ابن خلدون در خاتمۀ این بحث می نویسد: ما قبلاً این مطلب را به اثبات رساندیم که هر کسی بخواهد نهضتی بر پا کند و جمعیتی را بر دور خویش گرد آورد و کسب نیرو و قدرت کند و حکومتی تأسیس نماید در صورتی می تواند به هدف برسد و پیروز گردد که دارای اقوام و خویشان بسیار و متعصبی باشد که به طور جدی از او حمایت کنند و در راه رسیدن به هدف مدد کارش باشند و به عنوان تعصب قومی و طائفگی از وی دفاع کنند، در غیر این صورت موفقیت و پیروزی برایش امکان ندارد. در اینجا نیز مشکلی برای عقیده به مهدی موعود به وجود می آید، زیرا فاطمیین بلکه طائفه قریش پراکنده و متلاشی شده اند و عصبیت طائفگی در میانشان وجود ندارد بلکه تعصب های دیگر جایگزین آن شده و بر آنها غالب آمده است. بله، فقط گروهی از اولاد حسن و حسین در حجاز و ینبع باقی مانده که بی نفوذ و قدرت نیستند. البته آنان هم بدوی هستند و در بلاد پراکنده اند، و اتحاد و اتفاق کامل در بینشان حکمفرما نیست. لیکن اگر موضوع مهدی موعود را صحیح بدانیم باید بگوئیم که: آنجناب در میان آنان طلوع می کند، آنها نیز متحد و متفق می شوند و به عنوان تعصب قومی از او حمایت می کنند و در راه رسیدن به هدف و تأسیس قدرت و شوکت، مددکارش می شوند.
با این وجه می توانیم ظهور و نهضت مهدی موعود را تصور نماییم ولی به غیر این وجه، تصور ندارد. [1]
[1] مقدمه ابن خلدون ص 327

سخنی دیگر از ابن خلدون
در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
|
 |
|
 |
|
Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1