الزموا الارض ، و اصبروا علي البلاء ، و تحرکوا بايديکم و سيوفکم في هوي السنتکم ، و لا تستعجلوا بما لم يعجله الله لکم فانه من مات علي فراشه و هو علي معرفه حق ربه و حق رسوله و اهل بيته مات شهيدا ، و وقع اجره علي الله و استوجب ثواب ما نوي من صالح عمله ، و قامت النيه مقام اصلاته لسيفه ، و ان لکل شيء مده و اجلا. [1] بر جاي خود استوار بوده (بدون اجازه و حساب از اقدام به نبرد خود داري کنيد) در برابر بلاها و مشکلات پايدار باشيد شمشير هايتان را در راه هوي و هوس و سخناني که از زبانتان سر ميزند بکار نياندازيد. [2] درباره آنچه خداوند شتاب و عجله را نسبت به آن روا نداشته شتاب مکنيد ، زيرا کسي که از شما در بستر خود بميرد اما آنچنان که شايسته است خدا و پيامبر و اهل بيتش را که (مسئول امامت و جانشيني پيامبرند) شناخته باشد شهيد از دنيا رفته ، و پاداش او بر خداست و از ثواب کارهاي شايستهاي که قصد انجام آن را داشته برخوردار خواهد بود و نيتش جايگزين شمشير زدن براي خدا و جان باختن در راه اوست.
پس- توجه داشته باشيد- هر چيزي را وقت مشخص و هر کاري را سرانجامي است.
علامه قندوزي در ينابيع الموده باب 74 اين فراز از خطبه «نهج البلاغه » را ضمن ديگر فرازهاي «نهج البلاغه» که مربوط بحضرت مهدي است ايراد نموده و بدين ترتيب اعتراف ميکند که امام امير مومنان با ايراد اين کلمات قدسيه پيشگوئي از حضرت مهدي نموده و مردم را به وظيفه آنها در فراز و نشيبهاي زندگي و هنگام غيبت آن حضرت هشدار ميدهد که مبادا از روي هواي نفس و بدون در نظر گرفتن مصالح اسلامي از روي احساسات اقدام بجنگ و شمشير زدن کنند و به خيال رسيدن به مقام شهادت خود و ديگران را به خطر بياندازند.
ضمنا امير مومنان (ع) در اين فرمايش نظر مردم را بيک نکته بسيار ارزنده معطوف داشته و خاطر نشان ميکند که نائل گرديدن بفيض اعلاي شهادت ، تنها برفتن در ميدان جنگ و کشته شدن با سلاحهاي مورد استفاده در جنگ نيست تا پيران ، زنان ، مسولان ديگر وظايف ، افراد ناتوان و معذور از رفتن بميدانهاي جنگ براي رسيدن بفيض شهادت محروم و دچار حسرت شوند.
بلکه اينگونه افراد يا افراد سالم و توانمندي که نقشهاي گوناگون حياتي و ارزشمند در جامعه اسلامي دارند اگر وظيفه خدا شناسي ، پيامبر شناسي و امام شناسي را در حد خود انجام داده و عملا به لوازم آن پاي بند باشند هر چند که در بستر آرام و در کنار زن و فرزند هم بميرند شهيد از دنيا رفته و بپاس وظيفه شناسي از پاداش مقام شهادت برخوردار خواهند بود.
بديهي است کساني که انواع مسوليتهاي علمي ، اجتماعي و شرعي را بعهده دارند يا با قلم و بيان ، با طرح و نقشه با کمکهاي مادي و تشويق نيروهاي اعزامي از دور جبهههاي جنگ عليه کفر و استعمار را تقويت و عرصه را بر دشمن تنک ميکنند يا از همين طرق به ترويج اسلام و تضعيف دشمنان در محيطهاي غير جبهه جنگ ميپردازند و از صرف امکانات مادي و معنوي خود در اين باره دريغ نميورزند ، همه و همه مصداق واقعي و نمونه فرمايش امير مومنان خواهند بود و هر چند که در بستر خواب از دنيا بروند داراي مقام شهيد خواهند بود.
و هر آن کس که در وظائف خدا شناسي ، پيامبر شناسي ، امام شناسي يا گردن نهادن به لوازم آن تقصير کند و از روي هوي و هوس و بطمع سودمادي يا شهرت ، در ميدان جنگ هم که شرکت کند و کشته شود شهيد مورد نظر و گواهي قرآن و اسلام نيست.
آري نمونه آن خوارج و افراد لشکر عمر سعد در کربلا بودند که صدها نفر از آنها در ميدان جنگ کشته شدند در حالي که امامهاي بر حق خود را نشناخته يا شناخته بودند و با جبهه گيري شمشير بر روي آنان کشيدند.
چنانچه نمونهي آن در حال حاضر رو در روئي و جنگ گروهي از مردم عراق عليه ايران است که بخاطر مطامع و منويات شوم دشمنان اسلام دو کشور مسلمان نشين را بخاک و خون کشاندند.
بنابر اين عراقيان بيشماري که در اين غائله جان خود را از دست دادند نه تنها نميتوان نام شهيد بر آنها نهاد که با قيام مسلحانه عليه مسلمانان مفسد في الارض و عامل بزرگترين جنايت بوده و خود و اربابشان در پيشگاه خدا و خلق روسياه و گرفتار کيفر اين همه تجاوزات و کشتارها خواهند بود.
بهر حال امام با ايراد اين سخن فرا رسيدن قيامت را بدانچه رخ داده و بوقوع پيوسته تشبيه نموده و آنگاه اين مطلب را با حرف «قد» که به اصطلاح بيانگر تحقيق است تاکيد فرموده و گويد:
چنانست که نشانههاي آن (قيامت) مثل ظهور دجال ، ظهور مهدي و عيسي عليهمالسلام و جز اينها (ديگر چيزهاي حتمي الموقوع) لباس وجود پوشيده.
ابن ميثم پيرامن جمله و لا تحرکوا بايديکم و سيوفيکم في هوي السنتکم نوشته است: اين سخن نهي از جهاد بدون فرمان يکي از امامان (معصوم) پس از امير مومنان است
که از فرزندان حضرتش ميباشند و اين به هنگامي خواهد بود که کسي از آن امامان بمنظور برقراري حکومت حق بپا نخواسته باشد ، چه اينگونه حرکتها و جنبشها جز با اجازه امام وقت جايز نخواهد بود و... [3] .
[1] خطبه 190 آغاز آن احنده شکرا لانعامه ميباشد.
[2] و بنابر حذف مفعول و لا تحرکوا (که کلمه فتنه باشد) ترجمه عبارت چنين است: و با دستها و شمشيرهايتان فتنهها را تحريک نکنيد.
[3] ج 4 ص 210.

خطبه 190
در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
|
 |
|
 |
|
Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1