وي، که از صحابه مخصوص امام عسکري و وکيل و کارگزار محمد بنعثمان بود، در سال 305هـ.ق به امر امام عصر، به نيابت برگزيده شد.
حسين، ايرانينژاد و از خاندان «نوبخت» بود. هنگام عيادت نايب دوم از سوي حضرت انتخاب شد. وقتي محمد بنعثمان وفات يافت، حسين بنروح بقيه روز را در خانه او ماند. خادم محمد بنعثمان عصا، صندوقچه و کتابي را، که از محمد مانده بود، به وي سپرد. حسين بنروح وقتي آنها را ديد، گفت: اين عصا از آن مولايم امام عسکري است؛ صندوقچه حاوي انگشتر امامان است و قنوت ائمه در کتاب ثبت شده است. [1] .
پس از مدتي، اولين نامه در يکشنبه پنجم شوال سيصد و پنج هجري قمري، از ناحيه مقدس امام عصر ارواحنا له الفداء به وي رسيد. در آن نامه چنين نوشته بود: «ماوي [حسين بنروح] را ميشناسيم. خداوند تمام خوبيها و خشنوديهاي خود را به او بشناساند و با عنايات خود او را خوشحال کند. از نامه او آگاه شديم و به او در مسؤوليتي که به او واگذار کردهايم، اطمينان داريم. او نزد ما مقامي دارد که سبب خشنودي او است. خداوند احسانش را به او افزونتر کند». [2] .
حسين بنروح، که بيست و يک سال نيابت امام را بر عهده داشت، از مقام علمي والايي برخوردار بود. او کتابي در فقه به نام «التأديب» [3] نوشت که علماي آن روز حوزه علميه قم محتوايش را تأييد کرده بودند. فقهاي بزرگ شهر قم در آن عصر با تمام از نکات مهمي که در زمان وي روي داد، موضوع برخورد با کتابهاي گمراهکننده بود.
ابوالقاسم حسين بنروح نوبختي سرانجام در 18 شعبان سال 326 وفات يافت و در محله نوبختيه بغداد به خاک سپرده شد.
علم و فقاهت از وي پيروي ميکردند. «علي بنبابويه»؛ محدث نامدار قم، براي ديدار با حسين بنروح به بغداد رفت، و پاسخ پرسشهايش را از وي دريافت کرد و به قم بازگشت. [4] .
حسين بنروح پايگاه اجتماعي و موقعيت ديني والايي کسب کرد تا آنجا که همه مخالفان و موافقانش او را خردمندترين مرد زمانه ميدانستند. البته اين امر همان فقاهت، دانش و تقواي او بود. او در برابر متعصبان و قدرتمندان روزگارش مأمور به تقيه بود. با اين همه، از سال 312 ـ 317هـ.ق گرفتار زندان خليفه مقتدر عباسي شد. اما در اين مدت هم به وسيله چند وکيل کارهاي شيعيان را سر و سامان داد. [5] .
از نکات مهمي که در زمان وي روي داد، موضوع برخورد با کتابهاي گمراهکننده بود. ابوجعفر محمد بنعلي شلمغاني معروف به «ابن ابيالعزاقر» که از علماي صاحب تأليف بود، به خاطر جاهطلبي و حسادت ادعاي نيابت کرد و آراي فاسد ديگري، که حلول و تناسخ را تأييد ميکرد، بر زبان راند. مدتي بعد، بر دست حسين بنروح نامهاي از امام زمان در لعن وي صادر شد. [6] در پي اين واقعه، مردم نزد حسين بنروح آمدند و از تکليفشان در مقابل کتابهاي شلمغاني ـ که خانههايشان را پر کرده بود ـ پرسيدند؟ او پاسخ داد: همان را ميگويم که ابومحمد حسن بنعلي عسکري علیه السلام فرموده است. وقتي در باره کتابهاي بنيفضّال از امام حسن عسکري پرسيدند، حضرت فرمود: آنچه از ما روايت کردهاند، بپذيريد و هر چه از خود گفتهاند، ترک کنيد. [7] .
ابوالقاسم حسين بنروح نوبختي سرانجام در 18 شعبان سال 326 وفات يافت و در محله نوبختيه بغداد به خاک سپرده شد. شيخ عباس قمي مينويسد: اين مزار در يک خانه شخصي واقع شده که اگر کسي بخواهد وارد آن شود، نخست بايد از صاحبخانه اجازه بگيرد. آن وقت داخل شود... هنوز اهل خيري پيدا نشده تا اين خانه را بخرد و صحن مناسبي همراه با چند ايوان و حوض در اطراف آن بسازد. اين کار، علاوه بر تعظيم صاحب بزرگوار آن، محل اجتماع و پناهگاه شيعيان در شهر بغداد خواهد شد. [8] .
[1] بحارالانوار، ج 85، ص 211.
[2] همان، ص 372 و ج 51، ص 356.
[3] معجم المؤلفين، عمر رضا کحاله، ج 4، ص8.
[4] رجال نجاشي، ص 261.
[5] خاندان نوبختي، ص 218.
[6] الغيبة، ص 252.
[7] همان، ص 239.
[8] تتمةالمنتهي، ص 303؛ ابوالقاسم حسين بنروح نوبختي، سفير سوم، ص 129.