سومين وقتي که دعا براي تعجيل فرج حضرت صاحب الامر - عجّل اللَّه فرجه الشريف - تأکيد شده بعد از نماز عصر است.
و دليل بر اين معني روايتي است که در کتاب «فلاح السائل» سيّد اجل علي بن طاووسقدس سره آمده، مرحوم سيد فرموده: از مهمّات پس از نماز عصر، اقتدا کردن به مولايمان موسي بن جعفر امام کاظمعليه السلام در دعا کردن براي مولايمان حضرت مهدي - صلوات اللَّه عليه - است، چنانکه محمد بن بشير ازدي، از احمد بن عمر بن موسي کاتب، از حسن بن محمد بن جمهور قمي، از پدرش محمد بن جمهور، از يحيي بن الفضل نوفلي روايت کرده که گفت: در بغداد بر حضرت ابوالحسن موسي بن جعفرعليهما السلام وارد شدم هنگامي که نماز عصر را پايان داده بود، آنگاه دستهايش را به سوي آسمان بلند کرد و شنيدم که ميگفت: «أَنْتَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ الأَوَّلُ وَالآخِرُ وَالظّاهِرُ وَالباطِنُ، وَأَنْتَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ إِلَيْکَ زِيادَةُ الأَشْيآءِ وَنُقْصانُها، وَأَنْتَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ خَلَقْتَ الخَلْقَ بِغَيْرِ مَعُونَةٍ مِنْ غَيْرِکَ وَلا حاجَةٍ إِلَيْهِمْ، وَأَنْتَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ مِنْکَ المَشِيَّةُ وَإِلَيْکَ البَدْءُ، وَأَنْتَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ قَبْلَ القَبْلِ وَخالِقَ القَبْلِ، وَأَنْتَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ بَعْدَ البَعْدِ وَخالِقَ البَعْدِ، وَأَنْتَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ تَمْحُو ما تَشآءُ وَتُثْبِتُ وَعِنْدَکَ أُمُّ الکِتابِ، وَأَنْتَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ غايَةُ کُلِّ شَيْءٍ وَوارِثُهُ، وَأَنْتَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ لا يَعْزُبُ عَنْکَ الدَّقِيقُ وَلَا الجَلِيلُ، وَأَنْتَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ لا تَخْفي عَلَيْکَ اللُّغاتُ وَلا تَتَشابَهُ عَلَيْکَ الأَصْواتُ، کُلَّ يَوْمٍ أَنْتَ فِي شَأْنٍ لا يَشْغَلُکَ شَأْنٌ عَنْ شَأْنٍ، عالِمُ الغَيْبِ وَأَخْفي، دَيّانُ الدِّينِ، مُدَبِّرُ الأُمُورِ، باعِثُ مَنْ فِي القُبُورِ، مُحْيِي العِظامِ وَهِيَ رَمِيمٌ. أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ المَکْنُونِ الَمخْزُونِ الحَيِّ القَيُّومِ الَّذِي لا يُخَيَّبُ مَنْ سَأَلَکَ بِهِ أَنْ تُصَلِّيَ عَلي مُحَمَّدٍ وَآلِهِ، وَأَنْ تُعَجِّلَ فَرَجَ المُنْتَقِمِ لَکَ مِنْ أَعْدآئِکَ وَأَنْجِزْ لَهُ ما وَعَدْتَهُ، يا ذَا الجَلالِ وَالإِکْرامِ»؛ تويي خداوند هيچ معبود حقّي غير از تو نيست، اوّل و آخر و ظاهر و باطن هستي؛ و تويي خداوند هيچ معبود حقّي جز تو نيست، زياد و کم اشياء به تو برميگردد؛ و تويي خداوند هيچ خدايي غير از تو نيست، مخلوقات را آفريدي بيآنکه از غير خودت کمک بگيري يا نيازي به آنها داشته باشي؛ تويي خداوند هيچ خدايي جز تو نيست، مشيّت از تو و ابتدا کردن از تو است؛ و تويي خداوند هيچ معبودي جز تو نيست، پيش از قبل و آفريننده قبل هستي؛ و تويي خداوند هيچ معبودي جز تو نيست، بعد از بعد و آفريننده بعدي، آنچه را بخواهي محو ميکني و آنچه را ميخواهي اثبات مينمايي، و نزد تو است اُمّ الکتاب؛ تويي خداوند هيچ خدايي جز تو نيست، پايان و وارث هر شيء هستي؛ تويي خداوند هيچ معبودي جز تو نيست، هيچ کم و زياد و ريز و درشتي از تو پنهان نميباشد؛ تويي خداوند هيچ معبودي جز تو نيست، لغتها بر تو مخفي نميماند و صداها بر تو مشتبه نميشود، هر روز تو در کاري هستي و هيچ کاري از کار ديگر تو را مشغول نميدارد، غيب و پنهانتر از آن را دانا هستي، نگهبان دين و تدبير کنندء امور، برانگيزنده مردگان از قبرها، زنده کننده استخوانهاي پوسيدهاي؛ از تو ميخواهم به نام در پرده مخزون حيّ قيّومت که هرکس تو را به آن بخواند نااميد نميشود؛ اينکه بر محمد و آل او درود بفرستي و فرج انتقام گيرنده براي تو از دشمنانت را به زودي برساني و آنچه به او وعده کرهاي وفا و انجاز فرمايي، اي صاحب جلال و اکرام.
راوي ميگويد: عرض کردم: دعا براي چه کسي بود؟ فرمود: او مهدي آل محمدعليهم السلام است. سپس فرمود: پدرم قربان آن فربه شکم، پيوسته ابرو، باريک ساق، که شانههايش پهن است، گندمگوني که با وجود آن از اثر شب زندهداري به زردي نيز آميخته است، پدرم فداي کسي که شب خود را با رکوع و سجود به شمارش ستارگان ميگذارند، پدرم قربان کسي که در راه خدا هيچ ملامتکنندهاي بر او اثر نميکند، چراغ تاريکي، پدرم فداي کسي باد که قائم به امر خداوند است.
عرضه داشتم: خروج او کي اتفاق ميافتد؟ فرمود: هرگاه سپاهيان را در انبار در کرانه فرات و دجله مشاهده کردي، و پل کوفه منهدم و بعضي از خانههاي کوفه سوزانده شد، پس هرگاه آنها را ديدي خداوند آنچه خواهد انجام دهد، هيچ چيز بر امر خداوند غالب و چيزه نگردد، و هيچ حکم او را تأخيز نيندازد. [1] .
[1] فلاح السائل، 199.

بعد از نماز عصر
در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
|
 |
|
 |
|
Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1