2] کمال الدین، باب 34، ح 5
[3] کمال الدین، باب 33، ح 55
[4] رعد / 29
[5] امام رضا (ع): «کن محبا لآلِ مُحمدٍ و اِن کُنتَ فاسِقاً و مُحباً لِمُحبیهِم وَ ان کانوا فاسِقین»: دوستدار آل محمد باش هر چند کناهگار هستی. و دوستدار دوستانشان باش هر چند گناهکار باشند. سفینه البحار، ماده «حبب»
[6] اصول کافی، کتاب الایمان و الکفر، باب حق المؤمن علی اخیه، ح 4