درباره شهادت يا رحلت حضرت(ع)، روايات گوناگونى رسيده ولى با توجّه به سخن امامحسن مجتبى(ع) كه مىفرمايد: «هيچ يك از ما امامان نيست، جز آن كه مسموم يا شهيدمىشود». [1]
مىتوان رواياتى را كه دلالت بر شهادت حضرت(ع) دارد، بر ديگر روايات ترجيح داد.
در اينجا تنها به بازگويى چند روايت بسنده مىكنيم:
1. امام صادق(ع) در دنبال آيه شريفه (ثمّ رددنا لكم الكرّة عليهم) [2]
مىفرمايد: «مقصود زنده شدن دوباره امام حسين(ع) و هفتاد نفر از اصحابش در عصر امامزمان است؛ درحالى كه كلاه خودهاى طلايى بر سر دارند و به مردم، رجعت و زنده شدن دوباره حضرت حسين(ع) را اطلاع مىدهند تا مؤمنان به شك و شبهه نيفتند.
اين در حالى است كه حضرت حجّت در ميان مردم است. چون معرفت و ايمان به حضرتش در دلهاى مردم استقرار يافت، مرگ حضرت حجّت(ع) فرا مىرسد. پس حضرت امام حسين(ع) متولّى غسل و كفن و حنوط و دفن ايشان خواهد شد و هرگز غير از وصى، وصى را تجهيز و آماده خاك سپارى نمىكند». [3]
زهرى مىگويد: حضرت مهدى(عج) چهارده سال زندگى مىكند؛ سپس به مرگ طبيعى به جوار حق مىرود. [4]
ارطاة مىگويد: به من (خبر) رسيده است كه حضرت مهدى(عج) چهل سال زندگى مىكند؛ سپس به مرگ طبيعى در بستر خود مىميرد. [5]
كعب الاحبار مىگويد: منصور اين امّت مهدى است و ساكنان زمين و پرندگان آسمان بر او درود مىفرستند.
اوست كه در جنگ با روم و جنگهاى عظيم مورد آزمايش قرار مىگيرد و اين آزمايش بيست سال طول مىكشد و حضرتش به همراه دو هزار نفر از فرماندهان پرچمدار، به شهادت مىرسند؛ سپس هيچ مصيبتى پس از مصيبت فقدان رسول اللَّه(ص) بر مسلمانان گرانتر از شهادت حضرت مهدى(ع) نخواهد بود. [6]
البته سخنان زهرى و ارطاة و كعب از نظر ما مورد اعتماد نيست؛ مگر آن كه شاهد صدق داشته باشد.
1. كفاية الاثر، ص226؛ بحارالانوار، ج27، ص217.
2. اسراء (17) آيه 6.
3. كافى، ج8، ص206؛ تأويل الآيات الظاهره، ج1، ص278 و ج2، ص762، مختصر البصائر، ص48؛ تفسير برهان، ج2، ص401؛ بحارالانوار، ج53، ص13 و ج51، ص56.