مهندس: ممکن بود با ستمکاران وقت، پیمان عدم تعرض و معاهده به بندد که در کارهایشان هیچگونه دخالتی ننماید و چون به امانت و درستی معروف بود معاهداتش محترم و اطمینان بخش بود و با وی کاری نداشتند.
هوشیار: برنامه مهدی موعود، با سائر ائمه اطهار (ع) تفاوت دارد. ائمه مأمور بودند که در ترویج و انذار و امر به معروف و نهی از منکر تا سر حد امکان کوشش نمایند ولی مأمور به جنگ نبودند لیکن از اول بنا بود که سیره و رفتار مهدی دادگستر برخلاف آنان باشد. بنا بود در مقابل باطل و ستم سکوت نکند و با جنگ و جهاد، جور و ستم و بی دینی را ریشه کن نماید و ستمگران را از کاخ خودسری سرنگون سازد.
اصلاً این گونه رفتار از علائم و خصائص مهدی شمرده می شد. به هر امامی گفته می شد: چرا در مقابل ستمکاران قیام نمی کنی؟ جواب می داد: اینکار به عهده مهدی ماست. به بعضی از امامان اظهار می شد: آیا تو مهدی هستی؟ جواب میداد: مهدی با شمشیر جنگ می کند و در مقابل ستم ایستادگی می نماید ولی من چنین نیستم و توانایی آن را هم ندارم. به بعضی عرض می شد: آیا تو قائم هستی؟ پاسخ می داد: من قائم بحق هستم، لیکن قائم معهودی که زمین را از دشمنان خدا پاک میکند نیستم. به بعضی اظهار می شد: امیدواریم تو قائم باشی. می فرمود: من قائم هستم اما قائمی که زمین را از کفر و ستم پاک می کند غیر من است. از اوضاع آشفته جهان و دیکتاتوری ظالمین و محرومیت مؤمین شکایت می شد، می فرمودند: قیام مهدی مسلم است، در آن وقت اوضاع جهان اصلاح و از ستمکاران انتقام گرفته خواهد شد. از کمی عدد مؤمنین و کثرت کفار و قدرت آنان سخن رانده می شد، ائمه (ع) شیعیان را دلداری داده می فرمودند: حکومت آل محمد (ص) حتمی است و پیروزی و غلبه با حق پرستی خواهد شد، صبر کنید و در انتظار فرج آل محمد باشید و دعا کنید. مؤمنین و شیعیان هم باین نویدها دلخوش بودند و هرگونه رنج و محرومیتی را برخود هموار می کردند.
اکنون از شما تصدیق می خواهیم، با این همه انتظاراتی که مؤمنین بلکه بشریت از مهدی موعود داشتند، آیا امکان داشت آن جناب، با ستمکاران عصر پیمان مودت و دوستی ببندد؟! و اگر چنین عملی را انجام می داد، آیا یأس و ناامیدی بر مؤمنین چیره نمی شد و آن جناب را متهم نمی کردند که با ستمکاران سازش نموده قصد اصلاح ندارد؟
به نظر من این عمل اصلاً امکان نداشت و اگر انجام می گرفت، آن جمعیت قلیل مؤمنین هم در اثر یأس و بدبینی از اسلام و درستی خارج شده طریق کفر و ستم را پیش می گرفتند.
علاوه بر این، اگر با ستمکاران قرار داد دوستی و عدم تعرض امضا می کرد، ناچار به عهد و پیمان خویش وفادار باشد و در نتیجه هیچ وقت اقدام به جنگ نکند، زیرا اسلام عهد و پیمان را محترم شمرده و عمل بآن را لازم دانسته است.[1]
از این جهت است که در احادیث تصریح شده که یکی از اسرار غیبت و مخفی شدن ولادت حضرت صاحب الامر (ع) این است که ناچار نشود با ستمکاران بیعت کند تا هر وقت خواست نهضت کند بیعت کسی در گردنش نباشد، از باب نمونه:
حضرت صادق (ع) فرمود: ولادت صاحب الامر مخفی می شود تا اینکه وقتی ظاهر گشت پیمان هیچکس در گردنش نباشد. خدا کارش را در یک شب اصلاح می کند.[2]
علاوه بر همه اینها، ستمکاران و زمامداران خودخواه، چون ریاست و منافع خودشان را در خطر می دیدند، باین پیمانها مطمئن نمی شدند و چاره نهایی را در قتلش تشخیص می دادند و زمین را بی حجت و امام می گردانیدند.
[1] در سوره مائده آیه 1 می گوید: یا ایها الذین آمنوا اوفوا بالعقود. و در سوره اسراء آیه 34 می گوید: واوفوا بالعهد ان العهد کان مسئولا. و در سوره مؤمنون آیه 8 می گوید: و الذین هم لاماناتهم و عهدهم راعون.
[2] بحارالانوار ج 52 ص 96

پیمان عدم تعرض ببندد
در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
|
 |
|
 |
|
Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1