مردى از پيامبر(ص) پرسيد: اى رسول خدا(ص)! قيامت چه وقت بر پا خواهد شد؟ فرمود: «كسى كه مورد سؤال قرار گرفته (خود پيامبر) از سؤال كننده (آن مرد) در اين زمينه آگاهتر نيست، ولى قيامت داراى نشانههايى است: يكى از آنها تقارب بازارهاست». پرسيد: تقارب بازارها چيست؟ فرمود: «كساد بازارها و تجارت و بارش باران بدون آن كه گياهان و محصولاتى برويد».[1]
اميرمؤمنان(ع) به ابنعباس فرمود: «تجارت و معاملات زياد مىشود، ولى بهرهاى اندك نصيب مردم مىگردد و پس از آن قحطى سختى رخ مىدهد».[2]
محمد بن مسلم مىگويد: از امام صادق(ع) شنيدم كه فرمود: «پيش از ظهور حضرت قائم(عج) از سوى خداوند براى مؤمنان نشانههايى است». گفتم: خدا مرا فداى تو گرداند؛ آن نشانهها كدام است؟ فرمود: «آنها همان گفته خداوند است كه فرمود: «(ولنبلونّكم بشىء من الخوف و الجوع و نقص من الأموال و الأنفس و الثمرات و بشّر الصابرين؛ [3] و شما (مؤمنان) را (پيش از ظهور قائم(عج)) به چيزى از ترس و گرسنگى و كمى دارايىها و جانها و ميوهها مىآزماييم؛ پس صابران را مژده ده)» آنگاه فرمود: «خداوند مؤمنان را بهسبب ترس از پادشاهان بنى فلان در دوران پايانى حكومتشان مىآزمايد و مراد از گرسنگى، گرانى قيمتهاست و منظور از كمى دارايىها، كساد تجارت و كمبود درآمد است و مقصود از نقصان جانها، مرگهاى فراوان و سريع و پى در پى است و مراد از كمبود ميوهها، كمبود عايدات و محصولات كشاورزى است. پس صابران را بشارت باد به تعجيل ظهور قائم(عج) در آن هنگام».[4]و به نقل از اعلام الورى، قلّة المعاملات به معناى كساد بازار و كمى داد و ستد است. [5] امام صادق(ع) مىفرمايد: «... در آن هنگام كه سفيانى خروج مىكند، مواد غذايى كمشده، قطحى به مردم مىآورد و باران كم مىبارد».[6]
ابن مسعود مىگويد: هنگامى كه تجارتها از بين برود و راهها ويران گردد، مهدى(عج) ظهور مىكند. [7]
شايد وضعيت بد بازار در آن زمان، معلول ويرانى مراكز توليد و صنعت، كم شدن نيروى انسانى، كاهش قدرت خريد، قحطى، ناامنى راهها و ... است.
در مسند احمد آمده است: پيش از ظهور مهدى(عج) سه سال مردم دچار گرسنگى شديد مىشوند. [8]
ابوهريره مىگويد: واى بر اعراب از شرّى كه به آنان نزديك مىشود؛ گرسنگى شديدى رخ مىدهد و مادران از گرسنگى فرزندان خود، به گريه مىافتند. [9]
1. الترغيب و الترهيب، ج3، ص442.
2. ابنطاووس، ملاحم، ص125.
3. بقره (2) آيه 155.
4. كمال الدين، ج2، ص650؛ نعمانى، غيبة، ص250؛ مفيد، ارشاد، ص361؛ اعلام الورى، ص456؛ عياشى، تفسير، ج1، ص68.