سال :
دل نوشته
نو بهار حُسن
رمضان معطر شده است از عطر خوشبوی یاسمن اهل بیت (ع)، از حُسن «حسن» که گام بر گستره زمین نهاده و جهانی را منور ساخته است.
فرشتگان به پایکوبی پرداخته ‌اند و اسحار این شب ‌ها، پیام‌ آور نور و روشنی ‌اند.
در نیمه رمضان، نور حق جلوه کرده است و دومین امام نور، پای بر زمین نهاده و آن را متبرک کرده است.
او امام مجتبی (ع)، سید نجیبان است و به یمن این میلاد، شیعیان علی(ع) از شادی در قالب تن نمی ‌‌‌گنجند و شادی ‌نوشان کوثر محبت اویند.
میلاد حسن(ع)، مهر ناامیدی بر پیشانی شب زده و راه روشن «صراط المستقیم» را به همگان نشان داده است. آرى! «در صراط المستقیم، ای دل کسی گمراه نیست.» اینک میلاد خجسته و شکوهمند امام برگزیده، زینت عرش الهى، فرزند جمیل پیامبر است.
ای روی ماه منظر تو، نوبهار حُسن خال و خط تو مرکز لطف و مدار حُسن»

نویسنده: محمدکاظم بدرالدین
شعر
سیـدنا یا حسن
ای پسر اول زهرا حسن
سیـدنا سیـدنا یا حسن

صورت تو سوره فرقان و نور
چشم بد از روی دل ‌آرات دور

عفو خدا شیفته یا ربت
عاشق «العفو» نماز شبت

وصف تو ممکن نبوَد با سخن
تو حسنی تو حسنی تو حسن

طلعت زیبات شده باغ گل
از اثـر بـوسه ختـم رسل

جای تو آغوش رسول خداست
مرکب تو دوش رسول خداست

بهر تو ای مهر تو خیر العمل
دوش محمّد شده «نعم الجمل»

تا تو نهی پای به پشتش، رسول
مانده خم و سجده خود داده طول

آنکه دهد شهد به وحی از دو لب
از لب شیرین تـو نـوشد رطب

روی تـو آیینـه حسـن ‌آفرین
یک حَسن و این همه حُسن؟- آفرین!

شاعر: غلامرضا سازگار
داستان
مهربانی
اَنس می گوید که روزی در محضر امام بودم. یکی از کنیزان ایشان با شاخه گلی در دست، وارد شد و آن را به امام تقدیم کرد. حضرت، گل را از او گرفت و با مهربانی فرمود: «برو تو آزادی!» من که از این رفتار حضرت شگفت زده بودم، گفتم: «ای فرزند رسول خدا! این کنیز، تنها شاخه گلی به شما هدیه کرد، آن گاه شما او را آزاد می کنید؟!» امام در پاسخم فرمود: «خداوند بزرگ و مهربان به ما فرموده است: «وَ إِذا حُییتُمْ بِتَحِیةٍ فَحَیوا بِأَحْسَنَ مِنْها؛ هر کس به شما مهربانی کرد، دو برابر او را پاسخ گویید.» [نساء: 86]
سپس امام فرمود: «پاداش آزادی در برابر مهربانی او آزادی بود»
منبع: مناقب، ابن شهر آشوب، ج۴، ص18.
گلواژه
حدیث
امام حسن مجتبی (ع) می فرمایند:
بین حق و باطل چهار انگشت فاصله است، آنچه را با چشم خود ببینی، حق است و آنچه را شنیدی یا آنکه برایت نقل کنند، چه بسا باطل باشد.

منبع: تحف العقول، ص229، س5
آیات آسمانی
آبروی کرامت
تاريخ، دو زانو نشسته است و چهار چشم مي ‌نگرد به تخته سياه كلاس تو. چه حرف‌ ها داري برايمان! «متيس و عدي» رتبه ‌هاي اولند تا هميشه، «عمر و معاويه» شاگردان مردود هر سال و هر سال. بر اين تخته سياه، چه درس ‌ها نوشته ‌اي سفيد تا يادگار بماند. در حافظه كتاب‌ هاي روايت!

صاد مثل صبر؛ مثل صلح؛ كاف مثل كريم اهل بيت (ع).

كيسه ‌هاي زر، سرخ شده ‌اند از روي تو. دينار و درهم به قطره‌ هاي باران مي ‌ماند كه بايد بچكد؛ بايد بريزد بر سفره‌ هاي گرسنه، بر دست ‌هاي نيازمند. اين تواضع نيست كه به تو آبرو داده است؛ اين تويي كه به تواضع آبرو داده ‌اي. اين زهد نيست كه به تو آبرو داده است؛ اين تويي كه به زهد آبرو داده ‌اي. اين بخشش نيست كه به تو آبرو داده است؛ اين تويي كه به بخشش آبرو داده‌ اي. گچ‌ ها سياه مي ‌شوند براي از تو نوشتن. شرمنده، خورشيد است كه خوب نتابيده است؛ شرمسار، آسمان است كه خوب نباريده است. دست ‌هاي تو آبرو دادند به جود و كرم. آموزگار، دست‌ هاي توست كه مي ‌نويسند،‌ كه مي ‌بخشند.
بنويس براي ثبت تاريخ؛ بنويس كه صلح را برگزيدي تا نفس‌ هاي آخر، حق و حقيقت نميرد، تا آفتاب، زير پوسته‌ هاي ابر قرار نگيرد!
بنويس تا تاريخ بداند كه كارد به استخوان تشيع رسيده بود. و ضربه ‌اي كافي بود تا زانوي دين بشكند! بنويس دور و برم كفتارها بودند و لاشخورها و آماده تا جان دادن ميراث نبوت را به چشم ببينند و ميوه‌ هاي آن را بچينند.
گلوي آهوان، زير چكمه‌ هاي صياد بود و سر كبوتران، در مشت شكارچيان بي ‌رحم. بنويس كه لجاجت من كافي بود تا نسل مؤمنان راستين منقرض شود!
بنويس من صلح را براي خودم نمي ‌خواستم؛ براي شيعه مي ‌خواستم تا امضاي پيامبر پاي امامت اولاد علي محفوظ بماند.
نویسنده: میثم امانی
کتاب
یادگار آفتاب
کتاب «یادگار آفتاب»، پژوهشی در زندگانی و سیره امام حسن مجتبی (ع) است که شامل مباحثی مانند دوران کودکی و شهادت مادر، امامت، صلح و ... می شود. این کتاب به قلم «ابوالفضل هادی ‌منش» نگارش و توسط انتشارات بهار دل‌ ها به چاپ رسیده است. این کتاب در 9 فصل با عناوین زیر تنظیم شده است:
فصل اول با زلال کوثر از ولادت تا شهادت امام علی (ع)، فصل دوم ویژگی های امام مجتبی(ع)، فصل سوم فعالیت های امام مجتبی (ع) پیش از امامت، فصل چهارم محل خلافت امام مجتبی (ع)، فصل پنجم بررسی رویداد صلح، فصل ششم شرایط فرهنگی جامعه و تلاش های امام مجتبی (ع)، فصل هفتم شهادت امام مجتبی (ع)، فصل هشتم امام حسن (ع) در نگاه دیگران، فصل نهم گلبرگی از آفتاب

یادگار آفتاب
نویسنده: ابوالفضل هادی منش
انتشارات بهار دل ها، 1393
مهدویت
بیعت با طاغوت
امام حسن علیه ‌السلام فرمود:
هر یک از ما بر گردنش بیعت طاغوت زمانش خواهد بود، به جز قیام کننده ما که حضرت عیسی در پشت سر او نماز می‏خواند و خدای تبارک ‌و تعالی ولادتش را مخفی نگه می ‏دارد و خودش را در پشت پرده‏ ی غیبت نهان می ‏سازد تا به هنگام ظهور، بیعت احدی در گردن او نباشد.

منبع: اعلام الوری، ص 401