بسم الله الرحمن الرحیم
اوضاع آشفته و اسفناک جهان، مردم را به وحشت انداخته، جنگهای سرد و گرم و مسابقه تسلیحاتی و صف آرائی شرق و غرب و بحران های موحش، اعصاب جهانیان را خسته و فرسوده نموده است. تولید و تکثیر سلاح های جنگی، نسل بشر را بنابودی تهدید می کند. خودسری و طغیان غارتگران جهانی، ملل عقب نگاهداشته شده را از تمام شئون حیاتی ساقط ساخته است. محرومیت روز افزون طبقه ضعیف و استمداد و استغاثه گرسنگان و مریضان جهان و توسعه فقر و بیکاری، وجدان های زنده و دلهای حساس را پریشان نموده است. تنزل اخلاق انسانیت و بی رغبتی نسبت به امور دینی و اعراض از قوانین الهی و افراط در مادیگری و ترقی و رونق مظاهر فساد و شهوت پرستی، روشنفکران جهان را مضطرب نموده است.
این اوضاع و صدها مانند اینهاست که خیرخواهان بشر و عاقبت اندیشان و اصلاح طلبان را سرگردان نموده و زنگ خطر سقوط انسانیت، در گوششان طنین انداز است. آنان برای حل مشکلات بشر و رفع بحران های جهانی، تلاش و کوشش می نمایند و بدین منظور، هر دری را می کوبند، اما هر چه بیشتر کوشش کنند مأیوس تر می گردند. گاهی بطوری ناامید می شوند که در اصل قابلیت اصلاح بشر تردید می نمایند و به اوضاع آینده جهان بد بین می شوند و از عواقب وخیم و سرنوشت خطرناک آن، بخود می لرزند و از حل مشکلات جهان انسانیت اظهار عجز می کند، بالاتر از این، گاهی از شدت عصبانیت و استیصال، ترقیات بشر را نادیده گرفته علوم و صنایع را به باد انتقاد می گیرند، در صورتیکه حتی خودشان هم در حال عاید، اعتراف دارند که علم و صنع گناهی ندارد، بلکه بشر خودخواه و سرکش است که از آن نعمت بزرگ، سوء استفاده می کند و از مسیر صلاح بسوی فسادش می کشد.
آینده جهان از نظر شیعه
اما شیعیان، دیویأس و ناامیدی را از خویش رانده اند و به عاقبت و سرنوشت بشر خوشبین هستند، مردم نیک و شایسته جهان را پیروز می دانند لکن احکام و قوانین بشری را برای اصلاح و اداره جهان کافی نمی دانند. آنان می گویند (و باثبات هم رسانده اند) که این همه برنامه های رنگارنگ و مسلک های دلفریب مجعول بشر قدرت ندارند بشر را از گرداب بدبختی نجات دهند و بحرانهای خطرناک جهانی را علاج کنند، بلکه فقط قوانین و دستورات جامع و متین اسلام را که از منبع وحی سرچشمه گرفته، برای تأمین سعادت بشر صالح می دانند. آنان عصر درخشانی را پیش بینی می کنند که بشر به حد کمال رسیده و زمام اداره جهان را به دست توانای امام معصومی می بینند که از هر گونه خطا و اشتباه و خودخواهی و غرض رانی منزه و در امانست. بطور کلی شیعیان از موهبت بزرگ امیدواری برخوردارند و در همین عصر تاریک، عصر درخشان حکومت توحید را در مغز خویش مجسم نموده، در انتظارش بسر می برند و خودشان را برای چنین انقلاب جهانی آماده می سازند.
انتظار فرج و علت عقب افتادگی
یکی از موضوعاتی که دستاویز دشمنان شیعه شده بدان وسیله بر آنها تاخته اند، موضوع انتظار فرج و ایمان به مهدی موعود است. می گویند: یکی از عوامل عقب ماندگی شیعیان ایمان به مصلح غیبی است. همین عقیده است که شیعیان را تنبل و لاابالی بارآورده، از جدیت و کوششهای اجتماعی بازشان داشته، فکر اصلاحات عمومی و ترقیات علمی را از آنان سلب نموده است و در مقابل بیگانگان به ذلت و خواری تسلیم شده، اصلاح امور اجتماعی رااز مهدی اسلام انتظار دارند.
ما اکنون مجال آن را نداریم که در عوامل و اسرار انحطاط مسلمین و شیعیان بحث و کنجکاوی کنیم، لیکن این موضوع به طور اجمال، مسلم است که احکام و عقائد اسلام منشاء عقب ماندگی مسلمین نشده بلکه عوامل و علل خارجی است که جهان اسلام را به این روز سیاه انداخته است.
به طور قطع می توان گفت: هیچیک از ادیان آسمانی، به قدر اسلام، راجع بامور اجتماعی و ترقی و عظمت ملت، سفارش ننموده است. اسلام مبارزه بافساد و بیدادگری و نهی از منکر را از وظایف حتمی پیروانش قرار داده و اصلاحات اجتماعی و دادخواهی و امر به معروف را در رأس واجبات دینی دانسته است. موضوع امر به معروف و نهی از منکر را به قدری اهمیت داده که بر تمام مسلمین واجب نموده است، تا گروهی را بدان منظور آماده و مجهز سازند.
خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: «گروهی از شما باید همیشه آماده باشند و مردم را بسوی خوبی دعوت نمایند و بکارهای نیک وادار کنند و از افعال زشت باز دارند، چنین افرادی سعادتمند می گردند.» [1]
بلکه این دو وظیفه بزرگ را از امتیازات و افتخارات مسلمین محسوب داشته میفرماید: «شما بهترین جمعیت و ملت جهان هستید زیرا امر به معروف و نهی از منکر می کنید.» [2]
پیغمبر اکرم (ص) کوشش در اصلاح امور مسلمین را از ارکان اسلام و علائم مسلمین شمرده می فرماید: هر کس در امور اجتماعی جهان اسلام لاابالی باشد و اهتمام نورزد و کوشش نکند، اصلا مسلمان نیست.
قرآن شریف به مسلمین دستور می دهد همیشه در مقابل دشمنان مجهز و مسلح باشید. «ای مسلمین تا سر حد قدرت به کوشید و خودتان را در مقابل دشمنان مسلح سازید و برای تهدید آنان نیروی جنگی خویش را تقویت کنید.» [3]
اکنون از شما سئوال می کنم: با وجود این قبیل آیات و صدها روایت، که در این موضوع وارد شده است، اسلام کی اجازه می دهد مسلمین ترقیات علمی و صنایع جهان را نادیده بگیرند و خطراتی را که متوجه جهان اسلام است کوچک شمارند و دست بر روی دست بگذارند و حمایت از اسلام و مسلمین را از مهدی موعود انتظار داشته باشند؟! در مقابل ضربه هائی که بر پیکر جهان اسلام وارد می شود سکوت نمایند و با گفتن یک جمله کوتاه که «خدا فرج امام زمان را نزدیک کند» از زیر بار مسئولیت های سنگین شانه خالی کنند!!
ما در طول کتاب نوشته ایم که: انتظار فرج یکی از بزرگترین راه های موفقیت می باشد و هر گروهی که چراغ امید در دلشان خاموش گشت و دیویأس و ناامیدی خانه قلبشان را اشغال نمود، هرگز روی سعادت و موفقیت را نخواهند دید. لیکن افرادی که در انتظار موفقیت هستند، باید تا سر حد قدرت بکوشند و راه های رسیدن به هدف را هموار سازند و بری بهره برداری از مقصد، خودشان را آماده سازند.
حضرت صادق (ع) فرمود: حکومت آل محمد مسلماً تأسیس خواهد شد پس هر کس علاقه مند است که از اصحاب و یاران قائم ما باشد، باید کاملاً مراقبت کند، تقوی و پرهیزکاری را شیوه خویش گرداند، خودش را به اخلاقنیک انسانیت مزین سازد و بعداً در انتظار فرج قائم آل محمد باشد. هر کس برای ظهور قائم ما، این چنین آمادگی و انتظار داشت لیکن توفیق نصیبش نگشت و قبل از ظهور آن حضرت، اجلش فرار سید، به اجر و ثواب یاران آن جناب نائل خواهد شد. سپس فرمود: کوشش و جدیت کنید و امیدوار فرج و موفقیت باشید. ای گروهی که مورد توجه خدا هستید، موفقیت و پیروزی گوارایتان باد. [4]
اسلام آنقدر به موضوع آمادگی مسلمین اهمیت داده که امام صادق (ص) فرمود: خودتان را برای ظهور قائم مهیا و آماده سازید ولو به ذخیره نمودن یک تیر باشد.[5]
خداوند مقرر فرموده است که اوضاع آشفته جهان به وسیله مسلمانان اصلاح شود، دستگاه ظلم و ستم برچیده شود، کفر و مادی گری ریشه کن گردد، دین مقدس اسلام همگانی شود و هیچ شخص با اطلاعی در این جهت تردید نمی کند که یک چنین انقلاب بزرگ جهانی صلاحیت و شایستگی لازم داشته، بدون تهیه مقدمات امکان وقوع ندارد.
قرآن کریم نیز همین مطلب را تصدیق نموده شایستگی را برای به دست آوردن قدرت زمین لازم می شمارد. خداوند در قرآن کریم می فرماید: ما این مطلب را مسجل نمودیم که بندگان شایسته و صالحیت دار ما وارث زمین گردند [6] با توجه به مطالب مذکور آیا می توان گفت مسلمانان که باید پرچمدار آن انقلاب فوق العاده جهانی باشند نسبت به تهیه مقدمات و اسباب آن هیچگونه مسئولیتی ندارند؟! گمان نمیکنم هیچ عاقلی چنین مطلبی را باور کند.
پیامی به مسلمین
ای مسلمانان غیور! دوران غفلت سپری شده است از خواب غفلت بیدار شوید، از اختلاف و تشتت احتراز کنید. همه تحت پرچم نیرومند توحید مجمتع گردید. اختیار خود را به شرق و غرب ندهید و همه جا پیشرو و طلایه دار کاروان تمدن بشر باشید.کاخ عظمت و استقلال و تمدن خویش را بر پایه های محکم اسلام استوار سازید. از روح قرآن مجید الهام بگیرید، در راه عزت و سربلندی اسلام گام بردارید، افکار شوم و خطرناک شرق و غرب را مهار کنید، قافلۀ تمدن بشری را رهبری نمائید. شما شخصیت و بزرگی و حریّت خویش را به دست آورید. با جهل و بیسوادی وجمود افکار و خرافات مبارزه کنید. جوانان خود را با حقائق اسلام آشنا سازید تا دیو استعمار از شما مأیوس گردد و از مرز و بومتان فرار کند.
ای مسلمانان عزیز! عزت و بزرگی و اقتدار مخصوص رجال شایسته و صلاحیت دار است، شما شایستگی خویش را به اثبات رسانید، منابع گرانبهای علوم اجتماعی و اقتصادی و اخلاقی قرآن را استخراج کنید، برنامه های اصلاحی متین اسلام را به جهانیان عرضه بدارید و عملاً به آنان به فهمانید که دین اسلام نیامده تا در معابد گوشه نشین گردد یا در درون دلها لانه بسازد، بلکه آمده است تا سعادت و ترقی بشر را تأمین کند. شما خیراندیشان جهان را امیدوار سازید و در این پیکار مقدس به همکاری دعوتشان نمائید و قافله تمدن و خیرخواهی جهان انسانیت را رهبری کنید.
ای جوانان رشید اسلام! شما در این پیکار مقدس و هدف بزرگ انسانیت مسئولیت و سهم بیشتری دارید، باید بجوشید و بکوشید و برای عظمت اسلام و ترقی مسلمین و پیشبرد هدف مقدس امام زمان جدیت نمایید. شما باید از اصحاب و یاران مهدی دادگستر باشید که امیرالمؤمنین (ع) فرمود: «اصحاب و یاران مهدی موعود همه جوان می باشند و افراد پیر در بین آنها کمیاب است.»[7]
و من الله التوفیق.
ابراهیم امینی – قم حوزه علمیه
فروردین ماه 1364
بسم الله الرحمن الرحیم
در مجلس جشنی که در یکی از دبیرستان ها تشکیل یافته بود شرکت کردم. آن جشن باشکوه، در شب پانزدهم شعبان، به مناسبت تولد امام زمان (ع) منعقد شده بود. مجلسی بود مزین و آراسته و از تمام طبقات در آن شرکت جسته بودند، لیکن اکثریت آن را طبقه تحصیل کرده و جوان تشکیل می داد و برنامه آن، توسط انجمن اسلامی آن دبیرستان اداره می شد.
در آغاز برنامه، دانش آموز خردسالی با خواندن آیاتی چند از کلام الله مجید، مجلس را رونق و صفا بخشید. سپس دانش آموز دیگر، اشعار نغزی را که درباره امام غائب (ع) سروده بود قرائت نمود. بعد از آن، مقاله بسیار جالب و سودمندی که توسط یکی از دانشجویان تهیه شده بود خوانده شد. در پایان برنامه، دانشمند محترم جناب آقای هوشیار دبیر همان دبیرستان سخنرانی جالب و سودمندی پیرامون امام زمان (ع) ایراد نمود. سپس پایان برنامه اغعلام و حضار به صرف شیرینی دعوت شدند.
برنامه مذکور تمام حاضرین را شیفته و جذب کرده بود ولی شاید من از تمام آنان بیشتر مجذوب آن کانون انس شده بودم. آنچه مرا شیفته بود تجملات وسائل پذیرایی نبود بلکه روح پاک و بی آلایش جوانان و دانش آموزان عزیز بود که با جمع کردن دین و دانش، در نشر حقایق و معارف و تنویر افکار عمومی کوشش و اظهار علاقه می کردند. صفای روح و دل پاک و همت عالی آن غنچه های اجتماع از در و دیوار مجلس نمایان بود. آن نونهالان محبوب با گرمی و شوق از شرکت کنندگان پذیرایی می نمودند.
دماغ پرشور و افکار روشن آن جوانان، مرا به آینده درخشان مسلمین امیدوار نمود. پرچم تمدن و ترقی ملت را بردوش آنان دیدم و اشک شوق در دیدگانم حلقه زد و از صمیم قلب به انجمن اسلامی آن دبیرستان و بنیان گذاران این نهضت مقدس دانشجوئی و همت عالی آنان، صدها آفرین گفتم و موفقیت آنان را از خدای بزرگ خواستار شدم.
در همان وقتف مهندس مدنی که در کنار آقای هوشیار نشسته بود اظهار داشت: شما واقعاً بوجود امام غائب (عج) ایمان دارید و عقیده شما از روی تحقیق است یا اینکه از روی تعصب از آن دفاع می کنید؟
هوشیار: ایمان من کورکورانه و از روی تقلید نیست بلکه با تحقیق و مطالعه آن عقیده را پذیرفته ام. ولی در عین حال، حاضر باز هم مطلب را مورد بررسی و تجدید نظر قرار دهم.
مهندس: چون موضوع امام زمان (عج) برای من خوب روشن نیست و هنوز نتوانسته ام خودم را قانع سازم، علاقمندم آن را مورد بحث قرار دهم و از مطالعات جنابعالی بهره مند گردم.
دکتر امامی و فهیمی: اگر چنین جلسه ای تشکیل شد ما هم میل داریم در آن شرکت جوییم.
هوشیار: هر وقتی را تعیین بفرمائید با کمال افتخار حاضر می شوم.
سرانجام شب شنبه را برای مناظره تعیین کردند و بدینوسیله جلسه ختم به خیر شد.
شب شنبه جلسه در منزل آقای مهندس تشکیل شد، پس از تعارفات رسمی و صرف چای و میوه ساعت هشت رسمیت جلسه اعلام گشت.
[1] سوره آل عمران، آیه 104
[2] سوره آل عمران، آیه 110
[3] سوره انفال، آیه 60
[4] غیبت نعمانی، ص 106
[5] بحارالانوار، ج 52 ص 366
[6] سوره انبیاء آیه 105
[7] بحار الانوار، ج 52، ص 333

مقدمه چاپ اول
در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
|
 |
|
 |
|
Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1