1- اعتبار دعا از جهت سند
2ـ جمله «ليت شعري أين استقرت بک النوي بل أي أرض تقلک أو ثري أبرضوي أو غيرها أم ذي طوي = اي کاش مي دانستم که در کدام زمين قرار داري، آيا در کوه رضوي يا ذي طوي يا نه اينجا و نه آنجا؟» چه ارتباط به امام زمان أرواحنا له الفداء دارد، و چرا سراغ آن حضرت را در «ذي طوي»، و کوه «رضوي» مي گيرند، و حال آنکه رضوي به عقيده فرقه کيسانيه جايگاه، و محل اختفاء و غيبت محمّد حنفيه است که معتقد بودند در اين کوه از انظار مخفي، و از آنجا ظهور خواهد کرد، و امام زمان أرواحنا له الفداء نه در غيبت صغري، و نه در غيبت کبري، و نه پس از ظهور هيچ رابطه اي با اين کوه ندارد، و اساساً غيبت آن حضرت به اين صورت نيست که در جاي مخصوصي قرار گرفته باشند بلکه در همه جا و هر مکان بخواهند حاضر مي شوند، و اين ما هستيم که آن ولي خدا را نمي شناسيم، و تشخيص نمي دهيم.
بنا بر اين، سؤال از اينکه تو در کدام جايگاه مخفي بسر مي بري، ظاهراً با نوع غيبت حضرت مهدي موعود شيعه اماميه سازگار نيست؟
3ـ از مطالعه دقيق متن دعا که از ائمه اثني عشر: به تصريح، و ترتيب نام برده نشده، و پس از حضرت امير المؤمنين عليه السلام که به تفصيل از مناقب و فضايل آن حضرت سخن مي گويد، ناگهان و بي واسطه به امام غائب خطاب مي کند، با از سؤال (سؤال دوّم) بيشتر در ذهن طرح مي شود.
4ـ جمله «وعرجت بروحه الي سمائک = و روح او را به آسمانت عروج دادي» نيز با إجماع و اتفاق، و آيات قرآن مجيد، و اخبار و احاديث که دلالت بر جسماني بودن معراج حضرت رسول خدا صلي الله و عليه و آله وسلم دارند، مخالفت دارد.
5ـ چگونه ممکن است اين دعا منسوب به يکي از امامان باشد که همه عاقل و کامل بودند؟ چگونه با اينکه هنوز امام زمان أرواحنا له الفداء به دنيا نيامده بود، در اين دعا به او خطاب کرده اند: «ليت شعري أين استقرت بک النوي...؟ = کاش مي دانستم که در کجا سکونت داري...».
6ـ دعاي ندبه بعد از رسول خدا و ائمه هدي: پيدا شده، و به ايشان بسته شده و بدعت است؟
7ـ اين جمله دعا «وسألک لسان صدق في الاخرين فأجبته وجعلت ذلک علياً = و از تو براي خويش نام نيک بين آيندگان خواست، پس او را اجابت کردي و آن را عالي و بلند مرتبه قرار دادي». با قرآن مخالف است؟
8ـ جمله «وأوطأته مشارقک ومغاربک = و وارد ساختن او را به مشارق و مغارب خود» نيز مخالف با قرآن مجيد است؟
9ـ اين جمله: «وأودعته علم ما کان و مايکون الي انقضاء خلقک = و دانش کذشته و آينده، تا پايان آفرينشت را به وي وديعه دادي». نيز با قرآن مخالفت دارد؟
10ـ اين جمله: «ثم جعلت أجر محمد صلي الله و عليه و آله وسلم مودتهم في کتابک... = سپس اجر محمد ـ صلي الله و عليه و آله وسلم ـ را در کتاب خويش مودّت و دوستي و پيوند با ايشان قرار دادي...» نيز با قرآن سازگار نيست؟
11ـ پرسش ديگر اين است که اين دعا را در هزار مسجد و مکان مي خوانند، آيا امام در همه جا حاضر و شنوا و لا مکان و حاضر در هر مکان است، مانند خدا؟ البته خير، پس اگر در همه جا حاضر نيست، چرا در دعا مي خوانيم: «يابن السادة المقربين يابن النجباء الاکرمين = از زاده آقايان مقرب درگاه خدا اي زاده نجيبان گرامي» پس اين دعا خلاف عقل است؟
12ـ يکي از موارد ديگر که مخالف با عقل است، اين جمله است «يابن يس والذاريات يابن الطور والعاديات»؟
13ـ خواندن غير خدا شرک است و چون در اين دعا امام خوانده مي شود، پس خواندن آن کفر و شرک است؟
14ـ خواندن اين دعا، سبب رکود فعاليتهاي اسلامي، و خمود و تخدير افکار، و اقناع نفوس به ندبه و گريه، و مانع از اشتعال آتش ناراحتي ها و نارضايتي ها و انقلاب و قيام عليه اهل باطل مي شود، و افراد را از امر به معروف و نهي از منکر و تلاش و کوشش براي برقراري نظم صحيح اسلامي و حرکت و اقدام، باز مي دارد؟
شايد پرسش هائي که پيرامون اين دعاي شريف مي شود بيش از اين چهارده سؤال نباشد، که ما به حول و قوه الهي به هر يک جداگانه جواب مي دهيم.