سال :
دل نوشته
عشق پنجم
باغ های امامت و عدالت، در حاشیه نام بلند تو شکوفه می کنند. در سایه امن امامت جهانی تو، همه پیله های دوستی، پروانه شدند. تو، بیرق امامت را بر بالای بام همه دل ها افراشتی. به واسطه لبخند مهربانی های تو، اولین پنجره ها را به سوی آفتاب باز کردند، در سایه سار امامت تو سنگ ها سکوت خود را شکستند و بغض های هزار ساله ترک برداشتند و باران های تند و مهربان تو بر تشنه کامی ما باریدند. تو عادل ترین عاشق بودی که در روزگار قحطی آغوش، پناه دلتنگی های دنیا شدی.
چقدر دلتنگ لب گشودن توییم! کاش دوباره پروانه های کلامت پر بگیرند! هنوز پروانه های کلامت در هوای عاشقی ما بال می زنند.
به حرفی که می زدی، ایمان داشتی و عمل می کردی؛ چراکه می فرمودی: «آنکه بر خدا توکل کند، مغلوب نشود و آن که به خدا توسل جوید، شکست نخورد».
تو که آمدی...
با آمدنت، روزهایمان رنگ و بوی مهربانی گرفت و ابرهای دلتنگی از بالای سر روزهایمان رخت بربستند. تو که آمدی، عشق در گلدان هایمان شکوفه داد.
با آمدنت، پنجره هایمان به سمت آفتاب چرخیدند و خورشید، در آستانه شب هایمان نشست.

نویسنده: عباس محمدی
شعر
گل شد
باید به فکر قافیه های جدید بود
در شهر غمزده به هوای امید بود

باید به مثنوی پر و بال عقاب داد
شوری برای خلقت یک انقلاب داد

باید تلنگری به تکاپوی سینه زد
با بیت های شعر پلی تا مدینه زد

باید سراغ زمزمه ای عاشقانه رفت
در جستجوی شوق به هر بی کرانه رفت

باید برای فصل رجب واژه آفرید
شاید هوای وصل و طرب سوژه ای جدید

ماهی که مات روشنی اش می شود نجوم
راهی به سمت یا علی از باقرالعلوم

نفسی که شد نَفَس نَفَسش بی حد و عدد
با دیدن هلال رجب یا علی مدد

پای رجب رسیده به شهر نوشته ها
گل شد تمام گفته و گل شد شنفته ها
داستان
سلام رسول خدا صلی الله علیه و آله به باقرالعلوم علیه السلام
ابان بن عثمان گوید: امام صادق علیه السلام به من فرمود:
روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله به جابر بن عبدالله انصاری فرمود:
تو آن قدر زنده می مانی تا فرزند من، محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب را ملاقات کنی. چون او را دیدی، سلام مرا به وی برسان.
سال ها گذشت. روزی جابر به خانه امام سجاد علیه السلام رفت و امام باقر علیه السلام را که جوانی بود، در آنجا دید. گفت: به خدای کعبه سوگند! شمایل این جوان، شمایل رسول خدا صلی الله علیه و آله است. آن گاه به امام سجاد علیه السلام گفت: این جوان کیست؟ فرمود: این پسر من و ولی امر بعد از من، محمد باقر است. جابر با شنیدن این سخن برخاست و بر پای آن حضرت افتاد و آن را می بوسید و می گفت: جانم به فدایت یابن رسول الله! سلام پدرت را قبول کن، رسول الله صلی الله علیه و آله بر تو سلام می فرستد.

منبع: مجلسی، 1372، 46، 223
گلواژه
برای ظهور حاضر باشید
امام باقر (ع):
صبر كنيد برگزاردن احكام شرع و شكيبايي ورزيد در برابر دشمنتان و آماده و حاضر باشيد براي امامتان كه در انتظار او هستيد.
منبع: غيبه النعماني
آیات آسمانی
شکافنده دانش بود
همه وجودش گستره دانش بود و انتشار آن، امویان را به خاطر کوردلی و ناتوانی ‏شان در فهم و ادراک، به ستوه آورده بود.
کرامت به تیره‏ بختان جاهل عرضه می ‏کرد تا شاید از طوفان غفلت، به ساحلِ رستگاری برسند.
وارث دردهای کربلا بود؛ وارث مظلومیّت سرهای بریده که از سیاه دلی و مکر یزید، به نیزه رفته بود.
علم لدنی ‏اش، بیدارکننده خاک بود و رسایی خطبه‏ هایش لرزه بر اندام هشامیانِ جاه ‏طلب می ‏انداخت. باقرالعلوم بود ـ و گسترش‏دهنده و شکافنده دانش
کتاب
ملاقات در شب بارانی
کتاب حاضر مجموعه ای از 12 داستان درباره زندگی امام محمد باقر (ع) و برای گروه سنی نوجوان است. عناوین این داستان ها به قرار زیر است:
پیک پیامبر، فرشته‌ای در بیابان، ملاقات در شب بارانی، آرامش بعد از سحر، پند و پشیمانی، دانشمندی که خود را به دیوانگی زد، تک تیرانداز، فقط برای خدا، زندگی دوباره، رسوایی در شبستان مسجد، نقشه ‌ای که نگرفت، و حیوان صفتان.
ملاقات در شب بارانی
نویسنده: مسلم ناصری
انتشارات آزادی، 1381
مهدویت
هرگز انکارش ننمایید!
امام باقر (علیه السلام) فرمود:
«به هر چه شک کنید، به عهد و پرچم و شمشیر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و «نفس زکیّه» - که از فرزندان امام حسین علیه السلام است - شک نخواهید کرد. اگر به این ها هم شک کنید، به صدای آسمانی که نامش را ذکر می کند شک نخواهید کرد. مراقب باشید که مبادا از آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) جدا شوید. آل محمد و علی نیز همچون دیگران پرچمی دارند؛ اما شما بر زمین بنشینید و از هیچ کس پیروی نکنید تا مردی از فرزندان امام حسین (علیه السلام) را ببینید که عهد و پرچم و سلاح پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) با اوست. عهد پیامبر (ص) نسل به نسل به امام سجاد (ع) منتقل شده و از او به فرزندش که منم».
از امام باقر (ع) سؤال شد: «این امر (ظهور امام زمان) کی رخ خواهد داد؟» امام فرمود: «اگر آرزویش را دارید، هرگز انکارش ننمایید.»