montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

مهم این است که انسان این حقیقت را وجدان کند و این حضور فراگیر را با همه وجود احساس نماید. در این صورت غیبت برای او به منزله مشاهده می شود و او خود را همواره در حضور امام زمانش حس می کند. آن وقت به طور طبیعی و بدون هیچ تکلفی، رعایت آداب و احترام نسبت به آن وجود مقدس را با جدیت خواهد داشت. و راه رسیدن به «قوت یقین» در زمان غیبت برایش از این طریق، هموار می گردد. پیدا شدن چنین حالتی احساس حضور امام غایب یک راه بیشتر ندارد و آن هم در احادیث معین شده است. امام سجاد (ع) به ابوخالد کابلی می فرمایند:

یا اَّبا خالِدٍ، اِنَّ اَهلَ زَمانِ غَیبَتِهِ القائِلینَ بِاِمامَتِهِ وَ المُنتَظِرینَ لِظُهُورِهِ، اَفضَلُ مِن اَهلِ کُلَّ زمانٍ لِاَنَّ اللهَ تَبارَکَ وَ تَعالی اَعطاهُم مِنَ العقولِ وَ الاَفهامِ وَ المَعرِفَهِ ماصارَت بِهِ الغَیبَهُ عِندَهُم بِمَنزِلَهِ المُشاهِدَهِ .... [1]

ای ابوخالد، همانا اهل زمان غیبت او (حضرت مهدی «عج») که اعتقاد به امامتش دارند و در انتظار ظهورش هستند از مردم همه زمان ها بهترند. زیرا خدای تبارک و تعالی چنان عقل و فهم و معرفتی به آنها عنایت فرموده که غیبت برای آنها به منزله دیدن حضوری شده است...

آری؛ حصولِ این حالت از طریق معرفتِ عمیق تر و کاملتر نسبت به همه ارکان دین امکان پذیر است. پایه و ریشه هر معرفتی، معرفتِ خداست که باید برای انسان وجدانی شود. اگر خداشناسی آن گونه که در احادیث اهل بیت (ع) آمده وجدانی انسان گردد، خود به خود اعمال و رفتار انسان را خدا پسندانه می کند و همچنین است پیغمبر شناسی و امام شناسی که همه اینها باید صحیح باشد؛ یعنی مطابق آنچه در کتاب و سنت آمده است بدون التقاط با افکار بشری. و در این میان امام شناسی اهمیت خاصی دارد که در بخش اول کتاب به بحث درباره آن پرداختیم.

یایه دیگر برای تحقق بخشیدن به آن حالت، عمل به همین وظایفی است که مورد بحث در فصل سوم از بخش دوم کتاب می باشد. اینها لوازم و آثار معرفت امام (ع) است که هر چه با جدیت بیشتر دنبال شود، کم کم سنخیت بیشتری میان مأموم با امام زمانش پیدا می شود. و همین سنخیت روحی زمینه را برای احساس شهود آن امام غایب بیشتر و بهتر فراهم می کند.

گاهی ائمه (ع) برای آنکه مطلب را برای شیعیان خود ملموس کنند، بعضی پرده ها را بالا می زدند و حقایقی را به آنها نشان می دادند. ابوبصیر نقل می کند که با حضرت باقر (ع) داخل مسجد شدم در حالی که مردم آمد و شد می کردند. حضرت به من فرمود: از مردم سئوال کن که آیا مرا می بینند. هر کس از آنجا رد می شد، از او می پرسیدم: آیا ابوجعفر (ع) را ندیدی؟ می گفت: نه، در حالی که ایشان در کنار من ایستاده بودند. تا اینکه ابوهارون نابینا (مکفوف) وارد شد. حضرت فرمودند: از این بپرس. گفتم: آیا ابوجعفر (ع) را ندیدی؟ گفت: مگر نه همین است که اینجا ایستاده؟! گفتم: از کجا دانستی؟ گفت: چطور ندانم؛ در حالی که او نوری درخشنده و تابناک است؟!

بعد ابوبصیر می گوید: شنیدم که آن حضرت به مردی از اهل آفریقا می فرمود: حال راشد چطور است؟ گفت: او را زنده و با عقیده صحیح ترک گفتم که به شما سلام می رساند. حضرت فرمود: خدایش رحمت کند! گفت: او مرد؟ فرمود: بله، عرض کرد: کِی؟ فرمود: دو روز پس از خارج شدن تو. گفت: به خدا قسم بیمار نبود و هیچ ناراحتی هم نداشت و آدم در اثر بیماری و ناراحتی می میرد! من (ابوبصیر) پرسیدم: آن مرد که بود؟ حضرت فرمود: یکی از اهل ولایت ما بود که ما را دوست می داشت. سپس فرمود:

لاَن تَرَوا اَنَّهُ لَیسَ لَنا مَعَکُم اَعینٌ ناظِرَهٌ اَو اَسماعٌ سامِعَهٌ، لِبِئسَ مَارَاَیتُم وَ اللهِ ما یَخفی عَلَینا شِیءٌ مِن اَعمالِکُم فَاَحضِرونا جَمیعاً وَ عَوّدُوا اَنفُسَکُمُ الخَیرَ وَ کُونوُا مِن اَهلِهِ تُعرَفُوا بِهِ فَاِنّی بِها آمُرُ وُلدی وَ شیعَتی [2]

اگر چنین فکر کنید که ما نسبت به شما دیدگانی بینا و گوشهایی شنوا نداریم بد تصور کرده اید. قسم به خدا هیچیک از اعمال شما بر ما مخفی نیست. پس همگی ما را حاضر بدارید. [3] و خود را به کارهای خوب عادت دهید. و از اهل خیر باشید تا به آن شناخته شوید؛ که من فرزندان و شیعیان خود را به این امر سفارش می کنم.

آری؛ امکان دارد که یک نابینا حضور امام زمان (ع) خود را حس کند در حالی که انسان های بینا از دیدن ایشان محروم باشند. امام (ع) نوری است درخشنده که مشاهده ایشان احتیاج به چشم ظاهری ندارد. دل اگر بینا باشد، ایشان را می بیند و حضورش را احساس می کند. آنچه مهم است سنخیت روحی و پیوند قلبی با آن وجود مقدس است. راهش را هم امام (ع) نشان داده اند؛ و آن اینکه همیشه خود را در محضر ائمه (ع) احساس کنیم و کارهای خوب را تمرین کنیم تا به انجامِ آنها عادت کنیم و به طوری اهل انجام خیر بشویم که به آن شناخته شویم.

[1] کمال الدین، باب 31، ح 2

[2] خرائج قطب راوندی ص 92

[3] ظاهراً منظور این است که: ما را حاضر بدانید و خود را در حضور ما احساس کنید.


احساس حضور امام (ع) در زمان غیبت


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته
 Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1