montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

نخستين كسى كه به غيبت امام زمان ارواحنا له الفداء اشاره كرده، رسول گرامى اسلام، سپس امير المؤمنين و ساير ائمه علیه السلام بودند.

آنان غيبت او را پيش بينى كرده و سر زبان ها انداخته اند. [1]

پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: سوگند به خدايى كه مرا براى بشارت برانگيخت، قائم فرزندان من بر طبق عهدى كه به او مى رسد، غايب مى شود . هركس زمان غيبت را درك كرد، بايد دينش را نگهدارى كند و شيطان را از طريق شك به خود راه ندهد.. [2]

امير المؤمنين علیه السلام فرمود: آگاه باشيد كه آن جناب به طورى غايب مى شود كه شخص نادان خواهد گفت: خدا به آل محمد احتياجى ندارد. [3]

مسلمانان به دليل همين احاديث، غيبت را براى امام مهدى ارواحنا له الفداء ضرورى و از جمله خصايص آن حضرت مى دانستند. لذا بعضى ها كه از مهدويت سوء استفاده كرده و خود را مهدى موعود معرفى مى كردند، مقيد بودند كه تا حدى ويژگى غيبت را نيز براى خود ثابت كنند سيد حميرى مى گويد: من درباره محمد حنفيه غلو کرده و عقيده داشتم كه غايب است. تا مدتى به اين عقيده غلط بودم تا اين كه خداوند بر من منت نهاد و به وسيله امام صادق علیه السلام هدايت شدم، و از اين عقيده برگشته و توبه كردم.

به هر حال، مسأله غيبت آن چنان بين شيعيان شايع بود كه مؤلفان بسيارى درباره آن كتاب ها نوشته اند . و اما كسانى كه قبل از ولادت امام زمان ارواحنا له الفداء درباره غيبت كتاب هايى نوشته اند عبارتند از : فضل بن شاذان نيشابورى كتاب اثبات الغيبة ابو الحسن طائى جرمى الغيبة، حسن بن على بن ابو حمزه بطائنى الغيبة، ابو الحسن على بن عمر اعرج لغيبة، ابوعلى حسن بن محمد بن سماعة الغيب، ابوالفضل عباس بن هاشم ناشرى الغيبة، ابوالحسن على بن محمد بن على سواق الغيبة، ابو اسحاق ابراهيم بن صالح انماطى الغيبة، عبدالله بن جعفر حميرى الغيبة والحيرة والغيبة ومسائله، الفترة والغيبة، على بن حسن بن على بن فضال، الغيبة والملاحم، حافظ نعيم بن مادالفتن والملاحم، ابراهيم بن اسحاق احمرى، الغيبة و [4]

بنابراين، موضوع غيبت حضرت مهدى ارواحنا له الفداء امر جديد و ناشناخته اى نبوده است تا برخى شيعيان از قبيل عثمان بن سعيد براى حفظ موقعيت خويش آن را اختراع كرده باشند اما ويژ گي ها و مميزات دو غيبت : زمان غيبت صغرى محدود بود هفتاد سال به خلاف غيبت كبرى كه غير از خدا كسى از مدت آن اطلاع ندارد.

در دوران غيبت صغرى، استتار و احتجاب امام همه جانبه و عمومى نبود، بلكه كسانى مانند نواب خاص و برخى از وكلاى ديگر، مى توانستند با امام در تماس باشند و سؤالات و نامه هاى مردم را خدمت امام ببرند و پاسخ امام را به مردم برسانند، ولى در غيبت كبرى، امام از انتظار مردم پنهان است و باب مكاتبات و مراسلات بسته است.

البته اين معنايش اين نيست كه امكان ندارد ديده شود، بلكه ممكن است حضرت را بعضى از افراد- كما اين كه با سندهاى معتبر هم نقل شده ببينند. در غيبت صغرى، حضرت چهار نماينده داشت كه آنان اقامتگاه حضرت را مى دانستند، ولى در غيبت كبرى چنين نيست. در غيبت صغرى ممكن بود كسى او را ببيند و بشناسد ولى در غيبت كبرى كسى او را نمى بيند، و اگر هم ببيند او را نمى شناسد.

بايد توجه داشت كه پيشوايان دين، با بيان روايات درباره غيبت، نظرشان اين بود كه هرگونه شك و ترديد را از دل شيعيان برطرف سازند و آنان را براى غيبت طولانى امام خود آماده نمايند تا با غيبت امام انس بگيرند و با وظايف خود در دوران غيبت آشنا شوند و از روى دلايل قطعى، به وجود غيبت امام خود ايمان راسخ و استوار پيدا كنند .

[1] سيماي آفتاب، ص84.

[2] ثبات الهدى ج6، ص 386.

[3] همان ص 393.

[4] در انتظار ققنوس مقدمه ص 17.


پيشگويى غيبت


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته