montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

از رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلم روایت شده که فرمود:
«هنگامی که دیدید خلافت در سرزمین مقدسه فرود آمده، بدانید که وقت بلاهای بزرگ و فاجعه های سترگ فرا رسیده است و ساعت (فرج) برای مردم نزدیکتر از دست من نسبت به سرم می باشد.»
منظور از خلافت در این حدیث بدون تردید خلافت سفیانی است و منظور از سرزمین مقدسه سرزمین فلسطین است و منظور از بلاهای بزرگ حوادث خونبار و دهشت انگیزیست که به دست آن جنایت پیشه روی می دهد و منظور از ساعت، ساعت فرج آل محمد صلي الله عليه و آله و سلم است نه روز رستاخیز.
از این حدیث به روشنی استفاده می شود که پیش از ظهور حضرت بقیه الله ارواحنا له الفداء فلسطین گشوده می شود و قسمت اعظم آن چون شهر قدس و کرانه غربی رود اردن از دست اسرائیل خارج می شود و یهودیان باقی مانده در محور عکا حیفا محصور می شوند تا حضرت بقیه الله ارواحنا له الفداء ظهور کند و نشانی از یهود جنایت پیشه باقی نگذارد و آخرین فردی را که در برابر آئین حق تسلیم نشود از دم شمشیر بگذراند. این بلاهای بزرگ با نابودی همه دشمنان دین با شمشیر انتقام الهی پایان می پذیرد.
در این باره از امامان اهلبیت روایت شده که فرموده اند:
«نشانه ظهور حضرت مهدی ارواحنا له الفداء پرچمهائی است که از مغرب تحت فرماندهی مرد لنگی از کنده به اهتزاز درآید.» [1]
«از نشانه های او کوچ کردن مغربی ها به سوی مصبر است و آن در عهد سفیانی است.» [2]
هر لحظه این کوچ کردن انتظار کشیده می شود. لیبی که یکی از کشورهای مغرب است در صدد برآمد که با مصر یکی شود و این کوچ را از طریق قانونی و اتحاد بین دو کشور انجام دهد و پس از مدتی سیاست بازی سرانجام تلاشش بی حاصل شد و عقیم ماند. کوچ دیگری از طریق تهاجم مسلحانه انجام می گیرد که از مرزهای شرقی آن نیز عبور کنند و در جنگ شامات شرکت نمایند. چنانکه از احادیث استفاده می شود. امام صادق (ع) در این مورد می فرماید:
«پیش از قیام قائم ارواحنا له الفداء حرکت حرب و قیس است.» [3]
منظور از حرب بنی امیه است که عبارت از سفیانی است و منظور از قیس مغرب است که مقر قیس در شمال آفریقاست. شاهد این معنی درگیری های موجود ملتهای عرب و احادیث دیگری است که این معنی را تأیید می کند.
«پرچم های قیس و عرب وارد مصر می شوند.» [4]
اینجا هم قیس اشاره به اهل مغرب است که عرب های آفریقا هستند و به همین دلیل لفظ «عرب» هم در حدیث آمده است و گرنه مردم مصر هم عرب هستند، دیگر لزومی نداشت برای هجوم قوم عرب بر یک کشور عرب، قید عرب آورده شود.
امیرمؤمنان در این مورد می فرماید:
«نشانه خروج او درگیر شدن سه لشکر است، لشکری از عرب، که بدا به حال مردم مصر از حوادثی که به دست آن لشکر بر مصر روی می دهد. و لشکری از بحرین از جزیره آرال از سرزمین فارس، و لشکری از شام، که یکسال درگیری در میان آنها به طول می کشد.» [5]
«مغربی بر مصر چیره می شود و شامات را تحت سیطره خود در می آورد». [6]
که او پرچمدار قیس است.
«بر بر به سوی وادی شام خروج می کنند.» [7]
«نشانه حادثه مدینه، روی آوردن زمامدار مصر است.» [8]
«سپاه بربر با پرچم های زرد بر فراز یابوهای نیرومند و بیشمار روی می آورند و وارد مصر می شوند و اهل مغرب نیز به سوی مصر حرکت می کنند، هنگامی که وارد مصر شوند، سفیانی به حکومت می رسد.» [9]
در روایت دیگری از امیرمؤمنان (ع) و امام باقر (ع) چنین آمده است:
«چون دو لشکر در شام درگیر شوند، یکی از آیات بزرگ الهی ظاهر می شود و آن زلزله شام است که بیش از صد هزار نفر در شام هلاک می شود. این حادثه برای مؤمنان رحمت و برای کافران نقمت است. چون این حادثه روی دهد منتظر پرچم های زرد و سپاهیان سبکبال یابو سواری باشید که از سوی مغرب می آیند و وارد شام می شوند و آن به هنگام مرگ سرخ و اضطراب بزرگ است. هنگامی که این مرگ و میر و اضطراب شدید واقع شود منتظر خسف یکی از آبادیهای شام به نام «خرشنا» باشید. هنگامی که خرشنا خسف شود منتظر خروج سفیانی پسر هند جگر خواره از سرزمین بی آب و عرف باشید تا بر منبر دمشق دست یابد، چون سفیانی بر فراز منبر قرار گرفت منتظر ظهور مهدی باشید.» [10]
دو لشکر عربی و یهودی در شام درگیر شده اند و در میان منادیان راستیان مغربی و منادیان چپ شرقی در سرزمین شامات درگیری ادامه دارد و به خصوص در خاورمیانه و در مناطق نفت خیز بیش از دیگر مناطق این درگیری به چشم می خورد که هر حرکتی در این زمینه روی می دهد یکی دیگر از نشانه های صدق رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلم و امامان اهلبیت ظاهر می شود که هرگز از احدی در جهان چنین خبرهای دقیق در مورد حوادث آینده صادر نشده است. ما در میان همه اقوام با داشتن چنین پیشوایانی مفتخر هستیم و از همه جهانیان می خواهیم که نظیر این اخبار غیبی را از پیشوایان خود نقل کنند یا در گفتار پیشوایان ما نقطه ضعفی پیدا کنند. نعوذبالله.
بربر در این حدیث بدون تردید ساکنان مغرب هستند که با پرچم های زرد به سوی مصر و از آنجا به سوی بلاد شام حمله خواهند کرد.
از احادیث یاد شده نکات بسیاری به دست می آید که از آن جمله است:
1- زلزله سختی در بلاد شام روی خواهد داد که ممکن است زلزله طبیعی و به فرمان الهی باشد و ممکن است با فرو ریختن بمبهای اتمی و ئیدروژنی توسط دشمن انسانیت، اسرائیل جنایت پیشه باشد.
2- این لشکرها از نفربرهای تازه ای استفاده می کنند که در این حدیث یابوهای سبکبال تعبیر شده است و اسب و استروشتر تعبیر نشده است و پرواضح است که هزاران یابو برای نقل و انتقال یک لشکر جرار یافت نمی شود، کجا رسد که همگی یکرنگ و یک نواخت و بیرون از شمار باشند.
3- در برخی از روایات در وصف یابوها «شُهب» تعبیر شده که یکرنگ بودن آنها را می رساند، و در برخی دیگر «بُتر» تعبیر شده که بی دم بودن آنها را می رساند و در برخی «سُبر» تعبیر شده که بیشمار بودن و صاحب ابزار اکتشافی بودن آنها را می رساند و طبق معنای دیگر کلمه پرواز کردن در اوج آسمان را با بالهای دراز می رساند و از طرفی «مخذوفه» تعبیر شده که به معنای مرکب تیزپائیست که در اثر سرعت، سنگریزه ها از زیر پاهایش پرتاب شود و گوش نداشته باشد. از مجموع این اوصاف هواپیماهای تیزپرواز موشک انداز در مغزها تبادر می شود.
4- این حوادث به دنبال اضطراب جهانی و مرگ و میر وسیعی واقع می شود که در لسان احادیث «جزع اکبر» و «موت احمر» تعبیر شده است که با جنگ جهانی سوم منطبق است که جهان را به خاک و خون می کشد.
پیشوایان معصوم سخنان بلند و پرمحتوای خود را سیل آسا بر مغزهای ما فرو ریخته اند و ما را در برابر اقیانوسی از معارف قرار داده اند و با تعبیرات: یابوهای تیزتک، سنگ انداز، یک رنگ، بلند پرواز، درازبال، بی دم و بی گوش، و امثال آنها جنگنده های مدرن امروزی را برای ما مجسم فرموده اند.
و اینک احادیث دیگری که حوادث آن روز را بیشتر و بیشتر توضیح می دهد:
«هنگامی که پرچم های زرد وارد مصر شوند و بر سرزمین مصر چیره شوند و بر اریکه قدرت تکیه دهند مردم شام در زمین برای خود تونل و پناهگاه بکنند که بلای بزرگی در انتظار آنهاست. تو نیز هنگامی که مطلع شدی که آنها در شام فرود آمده اند و بیابانهای شام را پر کرده اند، اگر بتوانی نردبانی پیدا کنی که در آسمان بالا روی حتماً انجام بده، و اگر بتوانی تونلی در زمین بکنی حتماً انجام بده، هنگامی که پرچم های سیاه از مشرق و پرچم های زرد از مغرب به راه افتادند و در شام به یکدیگر رسیدند، آنروز روز بلا و گرفتاری است، و در آن روز زیرزمین بهتر از پشت آنست.» [11]
بسیار جالب است که پیشوایان اسلام چهارده قرن پیش از این برای مردم آخرالزمان دستور حفر تونل و پناهگاه در زیرزمین می دهند تا بدین وسیله از بمباران های هوائی و امواج انفجارها سالم بمانند و اگر قدرت داشته باشند با هواپیماها خود را از منطقه خطر دور کنند، در صورتیکه به هنگام صدور این احادیث نه امکان پرواز در آسمان بود و نه حوادثی پیش می آمد که نیاز به حفر تونل و پناهگاه در زیرزمین باشد!.
آیا گوشی بدهکار این نصیحت های مشفقانه هست تا خود را از خطرات حتمی نجات دهد؟! بدون تردید کسانی رهائی می یابند که به این نصیحتها گوش فرا دهند و پیش از فوت فرصت اقدام های ایمنی را فراموش نکنند، تا از امواج انفجارات در جنگ سرنوشت ساز شام در امان باشند.
آیا تاکنون احدی – ولو به دروغ – ادعا کرده که رسول گرامی اسلام صلي الله عليه و آله و سلم و امامان اهلبیت در مکتبی درس خوانده اند و از کسی کلمه ای آموخته اند؟! هرگز. بلکه همه علوم به آنها بر می گردد و همه حقایق و دقایق از سرچشمه زلال علوم آل محمد صلي الله عليه و آله و سلم سرچشمه گرفته است. به حق فرموده اند که: «نحن صنایع ربنا، و الخلق بعد صنایعنا»: «ما تربیت شدگان و ساخته شدگان پروردگار خود هستیم و دیگر مخلوقات ساخته شدگان ما هستند.» [12]
هر کس ساخته و پرداخته آن بزرگواران باشد، پیرو فرمان آنها باشد، قدم در جای پای آنها نهد، از راه و روش آنها پیروی کند، نجات می یابد، و هر کس از راه آنها بلغزد و از راه دیگران پیروی کند، از شاهراه حقیقت گم می شود و در دره هلاکت سقوط می کند. اینک هر کسی خود راهش را برگزیند و از راهیکه انتخاب می کند پیش بتازد و از مزایایش برخوردار شود.
«هنگامی که پرچم های زرد به مصر برسد، با تمام قدرت از منطقه فرار کن، و هنگامیکه آنها وارد شام بشوند دیگر موقع بلا فرا رسیده است.» [13]
اگر کسی بخواهد از منطقه بگریزد باید بدون فوت فرصت به دنبال استیلای سپاه مغرب بر مصر و توجه آنها به سوی شامات باشد و کسی از بمبها و موشک های آنها نجات نمی یابد مگر اینکه قبلاض از منطقه گریخته باشد یا در زیرزمین تونل و پناهگاهی کنده باشد.
به نظر می رسد که قوای مغربی به سوی بغداد نیز عزیمت می کند تا در ویرانی عراق سهیم باشد که قبلاً (در بخش هفدهم) از آن سخن گفتیم و گذشته از اخبار اسلامی از تورات و انجیل نیز نقل کردیم که بغداد در زیر پای لشکری جرار خراب می شود و به آتش جنگ «قرقیسیا» دچار می شود و قربانیان این جنگ برای مدتی طولانی طعمه و حوش و طیور می شود که در کتاب های آسمانی و روایات اسلامی از آن به «سفره عام الهی از گوشت ستم پیشگان برای وحوش و طیور» نام برده شده است. [14]
سپس امیرمؤمنان (ع) در این باره می فرماید:
«هنگامی که پرچم های قیس در مصر نصب شود و پرچم های کنده در خراسان». [15]
یعنی پرچم های قیس به سوی شرق حرکت کند و پرچم های کنده به سوی غرب.
«هنگامی که پرچم های بنی کنده با سپاهیان گردنه شام به سوی شما روی آورد.» [16]
منظور از سپاه شام، سپاه سفیانی است که پیش از حرکت سپاه اسلام از مکه و مدینه، در وادی شام مستقر می شوند.
«اسبهائی از سوی مغرب به پیش می تازند تا در حوالی حیره (در عراق) فرود آیند و آنگاه پرچم های سیاهی از سوی خراسان به حرکت در می آید پس از آنکه پرچم های کنده در آن متمرکز شود.» [17]
اگر چه در لغت «خیل» به معنای اسب است ولی در این احادیث مورد مرکب تیزپائی به کار رفته که در آنروز نفرات و ادوات جنگی را منتقل خواهد کرد، و اگر به معنای لغوی بود، می بایست از شتر و استر و غیره نیز نامی به میان آید، که این احادیث از فصیحترین انسان ها و بلیغترین آنها صادر شده است.
منظور از پرچم های سیاه، لشکر نیرومند سید خراسانی است که برای دفاع از شیعیان عراق در برابر سپاه سفیانی و دیگر نیروهای مهاجم از خراسان حرکت می کند و به یاری حضرت بقیه الله ارواحنا له الفداء و بیعت آن بزرگوار منتهی می شود.
«هنگامی که امیر امیران در مصر قیام کند و صفها فشرده شود و هزاران سپاهی گرد آید ...» [18]
زمینه گردآوری سپاه عظیم در مصر فراهم آمده، و رژیم مصر با تلاشی وسیع برای مجهز ساختن ارتش خویش به برترین سلاح ها، از نوع سلاح های ارتش سابق ایران تلاش می کند. مخالفین سیاست مصر آماده مقابله هستند و دشمنان مشترک آنها از فروش اسلحه و فرستادن سیل سلاح های مدرن دریغ ندارند.
«هنگامی که مردم مصر زمامدار خود را بکشند و پرچم های قیس و عرب وارد مصر گردد و در آن متمرکز شود.» [19]
شاید منظور از کشتن زمامدار مصری همان انورسادات باشد که در این اواخر انجام گرفت که پیشتر سراغ نداریم مردم مصر زمامدارشان را کشته باشند.
«پیش از ظهور قائم ارواحنا له الفداء پادشاه شام و پادشاه مصر کشته می شوند و قبائلی چند از مردم مصر اسیر گرفته می شوند.» [20]
ظاهراً این دو قتل پیش از جنگ های خانمانسوز شام روی خواهد داد، و در مورد اسارت مصریها سخن خواهیم گفت.
«بندگان بر سرزمین اربابان خود چیره می شوند.» [21]
«بردگان بر علیه ارباب های خود می شورند و آنها را به قتل می رسانند.» [22]
این شورش در هر کارگاه و کارخانه ای بین کارگر و کارفرما، شاگرد و استاد، مأمور و آمر، حتی فرزند و پدر آغاز شده است.
«هنگامی که مردی حکومت شام را به دست آورد و دیگری بر مصر دست بیاید، آنگاه شامی و مصری با یکدیگر به جنگ پردازند و مردم شام قبیله هائی از مصر را به اسارت بگیرند و مردی از خراسان (سید خراسانی) با پرچم های سیاه کوچکی از خراسان به سوی شام حرکت کند. او همان شخصی است که زمینه را برای اطاعت حضرت مهدی (ع) فراهم می آورد.» [23]
در اینجا منظور از شامی، سفیانی است و یا یکی از فرماندهان ارتش سفیانی است که به سوی عراق اعزام می شود، و منظور از شکست دادن سید خراسانی سپاه سفیانی را، نبرد سختی است که پس از کشتار بغداد و کوفه در میان آنها روی می دهد.
«آن مرد مغربی حرکت می کند و در راه هر چه مرد ببیند می کشد و هر چه زن بیابد اسیر می گیرد، پس از برخورد با سپاه سفیانی در قرقیسیا، با قیس بر می گردد. سفیانی در جزیره فرود می آید و یمانی به سویش می شتابد. آنچه داشته باشند سفیانی از آنها باز می ستاند.» [24]
«پیروزی هند برسند، پیروزی قبط بر اطراف مصر، پیروزی اندلس بر اطراف آفریقا، پیروزی حبشه بر یمن، پیروزی ترک بر اطراف خراسان، پیروزی رومیان بر شام، پیروزی مردم ارمنستان و ناله های ناله کنندگان در عراق و هتک عفت زنان و تجاوز به حریم پرده نشینان».[25]
هر کجا که امیر مؤمنان سخن می گوید، انسان نمی داند که به شیوائی لفظ بیندیشد، یا به عمق معانی، یا به زیبائی اسلوب و یا به اوج آگاهی، که او باب مدینه رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلم است و خودمدار حق است و حق با اوست هر کجا رود.
غلبه هند بر سند در زمان ما تحقق یافته است و منظور از «قبط» نصارای مصر و سودان و اتیوپی است که در مصر زندگی مرفه و ممتازی دارند و در جنوب سودان و در بخشی از کشور چاد و در همه کشور اتیوپی حاکم هستند.
غلبه اندلس در اطراف آفریقا در گذشته واقع شده و هم اکنون نیز در صحرا به دست انقلابیون پولیساریو در شرف تحقق است. انقلابیون پولیساریو به دست دشمنان اسلام برای ریشه کن نمودن اسلام در صحرا به وجود آمده اند، چنانکه امثال آنها در دیگر مناطق زمین به دست دشمنان برای همین منظور به وجود آمده است و در نقشه های شوم خود توفیق حاصل کرده اند.
غلبه حبشه بر یمن در جنگ اتیوپی بر علیه صومال اسلامی آغاز شده، و کماندوهای کوبا به نام گسترش عدالت در زمین، روح ضد اسلامی خود را ابراز کرده، از هیچ کمکی نسبت به اتیوپی متجاوز و از هیچ جنایتی نسبت به صومالی مسلمان دریغ نکرده اند.
غلبه ترکان براطراف خراسان در گذشته در اثنای جنگ های روسیه تحقق یافته، تا شهر مقدس مشهد زیر پاهای شوروی متجاوز لگدمال شده، حرم مطهر حضرت ثامن الحجج امام رضا (ع) مورد اصابت توپ قرار گرفته است. بعدها در زمان خودمان با اشغال آذربایجان روی داده و هم اکنون با اشغال افغانستان تحقق یافته است.
غلبه روم (یهود) بر شام برای همه مردم عصرم ما به صورت یقینی و ملموس واقع شده، تجاوزات اسرائیل بر سوریه و اشغال بلندیهای جولان و کرانه های رود اردن و سرزمین مقدس فلسطین، که همگی جزء مناطق شامات هستند، بر کسی پوشیده نیست.
درگیری ارمنی ها با اتراک از سالیان متمادی ادامه دارد و احتمالاً در آینده رسماً بر شرق ترکیه غلبه پیدا کنند. فریادهای فریاد گران عراق در اثنای جنگ ایران و عراق هر لحظه فضای عراق را پر کرده و همه خانواده ها که به نوعی در این جنگ صدمه خورده اند شب و روز فریادشان بلند است و بر مسبیین این جنگ تحمیلی لعنت می کنند، جنگی که ابر قدرت شرق آن را طرح ریزی می کند و ابر قدرت غرب ابزار و ادواتش را فراهم می کند و دو ملت مسلمان را به جان یکدیگر می اندازد.
تعبیر بلند شدن فریاد فریاد گران در عراق تعبیر بسیار شیوائی است که چهارده قرن پیش از زبان امام معصوم صادر شده است و امروز هم تعبیر مناسبتری یافت نمی شود.
در شرح فرازهای حدیث به همین مقدار بسنده می کنیم که اصول فقرات آن معلوم شد و برای هر خواننده ای معلوم شد که این خطبه نیز همانند همه خطبه های مولای متقیان شعر و سجع نیست، بلکه حقایق و دقایقی است که به زیباترین اسلوبی بیان شده است. هنگامی که در پیرامون احادیث بعدی سخن گفتیم و اشتباه برخی را در احادیث متشابه این بخش بازگو کردیم حدیث فوق وضوح بیشتری پیدا می کند.










[1] الحاوی للفتاوی جلد 2 صفحه 144
[2] بشاره الاسلام صفحه 177 و 183، الامام المهدی صفحه 232، الحاوی للفتاوی جلد 2 صفحه 140 و الملاحم والفتن صحفه 47
[3] غیبت نعمانی صفحه 148، بحارالانوار جلد 52 صفحه 245 و بشاره الاسلام صفحه 127
[4] الزام الناصب صفحه 185، ارشاد مفید صفحه 340، بشاره الاسلام صفحه 175، المحجه البضاء جلد 4 صحفه 343، بحارالانوار جلد 52 صفحه 220، الامام المهدی صفحه 196 و الامام المهدی صفحه 234
[5] الزام الناصب صفحه 198
[6] المحجه البیضاء جلد 4 صفحه 342، المهدی صفحه 196، الزام الناصب صفحه 185 و الامام المهدی صفحه 233
[7] الملاحم والفتن صفحه 47
[8] الملاحم والفتن صفحه 47
[9] بشاره الاسلام صفحه 186، الامام المهدی صفحه 96 و غیبت شیخ طوسی صفحه 279
[10] غیبت نعمانی صفحه 163، غیبت شیخ طوسی صفحه 277، بحارالانوار جلد 52 صحفه 214 و 237 و بشاره الاسلام صفحه 55 و 106
[11] الملاحم والفتن صفحه 70
[12] غیبت شیخ طوسی صفحه 173 و وسائل الشیعه جلد 16 صفحه 161 حدیث هفتم
[13] الملاحم والفتن صفحه 30 و بشاره الاسلام صفحه 109
[14] به عنوان نمونه رجوع شود به تورات، کتاب حزقیال نبی، باب 39 بند 18
[15] ارشاد مفید صفحه 340، غیبت شیخ طوسی صفحه 272، بحارالانوار جلد 52 صفحه 214، اعلام الوری صفحه 429، بشاره الاسلام صفحه 158 و 175، الامام المهدی صفحه 230 و الزام الناصب صفحه 184
[16] الزام الناصب صفحه 213
[17] بشاره الاسلام صفحه 49 و 176 و الزام الناصب صفحه 179
[18] بشاره الاسلام صفحه 49 و 176 و الزام الناصب صفحه 179
[19] المهدی صفحه 196، بشاره الاسلام صفحه 175 و 192، الامام المهدی صفحه 233 و الزام الناصب صفحه 185
[20] الملاحم والفتن صفحه 40 و بشاره الاسلام صفحه 185
[21] بشاره الاسلام صفحه 176، الزام الناصب صفحه 185و الامام المهدی صفحه 234
[22] مدارک یاد شده پی نویس قبل
[23] الملاحم والفتن صفحه 43
[24] بحارالانوار جلد 52 صفحه 208، غیبت شیخ طوسی صفحه 278 و بشاره الاسلام صفحه 178 و 192
[25] بشاره الاسلام صفحه 42 و الملاحم والفتن صفحه 164
مصری و مغربی


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته