montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

3. چرا پس‌ آخرین‌ دولت‌
در برخی‌ از روایاتی‌ كه‌ در آنها مسأله‌ آخرین‌ دولت‌ بودن‌ حكومت‌ امام‌ مهدی‌(ع‌) مطرح‌ شده‌، علت‌ آن‌ نیز تبیین‌ شده‌ است‌. مثلاً امام‌ باقر(ع‌) پس‌ از آن‌ كه‌ می‌فرمایند دولت‌ ما آخرین‌ دولت‌ است‌ و پیش‌ از آن‌، همه‌ صاحبان‌ قدرت‌ و اندیشه‌ به‌ حكومت‌ می‌رسند، در بیان‌ علت‌ آن‌ می‌فرمایند:
...لثلاّ یقولوا إذا رأوا سیرتنا: إذا ملكنا سرنا مثل‌ سیره‌ هؤلاء!
...تا وقتی‌ شیوه‌ حكومت‌ ما را دیدند، نگویند: اگر ما هم‌ به‌ حكومت‌ می‌رسیدیم‌، به‌ شیوه‌ اینان‌ رفتار می‌كردیم‌.1
همچنین‌ امام‌ صادق‌(ع‌) پس‌ از آن‌ كه‌ می‌فرمایند پیش‌ از برقراری‌ دولت‌ ما همه‌ گروه‌ها به‌ حكومت‌ می‌رسند، علت‌ این‌ تقدم‌ و تأخر را چنین‌ بیان‌ می‌دارند:
حتّی‌ لایقول‌ قائل‌: «إنّا لو ولّینا لعدلنا» ثمّ یقوم‌ القائم‌ بالحقّ والعدل‌. تا كسی‌ نگوید: اگر ما هم‌ به‌ حكومت‌ می‌رسیدیم‌ به‌ عدالت‌ رفتار می‌كردیم‌. پس‌ از آن‌ برپا كننده‌ حق‌ و عدل‌ قیام‌ می‌كند.2
از مجموع‌ این‌ دو حدیث‌ چنین‌ برمی‌آید كه‌ علت‌ تأخر دولت‌ امامت‌، اتمام‌ حجت‌ تاریخی‌ و عملی‌ است‌. باید بشر به‌ تجربه‌ دریابد كه‌ راه‌ عدالت‌ جز از طریق‌ اهل‌بیت‌ نمی‌گذرد و برقراری‌ عدالت‌ جز به‌ دست‌ مردان‌ عدالت‌پیشه‌ و امامان‌ معصوم‌ ممكن‌ نیست‌. تبیین‌ این‌ حقیقت‌ در گرو توجه‌ به‌ این‌ سه‌ امر است‌:
نخست‌، عدالت‌ مهمترین‌ نیاز بشریت‌ است‌ و امور دیگر فرعی‌ و غیر اصولی‌ است‌. سامان‌ جامعه‌ بشری‌ به‌ برقراری‌ عدل‌ و داد است‌ و بدون‌ آن‌ نظام‌ زندگی‌ اجتماعی‌ از هم‌ می‌پاشد.
دوم‌، اجرای‌ عدالت‌ نیاز به‌ مردان‌ عادل‌ دارد. هر دستی‌ توان‌ عدالت‌ گستری‌ ندارد. عدالت‌گستری‌ نیاز به‌ مردانی‌ دارد كه‌ معصوم‌ و از هرگونه‌ هوس‌ به‌ دور باشند. مردان‌ آلوده‌ هوس‌، به‌ هوس‌ رفتار می‌كنند نه‌ به‌ عدالت‌. آن‌ كه‌ به‌ هوس‌ رفتار می‌كند و پیرو هوای‌ نفس‌ خویش‌ است‌، توان‌ اجرای‌ عدالت‌ را ندارد. به‌ همین‌ جهت‌ در اندیشه‌ شیعی‌، یكی‌ از شرایط‌ امامت‌، «عصمت‌» است‌.
سوم‌، عدالت‌ گستری‌ نیاز به‌ عدالت‌پذیری‌ دارد. بدون‌ عدالت‌پذیری‌، اجرای‌ عدالت‌ ممكن‌ نیست. اگر امام‌ عدالت‌گستر وجود داشته‌ باشد ولی‌ امت‌ عدالت‌پذیر وجود نداشته‌ باشد، عملیات‌ عدالت‌گستری‌ با شكست‌ مواجه‌ می‌شود.3
با توجه‌ به‌ این‌ سه‌ امر، یك‌ بار مسأله‌ را مرور می‌كنیم‌: چون‌ عدالت‌ مهمترین‌ نیاز بشریت‌ است‌، خداوند هیچگاه‌ زمین‌ را بدون‌ امام‌ عدالت‌گستر نگذاشته‌ است‌. ولی‌ از آنجا كه‌ حاكمیت‌ عدالت‌، گذشته‌ از وجود امام‌ عدالت‌گستر، به‌ عدالت‌پذیری‌ ملت‌ نیز نیاز دارد، سؤال‌ این‌ است‌ كه‌ اگر پذیرش‌ عدالت‌ و تحمل‌ عدالت‌ وجود نداشته‌ باشد چه‌ باید كرد؟ اولین‌ اقدام‌ احتجاج‌ قولی‌ است‌. در این‌ مرحله‌ باید به‌ روشنگری‌ پرداخت‌ و موقعیت‌ پیش‌ آمده‌ را توضیح‌ داد و عاقبت‌ راه‌ برگزیده‌ شده‌ را روشن‌ ساخت‌ تا حجت‌ وجود داشته‌ باشد.
اگر این‌ اقدام‌ نتیجه‌ای‌ نبخشد و مردم‌ عدالت‌پذیر نشوند، نوبت‌ به‌ گام‌ دوم‌ می‌رسد كه‌ «حجت‌ عملی‌» است‌. در این‌ گام‌ باید مردم‌ آنچه‌ را به‌ آنها گفته‌ شده‌ است‌ ولی‌ نپذیرفته‌اند، در عمل‌ مشاهده‌ كنند، بن‌بست‌ها را ببینند و به‌ تجربه‌ دریابند كه‌ هیچ‌ راهی‌ برای‌ تحقق‌ عدالت‌، جز راه‌ امامت‌ وجود ندارد. به‌ بیان‌ دیگر اگربشر راه‌ خود را از راه‌ امامت‌ جدا ساخت‌ و به‌ هشدارها و اندرزهای‌ امامان‌ گوش‌ نداد، به‌ خود واگذار می‌شود تا آنچه‌ را درست‌ می‌پندارد، عمل‌ كند و بپذیرد و در این‌ راه‌ دریابد كه‌ هیچكدام‌ كلید عدالت‌ نیست‌. اگر بشر به‌ تجربه‌ درنیابد كه‌ هیچ‌ راهی‌ به‌ عدالت‌ ختم‌ نمی‌شود و هیچ‌ حاكمی‌ توان‌ اجرای‌ عدالت‌ را ندارد، مدعیانی‌ پیدا خواهند شد كه‌ بگویند راه‌ و روش‌ و هدف‌ ما هم‌ همین‌ است‌ و بدین‌ سان‌ مردم‌ را گمراه‌ سازند. اما اگر هركس‌ و هر صاحب‌ عقیده‌ای‌ و هر گروهی‌ آنچه‌ را دارد بیان‌ كند و به‌ اجرا درآورد و عملاً ثابت‌ شود كه‌ توان‌ اجرای‌ عدالت‌ را ندارد، آنگاه‌ وقتی‌ دولت‌ امامت‌ شكل‌ می‌گیرد، هیچكس‌ نمی‌گوید اگر ما هم‌ می‌بودیم‌ چنین‌ می‌كردیم‌، و چنین‌ ادعایی‌ از هیچكس‌ پذیرفته‌ نمی‌شود و خریداری‌ نخواهد داشت‌.
برای‌ عینی‌ شدن‌ بحث‌ می‌توان‌ نگاهی‌ به‌ انواع‌ حكومت‌های‌ بشری‌ و انواع‌ ایده‌های‌ بشری‌ انداخت‌. روزگاری‌ دوره‌ حكومت‌های‌ سلطنتی‌ مطلقه‌ بود. سپس‌ حكومت‌های‌ سلطنتی‌ مشروطه‌ مطرح‌ شد. بعد از آن‌ جمهوریت‌ و دموكراسی‌ مطرح‌ شد. گاهی‌ حكومت‌های‌ دینی‌ نیز تجربه‌ شده‌اند؛ مثل‌ حاكمیت‌ مسیحیت‌ و كلیسا در قرون‌ وسطی‌ و افراطیون‌ یهودی‌ (صهیونیست‌ها) در اسرائیل‌. همچنین‌ انواع‌ ایده‌ها و نظریه‌های‌ بشری‌ ارائه‌ شده‌اند مثل‌ لیبرالیسم‌ و كمونیسم‌. البته‌ بررسی‌ دقیق‌ این‌ بحث‌ با زاویه‌ نگاه‌ مطرح‌ شده‌، خود تحقیق‌ مستقلی‌ را می‌طلبد ولی‌ آنچه‌ مهم‌ است‌ این‌ كه‌ هیچكدام‌ از نظام‌ها و ایده‌های‌ بشری‌ توان‌ اداره‌ عادلانه‌ جوامع‌ بشری‌ و پاسخ‌ قانع‌ كننده‌ به‌ پرسش‌های‌ بشر را ندارند.
این‌ واقعیت‌ تلخ‌، پیش‌ از این‌ در كلمات‌ معصومین‌ اعلام‌ شده‌ بود اما بشر به‌ این‌ هشدارها و اندرزها اهمیتی‌ نداد و با خیره‌سری‌، راه‌ پر مخاطره‌ آزمون‌ و خطا را انتخاب‌ كرد و هزینه‌های‌ سنگین‌ بسیاری‌ را پرداخت‌ و هنوز هم‌ می‌پردازد و خواهد پرداخت‌. همه‌ ایده‌ها حاكمیت‌ یافتند و در عمل‌ به‌ بشر ثابت‌ شد كه‌ هیچ‌كدام‌ توان‌ اجرای‌ عدالت‌ را ندارند. در نهایت‌ پس‌ از شكست‌ همه‌ ایده‌های‌ ممكن‌، بشر با سرخوردگی‌ و سرافكندگی‌ درخواهد یافت‌ كه‌ سعادت‌ دنیا و آخرت‌ او، در اندیشه‌های‌ آسمانی‌ و نظام‌ الهی‌ است‌. این‌ مفهوم‌ همان‌ سخن‌ امام‌ باقر و امام‌ صادق‌(ع‌) است‌ كه‌ فرمودند باید در عمل‌ ثابت‌ شود كه‌ هیچكس‌ توان‌ اجرای‌ عدالت‌ را ندارد تا پس‌ از آن‌ عدالت‌گستر واقعی‌ ظهور كند و زمین‌ را پر از عدل‌ و داد نماید، پس‌ از آنكه‌ از ظلم‌ و ستم‌ پر شده‌ است‌.
و البته‌ این‌ تأسف‌ و درد جانكاه‌ بر سینه‌ بشر خواهد ماند كه‌ می‌شد این‌ آزمون‌ و خطا انجام‌ نشود و بسیار زودتر از این‌ بشر به‌ عدالت‌ دست‌ یابد. چه‌ می‌شود كرد كه‌ «خود كرده‌ را تدبیر نیست‌». 4
شایان‌ ذكر است‌ كه‌ سخن‌ بالا هرگز به‌ معنای‌ كنار گذاشتن‌ هرگونه‌ تلاش‌ و كوشش‌ برای‌ برقراری‌ عدالت‌ در عصر غیبت‌ نیست‌؛ كه‌ این‌ خود اندیشه‌ای‌ انحرافی‌ و در تعارض‌ با خواسته‌ ائمه‌ اهل‌ بیت‌(ع‌) است‌، بلكه‌ به‌ این‌ معناست‌ كه‌ هیچ‌ دولتی‌، اگر چه‌ دولتی‌ دینی‌، نمی‌تواند و نباید ادعا كند كه‌ توان‌ برقراری‌ عدالت‌ كامل‌ را به‌ طور مستقل‌ و منهای‌ حاكمیت‌ امام‌ عصر(ع‌) دارد. بنابراین‌ مسلمانان‌ باید در عصر غیبت‌ هم‌ خود عدالت‌گستری‌ پیشه‌ كنند و هم‌ امیدوار به‌ تحقق‌ كامل‌ عدالت‌ به‌ دست‌ توانای‌ امام‌ مهدی‌(ع‌) باشند.

1. الكافی‌، ج‌1، ص‌407، ح‌1.
2. الغیبه‌، طوسی‌، ص‌472، ح‌493.
3. الغیبه‌، نعمانی‌، ص‌274، ح‌53.
4. ر.ك‌: ماهنامه‌ موعود، ش‌35، ص‌30
وعده ی راستین


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته