montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

در انتهاي دعاي ندبه از حضرت حق تقاضا مي ‌کنيم که: «وَ امْنُنْ عَلَيْنا بِرِضاهُ» يعني اي خدا!‌ منّـت بگذار بر ما به اين که امام ما از ما راضي شود و خوشنودي او از ما را، سرماية جان ما بگردان.
اين حرف عجيبي است که ما از خدا مي ‌خواهيم بر ما منّت بگذارد و رضايت امام زمان ارواحنا له الفداء را بر ما ارزاني دارد. چون ما يک ارتباط مستقيم با خدا داريم و يک ارتباط با امام زمان ارواحنا له الفداء، و آنچه ما را نجات مي ‌دهد اين است که با به دست آوردن رضايت آن حضرت، آدم شويم و با جميع اسماء الهي با خدا ارتباط برقرار کنيم. در ابتداي امر با خداوند، بدون واسطه مي ‌توان ارتباط برقرار کرد، چون خدا از امام‌ زمان ارواحنا له الفداء در هستي حاضر‌تر است – هر که مجرّد‌ تر است حاضرتر است - خداوند با دو جلوه با هر کس ارتباط دارد. يک جلوة با واسطه و يک جلوة بي ‌واسطه، چون او واسع عليم است، پس از آن جلوة خدا، که حيّ و حاضر است و از امام هم حاضرتر است مي‌ خواهيم که امام زمان ارواحنا له الفداء را از ما راضي کند.
مي ‌گوييم خدايا قلب امام‌ زمان ارواحنا له الفداء را از ما راضي و خشنود گردان. آن‌ وقت ديگر اين شبهه پيش نمي‌ آيد که امام‌ زمان ارواحنا له الفداء که واسطة بين ما و خداوند است آيا بهتر نيست که از خود حضرت ارواحنا له الفداء بخواهيم که از ما راضي شود. چون ما يک رابطه مستقيم با پروردگار داريم که نجات ما را در رضايت امام از ما قرار داده است و با ارتباط با امام‌ زمان ارواحنا له الفداء و با ايجاد رضايت در قلب مبارکش، مي ‌توان به خدا نزديک شد و به مقام قرب الهي دست يافت، چون قرب خدا به ما، غير از قرب ما به اوست. و تا قلب امام ارواحنا له الفداء از ما راضي نشود، رابطه با خدا، به‌عنوان مقصد و مقصود جان هر انسان، ممکن نمي ‌شود. پس از يک جهت، خدا از همه چيز به ما نزديک‌ تر است ولي از يک جهت، ما از خدا دور هستيم و اگر بخواهيم به خدا نزديک شويم بايد واسطه کاملي که حامل جميع اسماء الهي است به ما کمک کند. گفت:
يار نزديک ‌تر از من به من است
اين‌ عجب ‌بين که‌ من از وي دورم
حالا براي اين‌ که حضرت امام ‌زمان ارواحنا له الفداء به ما نظر بفرمايند از آن وجهِ نزديک خدا به همه مخلوقات، کمک مي ‌گيريم و مي ‌گوييم؛ «وَامْنُنْ عَلَيْنا بِرِضَاه» خدايا بر ما منّت بگذار به اين که امام ما را از ما راضي گرداني. حالا از طريق رضايت قلب مقدس امام، آن وجهِ دورِ خودمان از خدا را، به نزديکي تبديل مي ‌نماييم. إن‌ شاء الله. و در ادامه مي ‌گويي:
«وَ هَبْ لَنا رَأفَتَهُ وَ رَحْمَتَهُ وَ دُعائَهُ وَ خَيْرَهُ ما نَنالُ بِهِ سَعَةً مِنْ رَحْمَتِکَ وَ فَوزاً عِنْدَکَ» يعني بر ما ببخش رأفت و رحمت و دعا و خير امام‌ زمان ارواحنا له الفداء را، آن رأفت و رحمت و دعاي خيري که موجب شود، به وسعت رحمت و رستگاري که نزد تو است، دست يابيم. پس رأفت و رحمت امام ارواحنا له الفداء دريچة نيل به سعة رحمت و رستگاري حقيقي است که نزد خدا است.
خدايا رأفت امام ارواحنا له الفداء را بر ما ارزاني دار. رأفت امام در جهت انسان شدن است. خدايا توفيقمان بده تا امام به ما نظر کند و ما انسان شويم و در آن حال توانسته ‌ايم در درياي بيکران رحمت تو شناوري نماييم و آن رستگاري که نزد تو است و همه مقصد و مقصود انسان ‌ها است براي ما مقرر گردد.
به‌ واقع آيا مي ‌شود بشر وارد چنين فرهنگي نشود و به سعة رحمت حق و فوزي که نزد اوست دست يابد؟
بنا به گفته آيت ‌الله ‌محمد شجاعي:
«سخن اين است که بايد در دل حضرت راه يافت و در قلب شريف او براي خود جايي پيدا کرد که قلب او فقط قلب است و مورد نظر حق. قلبي که خداي متعال مي‌ خواهد، قلبي که مجلاي جمال و جلالِ حق اوست، قلبي که اصلِ ايجاد و خلقت براي آن است، قلبي که خداوند جمال خود را در آن نهاده و عشق او به خود و جمال خود، عشق به آن را كه آيينة جمال اوست در بردارد، و اين قلب، محبوبِ جناب اوست. هر که به هر اندازه در اين قلب براي خود حساب باز کرده باشد به همان اندازه مشمول نظر خواهد بود و از رأفت حق برخوردار»
مولوي مي‌گويد:
صـد جـوال زر بـيـاري اي غني
حق بـگويد دل بيـار اي منحني

گر ز تو راضي ‌ست دل، من راضيم
ور ز تو مُعرِض بود اعراضيم

ننگرم در تـو در آن دل بـنـگرم
تحفه آن ‌را آر، اي ‌جـان در برم

با تو او چون است؟هستم ‌من ‌چنان
زير پاي مـادران باشد جنـان

مـادر و بابا و اصـل خلق اوسـت
اي ‌خنک آنکس که ‌دل داند ز ‌پوست

تو بگويي نک دل آوردم به تـو
گويدت اين دل نيرزد يک ‌تسو

آن دلي ‌آور که قطب عالم است
جان جان جان جان آدم است

از براي آن دل پر نـور و بــرّ
هست آن سلطانِ دل ‌ها منتظَر

تمام اين بحث مقدمه ‌اي بود براي اين ‌که بتوانيم با حضرت ارواحنا له الفداء ارتباط برقرار کنيم، اگر مطالبي که عرض شد مورد توجه قرار گيرد انسان با تمام وجود از حضرت حق تقاضا مي‌ کند: «اَللّهُمَّ اَرِنِي الطَّلْعَةَ الرَّشيدَةَ وَ الغُرَّةَ الْحَميدَةَ» چون مي‌ فهمد طلعت رشيده بودن حضرت يعني چه، و چرا او منشأ طلوع تمام اسماء الهي بر روي زمين است و موجب رشد و به ثمر رسيدن همة ساکنان زمين مي ‌شود و مي ‌فهمد آن حضرت جلوه‌ گاه پسنديدة خدا است و تمام زيبايي ‌ها در جبين مبارک او به ظهور مي ‌رسد.
به اميد آن ‌که خود را همراه در عهد با آن وجود مقدس قرار دهيم و بفهميم با چه مقامي عهد بسته‌ ايم و با ظهور او چه زيبايي ‌هايي در کل عالم ظاهر خواهد شد.
برگرفته از کتاب مبانی معرفتی مهدویت- اصغر طاهرزاده
رضايت امام لطف خداست


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته