montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

ضرورت، تعاریف و فواید بحث علایم و شرایط ظهور (1)

هزاران سال است که از خلقت انسان می¬گذرد. آفریده¬ای که خداوند هنگام آفریدنش بر خود آفرین گفت «فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقين‏» (مؤمنون/14). اویی که با دمیدن نفخه الهی در کام وجودش، نشئه¬ای دیگر از عالم وجود را تجربه کرد «ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقا» (مؤمنون/14)، تا موجودی خداگونه گردد و مقام «فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى‏» (نجم/9) و مرتبه بلند «في‏ مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَليكٍ مُقْتَدِر» (قمر/55) را به خود اختصاص دهد، و توانست با عظمتی که در درونش به ودیعه گذاشته شد خلیفه خداوند گردد «إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَليفَة» (بقره/30) و مسجود ملائکه شود «وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَم‏» (بقره/34).
اما چه روی داده و چه بر انسان گذشته است که کلام ملائکه در پرسش از خداوند را «أَ تجَْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَ يَسْفِكُ الدِّمَاء؛ آيا كسى را در آن قرار مى‏دهى كه فساد و خونريزى كند؟!» (بقره/30)، در زندگی خود می¬بیند؟ آیا انسان برای چنین زندگانی خلق شده است؟ و آیا گذران عمرش باید اینگونه باشد؟ چگونه است وقتی دفتر تاریخ بشر را ورق می¬زنیم جز مقدار کمی خطوط سبز نورانی که از تلاش انبیا و اوصیا برای نجات بشر، نوشته شده، بقیه سطور چنان تاریک و ظلمانی است که دل هر خواننده¬ای را به درد می¬آورد و چشم هر بیننده¬ای را گریان می¬کند. به راستی، تا چه زمانی باید این خطوط سیاه، کتاب تاریخ زندگی بشر را پلید و کثیف کند؟ خدایا چه هنگام خواهد شد که آنچه زیبنده مقام انسانی است برایش رقم بخورد و در صفحه حیاتش ترسیم گردد؟
ضرورت بحث
انسان¬های دوران غیبت حجت خدا، بسان مسافران کشتی شکسته از طوفان حوادث روزگار و گرفتار در گرداب تباهی¬ها می¬مانند که امواج کوه پیکر ظلم و فساد بر بدنه این کشتی سرگردان فرود می¬آید و هر آن امکان غرق شدن آن انتظار می¬رود. به راستی نهایت آرزوی مسافران چیست؟ آیا غیر از این است که آنان که خسته از ایسم-ها و مکاتب به ظاهر اصلاحگر و در واقع آسیب¬زا هستند به دنبال کسی هستند که سکان¬دار حقیقی این کشتی بوده و می¬تواند آن را به ساحل امن و نجات برساند؟ آری، آمدن منجی کل و مصلح آسمانی، هر انسان آزادی-خواه و طالب سعادت را بی¬قرار کرده است و ظهورش را به انتظار نشسته است.
و بی تردید هر چند این رویداد بزرگ آرزوی دیرینه همه آدمیان است ولی در این میان دنیا طلبان و شیطان صفتانی نیز وجود دارند که راحتی و بقای خود را در عدم تحقّق¬ این پدیده دانسته و برای جلوگیری از وقوع و یا به تأخیر انداختن آن دست به هر کاری می¬زنند و از هر نیرنگ و دسیسه¬ای استفاده می¬کنند تا وضعیت و شرایط در جامعه به گونه¬ای رقم بخورد که اهداف آنان را تأمین کرده و حاکمیتشان را تثبیت نماید. در کنار این گروه، افراد سودجویی نیز یافت می¬شوند که برای رسیدن به منافع مادی و به خاطر افزودن طلبی به دنبال آنند که با فریب مردم، خود را مهدی موعود معرفی کرده تا بتواند با همراهی برخی افراد جاهل ایّامی چند به ارضای شهوات مادی خود بپردازند.
اکنون جای این سؤال است که با وجود این گونه افراد، چگونه می¬توان خود را برای ظهور آماده کرد و از کید و مکر دشمنان رهایی یافت؟ آیا برای پیدایش آن نشانه و علامتی وجود دارد؟ به راستی با توجه به مخفی بودن زمان ظهور و وجود مخالفان و سودجويان، آیا مردم دچار حیرت و سرگردانی نمی¬شوند؟
بحث علایم ظهور به دنبال جواب به این پرسش¬ها است.
تعریف
در ابتدا لازم است تعریف روشنی از موضوع بحث ارائه گردد.
علایم به معنای نشانه¬ها به اموری گفته می¬شود که نمایانگر مقصود و مطلوب می¬باشند. در مفردات راغب آمده است: عَلَم: اثر و نشانه‏اى است كه به وسيله آن چيزى فهميده مى‏شود مثل عَلَمُ الطّريق: نشانه راه. عَلَم الجيشِ: پرچم سپاه و لشگر از اين جهت كوه هم- علم- ناميده شده (كه از دور مشخّص است) بنابر این، نشانه پديده¬اي است كه با مقصود و مطلوب مرتبط بوده و ضمن آن که آدمي را به سوي آن راهنمايي مي¬كند، در مسير بودن و نزديك شدن به هدف را يادآور مي¬شود.
مراد از علائم ظهور آن دسته از حوادثي است كه براساس بیان پيشوايان معصوم (سلام الله علیهم)، قبل و يا در آستانة ظهور واقع خواهد شد و تحقّق هر كدام نويد نزديك شدن قيام حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را مي¬دهد.
در اینجا مناسب است تا تعریف شرابط نیز آورده شود تا تفاوت این دو مطلب تا حدودی روشن شود. ¬¬شرايط به معنای سببها و زمینه¬ها به اموري گفته مي¬شود كه تحقّق مطلوب و مشروط به وجود آنها بستگي دارد و تا اينها محقّق نشوند مشروط به وجود نمي¬آيد. بر این اساس مراد از شرايط ظهور آن دسته از اموري هستند كه تحقّق ظهور وابسته به وجود آنهاست و تا آنها محقّق نشوند ظهور نیز واقع نخواهد شد.
با توجه به بيان فوق مي¬توان برخی تفاوت¬هاي علايم و شرايط ظهور را چنين برشمرد:
علائم فقط كاشف از پديده ظهورند ولي شرايط محقّق ظهورند. براين اساس علايم در پيدايش مطلوب اثر و نقشي ندارند به خلاف شرايط كه در پيدايش مشروط داراي تأثيرند؛
علايم لازم نيست در يك زمان جمع باشند، بلکه مي¬توانند يكي پس از ديگري تحقّق يابند ولي شرايط بايد در يك زمان جمع باشند تا پديده ظهور تحقّق عيني يابد؛
علايم از بين رفتني است ولي شرايط پايدار و باقي است؛
علايم قابل شناخت بوده و به وجود آن معمولاً مي¬توان پي برد (زیرا خاصیت نشانه بودن این است) ولي تحقّق شرايط چندان قابل شناخت نيست و نمي¬توان به وجود آن آگاهي حتمي و كامل داشت (كه آيا همة شرايط محقّق شده است يا خير)؛
بعضي علايم امكان دارد موجود نشود ولي پديده ظهور تحقّق يابد ولي شرايط حتماً بايد موجود شوند.
فواید و آثار بحث
اگر انسان بداند برای ظهور او علایم و نشانه¬هایی است:
ـ به درستی و روشنی ظهور موعود را مي¬شناسد و دعوت او را از دعوت مدّعیان دروغین تميز مي¬دهد.
ـ با آمادگی بهتر و مناسب تری خود را برای لحظه ظهور مهیّا و آماده می¬کند.
ـ فرصتی است برای منکران حضرت و ساکنان کوی شک و تردید نسبت به آمدن منجی، تا به خود ¬آیند و صحّت و حقّانیت کلام دین را درک ¬کنند، تا شاید اهل نجات شوند.
ـ هشداری خواهد بود برای معاندان با حضرت و مخالفان با مصلح و منجی انسان¬ها تا به خود آیند و دست از لجاجت بر دارند.
ـ با پیدایش بعضی علائم، امیدواری نسبت به آمدن او بيشتر شده و انسان از یأس و نا امیدی رهايي مي¬يابد.

مهدی یوسفیان


(در مطالب بعدی به تفصیل علایم ظهور بررسی خواهد شد.)
ضرورت


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته