montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

انتقاد کنندگان مي‏گويند: نقش «امام» در جامعه، حفظ و نگهداري شريعت اسلام و مواظبت کردن از احوال امت و جامعه اسلامي است. و اگر غيبت امام، به آنگونه که «اماميه» مي‏گويند، ادامه پيدا کند و اقامه حدود و اجراي احکام و جهاد با دشمنان که بايد به وسيله او انجام شود، همگي متوقف گردد و احتياجي که موجب نصب او گرديده برآورده نگردد، بنابراين، وجود چنين امامي با عدمش مساوي خواهد بود.
اين انتقاد نيز سست و بي‏پايه است، به خاطر اينکه: اولاً: دعوت به حق و تبليغ اسلام، منحصر به شخص امام نيست بلکه اين وظيفه همه مسلمين و مؤمنين است، مگر نه اين است که همواره، اين شيعيانند که تبليغ و ترويج مذهب و شناساندن راه صحيح را به مردم به عهده گرفته و انجام مي‏دهند. امام شخصاً احتياج به عهده گرفتن اين کار را ندارد، همانگونه که ظهور و گسترش دعوت پيغمبران همواره به وسيله پيروان و مؤمنين به آنها بوده است. و به همين مقدار نيز عذر و بهانه افراد بر طرف شده و حجت بر آنان تمام مي‏شود و آنان احتياجي به تحمل سفر و از نزديک به حضور امام رسيدن ندارند و پس از وفات آنان نيز تبليغ و ترويج حق، به همين گونه انجام مي‏پذيرد و اجراي حدود و احکام و جهاد با دشمنان نيز به عهده نمايندگان و فرماندهان آنان بوده و هرگز منحصر به شخص آنان نيست. به همين جهت، در زمان پيغمبران، نمايندگان و فرماندهان آنان اين امور را بدون هيچ سستي و تأخيري انجام مي‏دادند و هرگز نمي‏گفتند که بايد خودشان شخصاً به اين کارها بپردازند.
از بيانات فوق، اين مطلب به وضوح روشن شد که علت احتياج به وجود امام اين است که شريعت و قانون اسلام حفظ شده و به همان گونه که وظيفه آنان است تبليغ گردد و اگر کسي و يا کساني پيدا شوند که به اين امور قيام کنند در اين صورت امام حق دارد ساکت بماند و يا پنهان شود و هرگاه که همه امت برترک اين عمل اتفاق کرده و کسي از آنان اين کار را به عهده نگرفت و تمامشان از راه حق و قانون صحيح، منحرف شوند، قهراً امام حق ندارد که در پنهان بماند، بلکه بايد ظاهر شده و اين کارها را شخصاً انجام دهد. همين مطلب، فلسفه وجود امام را عقلاً تشکيل داده و وجوب نصب او را ثابت مي‏کند.
ثانياً: آنچه عقلاً بر خداوند واجب است، اين مطلب مي‏باشد که براي هدايت امت و حفظ قانون شريعت و تحصيل امنيت، امامي را نصب کند. هنگامي که امت، راه ظلم و ستم را پيشه سازند و مانع انجام وظيفه او گردند و قصد نابودي او را کنند، در اينجا اين تنها امت هستند که مانع ادامه انجام وظيفه او شده وموجب نهان شدن او گرديده‏اند وهرگونه فسادي که از اين امر توليد شود، خودشان مسؤول آن خواهند بود، ولي اگر خداوند امام را بميراند و يا او را نصب نکند و ميراندن يا نصب نکردن امام، موجب فساد و هرج و مرج گردد، در اين صورت مقصر و عامل اصلي در ايجاد فساد و هرج و مرج خداوند خواهد بود. پرواضح است که حق تعالي هرگز موجب فساد و هرج و مرج نمي‏شود. [1] .
[1] مرحوم «علاّمه حلي» در کتاب «کشف المراد» در بحث «وجوب نصب امام» پس از توضيح کلام «خواجه نصيرالدين طوسي» که فرموده: «وجوده لطف و تصرفه لطف آخر و عدمه منا؛ يعني وجود امام براي مردم لطف خداوند است و حکومت او بر جامعه لطف بهتري است براي آنان واگر در اين زمان امام شخصاً اداره امور جامعه را به دست نمي‏گيرد، اين ما هستيم که موجب آن شديم»، مي‏گويد:
«تحقيق در اين باره اين است که فايده و ثمره نيکوي امامت در اجتماع بشري به چند چيز حاصل مي‏شود:
اول اينکه: خداوند امام را به طور واضح نصب کند و امکان اداره صحيح امور مردم را به او بدهد، اين کار را خداوند انجام داده است.
دوم اينکه: امام نيز حاضر به قبول منصب امامت گرديده و آماده انجام وظيفه خود بشود. اين کار را نيز امام به نوبه خود انجام داده است.
سوم اينکه: مردم نيز به وظيفه خودنسبت به وي عمل کنند به اين معنا که فرمان او را بپذيرند و در اداره امور، او ياري دهند. اين همان چيزي است که مردم آن را انجام نداده‏اند. پس بنا بر اين، تنها امت بوده اند که از شامل شدن لطف خداوند نسبت به خود جلوگيري به عمل آورده‏اند، نه خداوند و نه شخص امام». (کشف المراد، ص 285).
انتقاد 7 و پاسخ آن


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته
 Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1