montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

ابوالفرج می نویسد وقتی محمد بن عبدالله بن حسن خروج کرد محمد بن عجلان که از فقهای مدینه بود باوی خروج نمود. هنگامیکه محمد بن عبدالله کشته شد جعفر بن سلیمان حاکم مدینه محمد بن عجلان را احضار نموده گفت: چرا با آن مرد دروغگو خروج نمودی؟ سپس دستور داد دستش را قطع نمایند. فقهای مدینه و بزرگانیکه حاضر مجلس بودند بعنوان شفاعت عرضه داشتند: ای امیر! محمد بن عجلان فقیه و عابد مدینه است امیدواریم مورد عفو قرار گیرد زیرا موضوع برایش مشتبه شده و خیال کرده که محمد بن عبدالله همان مهدی موعود روایات است. [1]


در جای دیگر می نویسد: وقتی محمد بن عبدالله بن حسن خروج نمود، عبدالله بن جعفر که از علما و فقها و اصحاب حدیث مدینه بود با وی خروج کرد. بعد از کشته شدن محمد بن عبدالله، فرار کرد. مخفی بود تا اینکه امانش دادند. روزی بر جعفر بن سلیمان حاکم مدینه وارد شد پس باو خطاب نموده گفت: با این مرتبه علم وفقاهت چرا با محمد خروج کردی؟! در پاسخ گفت: علت همکاری من با محمد بن عبدالله این بود که یقین داشتم مهدی موعود است که روایاتی درباره اش به ما رسیده است. من در موضوع مهدویت محمد شکنداشتم تا هنگامیکه که دیدم کشته شد آنگاه فهمیدم که او مهدی نیست. بعد از آن دیگر گول کسی را نخواهم خورد. [2]


از امثال این حوادث به خوبی استفاده می شود که موضوع مهدویت از همان صدر اسلام و زمان های نزدیک به عصر پیغمبر (ص) امر مسلمی بوده که مردم انتظارش را می کشیده اند. به همین علت مردم کم اطلاع و رنج دیده که از علائم مهدی اطلاع کامل نداشتند، گاهی محمد بن حنفیه و گاهی محمد بن عبدالله بن حسن و گاهی افراد دیگر را مهدی موعود می پنداشتند. لیکن دانشمندان و مطلعین اهل بیت حتی پدر محمد بن عبدالله میدانستند که وی مهدی موعود نیست.


ابوالفرج مینویسد: شخصی به عبدالله بن حسن عرض کرد: محمد کی خروج می کند؟ پاسخ داد: تا من کشته نشوم خروج نمی کند، ولی کشته می شود. آن مرد گفت: انالله و انا الیه راجعون، اگر محمد کشته شد امت هلاک می گردند.


عبدالله فرمود: چنین نیست. باز آن مرد عرض کرد: ابراهیم کی خروج می کند فرمود: تا من هلاک نشوم خروج نمی کند، او هم کشته می شود. آن شخص گفت: انالله و اناالیه راجعون، امت به هلاکت می رسند. عبدالله پاسخ داد: نه، چنین نیست بلکه صاحب آنها مهدی موعود جوانی است بسن بیست و پنج سالگی که تمام دشمنان را به قتل می رساند. [3]


باز ابوالفرج می نویسد: ابوالعباس نقل کرده که به مروان گفتم: محمد ادعای مهدویت دارد. پاسخ داد: مهدی موعود نه اوست نه از نسل پدرش بلکه فرزند کنیزی می باشد. [4]


باز می نویسد: جعفر بن محمد (ع) هر وقت محمد بن عبدالله را مشاهده می نمود گریه نموده می فرمود: جانم فدای او (مهدی) باد، مردم گمان می کنند، این شخص مهدی موعود است در صورتیکه وی کشته می شود و در کتاب علی (ع) از خلفای این امت به شمار نرفته است. [5]


جماعتی دور محمد بن عبدالله بن حسن حاضربودند که جعفر بن محمد وارد مجلس شد و مورد احترام حضار واقع گشت. سپس از جریان پرسش نمود، پاسخ دادند: تصمیم داریم با محمد که همان مهدی موعود است بیعت نماییم. آن حضرت فرمود: از این کار منصرف شوید زیرا هنوز موقع ظهور مهدی نرسیده است و محمد هم مهدی نیست. [6]


[1] مقاتل الطالبیین ص 193


[2] مقاتل الطالبیین ص 195


[3] مقاتل الطالبیین ص 167


[4] مقاتل الطالبیین ص 166


[5] مقاتل الطالبیین ص 142


[6] مقاتل الطالبین ص 141




فقهای مدینه و احادیث مهدی


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته
 Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1