حسين بنروح پس از بيست و يک سال تلاش، به دستور امام عصر، شخصيت گرانقدر بغداد به نام «علي بنمحمد سمري» را به نيابت معرفي کرد. [1] .
علي بنمحمد از شعبان 326 تا نيمه شعبان 329هـ.ق نيابت امام را بر عهده گرفت. ولي هنگام مرگ کسي را، به عنوان جانشين خود معرفي نکرد. شيخ طوسي به نقل از احمد بنمحمد صفواني، مينويسد: ابوالقاسم، حسين بنروح به ابوالحسن؛ محمد سمري امر نيابت را وصيت کرد. سمري هم همان کارهايي که نوبختي ميکرد، انجام داد. وقتي زمان مرگ وقتي زمان مرگ علي بنمحمد فرا رسيد، شيعيان به حضور من آمدند و از وکيل و نايبش پرسيدند: او گفت: مأمور نيستم، به عنوان نايب، کسي را معرفي کنم!
علي بنمحمد فرا رسيد، شيعيان به حضور من آمدند و از وکيل و نايبش پرسيدند: او گفت: مأمور نيستم، به عنوان نايب، کسي را معرفي کنم! [2] .
شيخ صدوق نيز مينويسد: هنگام وفات، از او خواستند جانشيني معرفي کند، گفت: خدا را امري است که خود به انجام ميرساند. [3] .
از علي بيمحمد کرامات بسيار ديده شد که هر يک کمال ايمانش را نشان ميدهد. از جمله خبري است که صدوق ده سال بعد از شروع غيبت از صالح بنشعيب طالقاني نقل ميکند. صالح ميگويد: «احمد بنابراهيم بنمحلد» به من گفت: در بغداد نزد مشايخ و علما رسيدم. در آن مجلس «علي بنمحمد سمري» بدون مقدمه گفت: خدا «علي بنحسين بنبابويه» [پدر صدوق] را رحمت کند. مشايخ تاريخ اين روز را يادداشت کردند. بعد خبر رسيد که علي بنحسين بنبابويه در همان روز درگذشته است. [4] .
همچنين «ابوجعفر محمد بنعلي بنحسين بنبابويه» به نقل از «احمد بنحسن» ميگويد: در همان سالي که ابوالحسن سمري رحلت کرد، در بغداد بودم. چند روز پيش از وفات نزدش رفتم و توقيعي را به مردم نشان داد که در آن نوشته بود:
اي علي بنمحمد سمري، خداوند پاداش برادرانت را در سوگ تو بيشتر کند. تو تا شش روز ديگر خواهي مرد. پس امور خود را سامان بده و به هيچ کس وصيت نکن. زيرا غيبت کامل واقع شده، ظهوري نخواهد بود؛ مگر به اجازه خداي تعالي؛ و اين پس از مدت درازي خواهد بود که دلها را سختي و قساوت فرا گيرد و زمين از جور و ستم پر شود...