با توجه به اوضاع بحرانی و انقلابی عصر خلفا و با توجه به اینکه موضوع مهدویت مخصوصاً موضوع غیبت و قیام جنبۀ کاملاً سیاسی پیدا کرده بود، اذهان عمومی بدان توجه داشت و از آن بهره برداری می شد و با توجه به محدودیت هایی که برای نویسندگان و راویان احادیث وجود داشت، اکنون قضاوت کنید: آیا نویسندگان و راویان احادیث می توانستند احادیث مربوط به مهدی موعود و علائم و آثار و غیبت و قیامش را نقل کنند و در کتابها بنویسند؟ آیا خلفای وقت آنقدر آزادی به نویسندگان می دادند که هر چه را شنیده یا خوانده بودند روایت کنند و در کتابها بنویسند؟ حتی اگر احادیثی باشد که رنگ سیاست به خود گرفته و برای دستگاه خلافت تولید خطر کند!
آیا امثال مالک بن انس و ابوحنیفه می توانستند احادیث مهدویت و غیبت علویین را در کتاب های خودشان که به دستور منصور عباسی تألیف می شد بنویسند؟ در صورتی که در همان عصر، محمد بن عبدالله بن حسن و ابراهیم برادرش غایب و متواری بودند و بسیاری از مردم عقیده داشتند که محمد همان مهدوی موعود است که نهضت می کند و جلو تعدیات را می گیرد و اوضاع جهان را اصلاح می کند! با اینکه منصور از موضوع غیبت و قیام محمد در بیم و هراس بود و برای دستگیری او گروهی از علویین بی گناه را زندانی ساخته بود. مگر هیم منصور نبود که ابوحنیفه را مسموم ساخت؟ مگر جعفر بن سلیمان فرماندارشف مالک بن انس را تازیانه نزد؟
مگر همین منصور وقتی به مالک بن انس دستور داد کتاب بنویسد در کار او دخالت نکرد و صریحاً نگفت که احادیث عبدالله بن عمر و عبدالله بن عباس و ابن مسعود ننویس؟ و هنگامی که مالک گفت: اهل عراق نیز علوم و احادیثی دارند و ممکن است احادیث ما را قبول نکنند منصور پاسخ نداد کتاب تو را با ضرب سرنیزه و تازیانه بر آنان تحمیل می کنم؟! مگر کسی جرئت داشت به منصور بگوید: با امور دینی مردم چکار داری؟ از کجا فهمیدی احادیث و علوم عراقیان باطل است؟ مگر امثال عبدالله بن عباس و عبدالله بن عمر و ابن مسعود چه جرمی داشتند که احادیثشان مورد قبول تو نیست؟
من نمی توانم برای دخالت های بیجایی که امثال منصور در تدوین احادیث می نمودند محمل صحیحی پیدا کنم جز اینکه باید گفت: در بین احادیث اهل عراق و عبدالله بن عباس و عبدالله بن عمر و ابن مسعود احادیثی وجود داشته که با سیاست دستگاه خلافت سازگار نبود بدین جهت نوشتن آنها قدغن بود. درباره مالک می نویسند: صد هزار حدیث شنیده بود اما بیش از پانصد حدیث در کتاب موطأ ننوشت. [1]
آیا احمد بن حنبل که به وسیله معتصم تازیانه خورد، و بخاری که از وطن تبعید شد و نسائی که از ضرب کتک جان داد می توانستند در کتابهایشان احادیثی را بنویسند که بنفع علویین و ضرر دستگاه خلافت باشد؟
[1] اضواء ص 271

قضاوت کنید
در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
|
 |
|
 |
|
Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1