سال :
دل نوشته
یا هادی المضلین
مولا!
ای آیینه هدایت الهی!
درود خداوند بر تو باد در چنین روزی که "عرش" به یادمان شهادتت به سوگ نشسته است!
درود خداوند بر تو باد در چنین روزی که "مدینه" به یاد فراقت، گیسو به خاک می ساید!
درود خداوند بر تو باد در روزی که قدم به عالم خاک نهادی و قدم از عالم خاک برداشتی!
درود خداوند بر تو باد و چلچراغ هدایتت؛ که هنوز هم روشن و نورانی فرا راه حقیقت پویان پوتو افشانی می کند!
درود برتو درود!
و نفرین بر قلم ها و زبان هایی که حرمتت را پاس نداشتند!
نفرین بر کسانی که بردگی شیطان را، به دوستی تو و ولایت خاندانت ترجیح دادند ؛
تا" شاهین" اعمالشان به سمت "دوزخ " کج گردد !
ما را ببخشای! که کوتاهی همت ما، باعث درازی دست نابکاران شد؛ تا حریم "حرمت ولایت"را به تمسخر بگیرند!
ما را ببخش! اگر نمای ساختمان هایمان بلند است و قدم های همت مان کوتاه !
ما را ببخش! اگر میز هایمان دراز است و قلم هایمان کند!
ما را ببخش! اگر سرهایمان شلوغ مصاحبه است و جیب هایمان اسیر مناقصه!
ما را ببخش اگر .....
مولا! ما را به برکت نامت ببخش!
به برکت مرامت!
که تنها همین را می توانیم از شما بخواهیم:
یا هادی المضلین، یا وجیها عندالله، اشفع لنا عندالله !
نویسنده: سید علی اصغر موسوی
شعر
اى هادى هدایت دین
اى ماه، مستنیر ز نور لقاى تو
خورشید كسب فیض كند از ضیاى تو
اى خاص و عام از كرمت برده صبح و شام
پیوسته فیض از سر خوان عطاى تو
اى جبرییل میر ملك پیك انبیاء
خدمتگذار بر در دولت‌ سراى تو
اى عاشر الائمه على النقى كه هست
چشم امید خلق به مهر و وفاى تو
اى پور پاك معنى جود و كرم جواد
حاتم هزار بار خجل از ثناى تو
اى مظهر جلال و جمال خداى فرد
شد طوطیاى چشم ملك خاك پاى تو
در هر دو كون خرم و شاد است و رستگار
در دل هر آن كه داشت فروغ ولاى تو
خوفش ز آفتاب جز این است بى سخن
در دهر هر كه زیست به تحت لواى تو
تا مدفن شریف تو شد سرّ من رأى
جان بخش و غم زداى شد از صفاى تو
زد طعنه بر بهشت برین هر كسى كه دید
آن گنبد منور و صحن و سراى تو
اى هادى هدایت دین مبین حق
اى آن كه مدح خوان تو باشد خداى تو
"علامه" با بضاعت فكرش كجا سزد
انشا كند چكامه مدح و ثناى تو
شاعر: علامه
داستان
نمايش لشكر امام در مقابل خليفه
روزى متوكّل عبّاسى جهت ايجاد وحشت و ترس براى حضرت ابوالحسن، امام هادى عليه السلام و ديگر شيعيان و پيروان آن حضرت، دستور داد تا لشكريانش كه تعداد نود هزار اسب سوار بودند، خود را مجهّز و صف آرایى كنند.
و پيش از آن، دستور داده بود تا هر يك از آن ها خورجين اسبش را پر از خاك نمايد و در وسط بيايانى تخليه كنند، كه در نتيجه تپّه بسيار عظيمى از خاك ها درست شد.
چون لشكريان در اطراف آن صفّ آرائى كردند، متوكّل با حالتى مخصوص بالاى تپّه رفت؛ و سپس امام علىّ هادى عليه السلام را نزد خويش احضار كرد، تا عظمت لشكر و قدرت خود را به آن حضرت نشان دهد؛ و به وى بفهماند كه در مقابل خليفه هيچ قدرتى، توان كمترين حركت را ندارد.
همين كه امام هادى عليه السلام كنار متوكّل عبّاسى قرار گرفت و آن صفوف فشرده و مجهّز را تماشا كرد، به او فرمود: آيا ميل دارى من نيز لشكر خود را به تو نشان دهم؟
متوكّل اظهار داشت: آرى.
بعد از آن، حضرت دعایى را به درگاه خداوند متعال خواند، پس ناگهان ما بين آسمان و زمين، از سمت شرق و غرب، لشكريانى مجهّز صفّ آرایى كرده و منتظر دستور مى باشند.
متوكّل با ديدن چنين صحنه اى مدهوش و وحشت زده گرديد.
و چون او را به هوش آوردند، حضرت به او فرمود: ما با شما در رابطه با مسائل دنيا و رياست، درگير نخواهيم شد؛ چون كه ما مشغول امور و مسائل مربوط به آخرت هستيم، به جهت آن كه سراى آخرت باقى و ابدى است و دنيا فانى و بى ارزش خواهد بود.
بنابراين، از ناحيه ما ترس و وحشتى نداشته باشيد؛ همچنين گمان خلاف و بد درباره ما نداشته باشيد.
منبع: إثبات الهداة : ج 3، ص 377، ح 46، مجموعة نفيسة : ص 236.
گلواژه
امام هادی علیه السلام
امام بعد از من فرزندم حسن است. بعد از حسن فرزندش همان قائمی است که زمین را پر از عدل و داد می کند چنانکه از ظلم و ستم پر شده است.
اکمال الدین، ج 2، ص 383
غربت هزارساله
یا هادی المضلین
گویی غروب نا به هنگام سامرا فرا رسیده است.
نگرانی از نبض لحظه ها می بارد.
تشویش سنگینی بر شهر حکمفرماست.
غروب نا به هنگام سامرا فرا رسیده است و آسمان به میهمان تازه خود خوش آمد می گوید:
میهمانی که غرق در هاله سبز شهادت، آرام و مطمئن به سمت عرش الهی گام بر می دارد.
میهمانی که از قامت دلارای علوی اش عطر حضرت رسول (ص) می آید . . . عطر مدینه، عطر غربت غریبانه سامرا!
آه چه کردند سیاه جامگان با این هدیه الهی، با این بهار سبز پوش جاودانه!
چه کردند با یادگار رسول الله یادگاری که چلچراغ هدایت فرا راه گم کردگان حقیقت بود و متوسلین آستانش به رستگاری دست می یازیدند.
چه آزمون دشواری داشت این آیینه شکوه خداوند:
آنجا که "شیرها" با تمام درندگی رام حریم حرمت نامش گشتند.
آنجا که "تیرها" به برکت دست هایش به پرواز درآمدند.
آنجا که "شعرها" برابر قامت آسمانی اش قافیه باختند.
آنجا که دیوارهای سامرا نتوانست مانع از انعکاس پرتو جمال علوی اش در جهان شود. و آخرین آزمون چه آزمونی تلخ اما شیرین بود به شیرینی شهادت به شیرینی وصال!
... و چقدر مظلوم، چقدر غریب، چقدر نا به هنگام دل به عروج واپسین سپرد!

نویسنده: سید علی اصغر موسوی
کتاب
مشعل هدایت: در مکتب امام علی‌النقی (ع)
موضوع این کتاب، معرفی زندگی و شخصیت حضرت امام هادی(ع) و بیان نظریه ‌های سیاسی و اجتماعی ایشان است. کتاب حاضر، طی شصت فصل، زندگی، شخصیت، مبارزات سیاسی و نظریه‌های اجتماعی و سیاسی حضرت امام علی‌النقی الهادی (ع) را بیان و بررسی می نماید. برخی از عناوین کتاب، عبارتند از: خاندان و تبار؛ ولادت و مراسم؛ دوران زندگی؛ زندگی امام و معاصران او؛ خوی و کرامت امام؛ گروه‌ ها و شرایط اجتماعی؛ خدمات دینی امام؛ قیام‌ ها و نهضت ‌ها؛ صحابه و شاگردان و سخنان و آثار امام.
مشعل هدایت: در مکتب امام علی‌النقی (ع)
نویسنده: علی قائمی
انتشارات: جمهوری، تهران: 1390
زمینه سازی فرهنگ انتظار
زمینه سازی فرهنگ انتظار
در دوران عباسی، فشار و اختناق دستگاه خلافت در مورد امامان معصوم رو به افزایش بود. این در حالی است که شیعه در آستانه غیبت قرار می گرفت که تحولی شگرف شمرده می شد. به همین دلیل، امام هادی علیه السلام به عنوان پناه گاه مردم، درصدد آماده سازی مردمان برای پذیرش این تحول جدید بود. ایشان در روایتی فرمود: «جمعه، روز نوه ام مهدی علیه السلام است که گروه جویای حق گرد او جمع می شوند و اوست که زمین را پر از عدل و داد می کند، همان گونه که پر از ستم جور شده است.» یا فرمود: «زمانی که پیشوایتان از میان شما رفت، هر آن منتظر فرج باشید».
منبع: گلبرگ - تیر 1386، شماره 88