montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

جلالی: مهدی موعود اگر چنین شخصیت ممتاز و معروفی داشت و تعریفات و توضیحات مذکور به گوش مسلمین صدر اسلام و اصحاب ائمه اطهار رسیده بود قاعدتاً باید راه سوء استفاده و اشتباه بسته باشد و اصحاب ائمه و علما در اشتباه واقع نشوند، در صورتی که گاهی دیده می شود که بعض اولاد ائمه اطهار هم از واقع مطلب بی اطلاع بوده اند پس این همه مهدی های دروغین که در صدر اسلام پیدا شدند چگونه خود را به عنوان مهدی موعود اسلام قالب می زدند و مردم را فریب می دادند؟! اگر مسلمین مهدی را با نام و کنیه و نام پدر و مادر و دوازدهمین امام و مقدارسن و علائم دیگر می شناختند پس چطور شد گروهی در اشتباه واقع شدند و محمد بن حنیفه یا محمد بن عبدالله بن حسن یا حضرت صادق یا موسی بن جعفر و امثال آنان را مهدی پنداشتند؟


هوشیار: چنانکه قبلاً تذکر دادم اصل وجود مهدی در صدر اسلام نزد مسلمین موضوع مسلمی بود به طوریکه در اصل وجودش شک نداشتند. پیامبر اکرم (ص) اصل وجود مهدی و اجمالی از صفاتش و تشکیل دادن حکومت توحید و دادگتسری و ریشه کن نمودن ظلم و ستم و غلبۀ دین اسلام و بعض اصلاحاتی را که به دست آنجناب انجام می گیرد برای عموم مسلمین بیان می کرد و آنان را به اینگونه نویدهای مسرت بخش دلگرم می نمود. اما علائم و مشخصات و امتیازات حقیقی آنجناب را برای عموم مسلمین بیان نمی کرد بلکه می توان گفت: آن موضوع تا حدی از اسرار و رازها بوده اظهار آن را به حاملین اسرار نبوت و اشحاص مورد وثوق و اطمینان اختصاص می داد. پیغمبر اکرم (ص) علائم حقیقی مهدی را به علی بن ابیطالب و فاطمه زهرا و جمعی از ثقات و اصحاب سر خویش می فرمود ولی برای عموم اصحاب موضوع را به طور سربسته و اجمال بیان می فرمود. ائمه اطهار نیز از سیره و رفتار پیغمبر اکرم متابعت نموده موضوع مهدی را برای عموم مسلمین بطور سربسته بیان می فرمودند. علائم مشخصه را هر امامی به امام دیگر می فرمود. به بعض اصحاب مورد وثوق و اطمینان و راز داران نیز خبر می دادند. ولی عموم مردم و حتی بعضی از اولاد ائمه هم از تفصیل قضیه بی اطلاع بودند.


پیغمبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) از این اجمال گویی دو منظور داشتند: اول اینکه می خواستند بدان وسیله، دشمنان حکومت توحید و ستمکاران را در حالت تحیر و سرگردانی قرار دهند تا مهدی موعود را به طور مشخص و ممتاز نشناسند و به همین وسیله بود که جان مهدی را از خطر حتمی نجات دادند. آری پیغمبر اکرم و ائمه اطهار می دانستند که اگر ستمکاران و خلفا و حکومت های وقت، مهدی را با نام و کنیه و پدر و مادر و سائر خصوصیات بشناسند، به طور یقین و حتم از اصل تولدش جلوگیری می نمایند و لو به کشتن پدرانش باشد، بنی امیه و بنی عباس برای نگهداری حکومت خویش از تمام وسائل استفاده می نمودند و تمام خطرات احتمالی را دفع می کردند. و در این راه از آدم کشی اصلاً باک نداشتند. درباره هر کس احتمال مزاحمت می دادند، در کشتنش کوشش می کردند ولو شخص متهم از اخص خواص و نزدیکان و خدمتگزاران وفادارشان باشد برای حفظ مقام خویش از کشتن برادر و پدر و پسر خودشان هم دریغ نداشتند.


بنی امیه و بنی عباس با اینکه از علائم و مشخصات مهدی به طور کامل اطلاع نداشتند باز هم برای رفع خطر احتمالی هزاران نفر از علویین و اولاد فاطمه را به قتل رساندند، به امید آنکه به قتل مهدی یا جلوگیری از تولدش توفیق یابند. امام صادق (ع) در حدیثی به مفضل و ابوبصیر و ابان بن تغلب فرمود: بنی امیه و بنی عباس چون شنیده بودند که حکومت ستمکاران بوسیله قائم ما سرنگون می شود، با ما آغاز دشمنی نمودند. شمشیر کشیده در قتل اولاد پیغمبر و نابود کردن نسلش جدیت کردند، به امید آنکه به قتل قائم موفق شوند. اما خدا برای اینکه مقصدس را عملی سازد، اطلاع از واقعیات را در دسترس ستمکاران قرار نداد. [1]


ائمه اطهار به قدری از افشای خصوصیات مهدی در بیم و هراس بودند که از اصحاب خویش و بعض علویین نیز تقیه نموده حقایق را مکتوم می داشتند.


ابوخالد کابلی می گوید: از حضرت ابوجعفر (ع) خواهش کردم که اسم قائم را برایم تعیین کند تا کاملاً او را بشناسم. آن حضرت فرمود: ای اباخالد از موضوعی سئوال نمودی که اگر اولاد فاطمه آن را بدانند آن جناب را قطعه قطعه می کنند. [2]


منظور دومی که از اجمال گویی داشتند این بود که می خواستند مردم دست ایمان، از غلبۀ دین اسلام مأیوس و ناامید نشوند. توضیح مطلب: مردم صدر اسلام چون زندگی بی آلایش و عدالتخواهی پیغمبر اسلام (ص) و علی (ع) را شنیده یا دیده بودند، بشارت های غلبه دین حق را شنیده و از ظلم و ستم بستوه آمده بودند، با هزاران امید و آرزو داخل اسلام گشتند اما چون تازه ایمان و قریب العهد به کفر بودند هنوز ایمان کاملاً در قلبشان نفوذ نکرده بود و از حوادث ناگوار تاریخ زود متأثر می شدند. از طرف دیگر رفتار خلفای بنی امیه و بنی عباس را مشاهده می نمودند و هرج و مرج محیط اسلامی را با چشم خویش می دیدند، آن حوادث ناگوار و هرج و مرج حوزه مسلمین آنان را سرگردان و متحیر نموده بود، بیم آن می رفت که مردم سست ایمان به کلی از غلبه حق و دین اسلام مأیوس گردند و از اسلام دست بردارند. یکی از موضوعاتی که توانست تا حدی در ابقای ایمان مسلمین تأثیر کند و دلشان را امیدوار و شاداب نگه دارد همان انتظار فرج و قیام مهدی موعود بود. مردم هر روز در انتظار بودند که مهدی موعود، نهضت کند و اوضاع نابسامان اسلام و مسلمین را سامان دهد. ظلم و ستم را ریشه کن سازد و آیین اسلام را عالمگیر نماید. معلوم است که در صورتی این نتیجه عائد می شد و حالت امیدواری مردم محفوظ می ماند که وقت حقیقی قیام مهدی و علائم و مشخصات واقعی آنجناب به طور کامل واضح نباشد، والا اگر وقت ظهور و علائم کامل آنجناب روشن بود و می دانستند که مثلاً پسر کیست و در چه تاریخی قیام می کند مثلاً چندین هزار سال به وقت ظهور باقی است چنین نتیجه ای هرگز عائدشان نمی شد. آری همین اجمالی گویی بود که مردم ضعیف صدر اسلام را امیدوار ساخته بود و آن همه گرفتاری ها و ناراحتی ها را تحمل می نمودند.


یقطین به فرزندش علی بن یقطین گفت: چرا پیش بینی هایی که درباره ما شده همه واقع می شوند اما از پیش بینی هایی که درباره شما شده اثری دیده نمی شود؟! علی بن یقطین پاسخ داد اخباریکه در باره ما و شما رسیده هر دو از یک مصدر صادر شده اند لیکن چون موقع حکومت شما فرا رسیده پش بینی هایی که درباره شما شده یکی پس از دیگری واقع می شود، اما وقت حکومت آل محمد هنوز فرا نرسیده، از این جهت ماها را با نویدهای مسرت بخش و آرزوهای دلخواه سرگرم نموده اند. اگر به ما گفته می شد که حکومت آل محمد (ص) زودتر از دویست یا سیصد سال واقع نمی شود دلها سخت می شد وتوده مرد از اسلام خارج می شدند، لیکن قضایا را جوری به ما گفته اند که هر روز در انتظار فرج و تشکیل دولت حق باشیم. [3]


[1] کمال الدین ج 2 ص 23


[2] غیبت شیخ ص 202


[3] غیبت شیخ چاپ دوم ص 207




اگر معروف بود


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته
 Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1