montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

برادرم! بدان كه خداوند - تبارك و تعالى - بندگان خود را در زمان غيبت ولیش با انواع محنت‏ها و بلاها امتحان مى‏كند تا بد از خوب جدا شود، پس درجات خوبان را بالا برده، و پليدان را بعضى با بعض ديگر درآميزد و با هم گرد آورد، آن‏گاه همه را در آتش دوزخ بيفكند، و خداى عز و جل فرموده است: ما كانَ اللَّهُ لِيَذَرَ المُؤْمِنِينَ عَلى ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتّى يَمِيزَ الخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ؛ [1] خداوند مؤمنان را بر اين حال كنونى كه مؤمن و منافق به هم مشتبهند وا نخواهد گذاشت تا اين‏كه پليد را از پاكيزه جدا سازد... .

و اين سنّت خداوند در گذشتگان و آيندگان است، همچنان كه خداى تعالى فرموده: أَ حَسِبَ النّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنّا وَهُمْ لا يُفْتَنُونَ . وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ؛ [2] آيا مردم چنين پندارند كه به صِرف اين‏كه گفتند ايمان آورديم رها شوند و بر اين ادّعا هيچ امتحان نشوند، و همانا كه ما امت‏هايى كه پيش از اينان بودند را به آزمايش آورديم تا خداوند راستگويان را از دروغگويان كاملاً معلوم سازد.

و حضرت امير المؤمنين‏ عليه السلام فرمود: اى مردم خداوند شما را از اين‏كه بر شما ستم كند دور داشته، ولى شما را ايمن ننموده از اين‏كه شما را بيازمايد و او كه بزرگوارترين گويندگان است فرموده: إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ وَإِنْ كُنّا لَمُبْتَلِينَ؛ [3] و به راستى كه در اين وقايع و حوادث آيات و نشانه‏هايى است و ما البته خوب و بد بندگان را امتحان مى‏كنيم.

مى‏گويم: و از جمله آن محنت‏ها و ابتلائات اين‏كه مى‏بينى بسيارى از اهل باطل در وسعت و ثروت زندگى مى‏كنند و داراى شوكت و قدرت مى‏باشند، و بسيارى از اهل حق را مى‏بينى كه در سختى و تنگدستى زندگى مى‏كنند، و به آنان اعتنا نمى‏شود، و گفته آن‏ها پذيرفته نيست، و اهل باطل آنان را با دست و زبان اذيت و مسخره مى‏كنند، و ايشان را از جهت اعتقادشان در امر امامشان و غيبت و ظهور دولت آن حضرت‏ تكذيب مى‏نمايند، و در اينجا نفس و عقل با هم نزاع مى‏كنند، كه نفس به پيروى اهل باطل امر مى‏كند تا در وسعت و رفاه زندگى كنى و از دنياى فانى آن‏ها برخوردار شوى و لذّت برى، و عقل فرمان مى‏دهد كه بر آزارهایشان صبر كنى و تكذيب كردنشان را تحمُّل نمايى، و ترغيب مى‏كند به پيروى از اهل حق و انتظار دولت حقّه، به خاطر دست يابى به نعمت‏هاى اخروى جاودانى، پس شخص پاك سرشت هوشمند كسى است كه عاقبت نيك را اختيار نمايد و بر تكذيب و اذيّت صبر كند.

ببينيد امام صادق‏عليه السلام در خبر صحيح طولانى كه در روضه كافى روايت آمده به حُمران چه فرموده است، حمران از آن حضرت پرسيده بود: اينان بنى العباس تا كى سلطنت مى‏كنند؟ يا كى از آن‏ها راحت مى‏شويم؟ امام صادق‏عليه السلام فرمايد: بدو گفتم: آيا نمى‏دانى كه هر چيزى را مدّتى هست؟ گفت: چرا. گفتم: آيا تو را سود مى‏بخشد كه بدانى اين امر هرگاه فرا رسد از يك چشم برهم زدن زودتر آيد! همانا اگر حال و وضع آن‏ها را نزد خداى عزوجل بدانى كه چگونه است، خشم تو نسبت به آنان بيشتر مى‏شد و اگر تو با تمامى اهل زمين كوشش نمايند كه آنان را به وضعى بدتر از آنچه در آنند - از گناه و جرم - درآورند نخواهند توانست، پس شيطان تو را نلغزاند و پريشان ننمايد، زيرا كه به راستى عزّت از آن خداوند و رسول ‏صلى الله عليه وآله وسلم و مؤمنين است، ولى منافقان نمى‏دانند، آيا نمى‏دانى كه هر كس منتظر امر ما باشد و بر آنچه از اذيّت و ترس مى‏بيند صبر كند، فرداى قيامت در گروه ما خواهد بود... . [4]

و در تحف العقول در سفارش‏هاى امام صادق‏عليه السلام به مؤمن الطاق آمده است: اى پسر نعمان، هيچ بنده‏اى مؤمن نخواهد بود تا اين‏كه در او سه سنّت باشد: سنّتى از خداوند و سنّتى از رسول او و سنّتى از امام.

امّا سنّتى كه از خداى - عزّوجلّ - بايد داشته باشد، اين‏كه بايد اسرار را كتمان نمايد. خداوند - جلّ ذكره - مى‏فرمايد: عالِمُ الغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً؛ [5] اوست داناى غيب، پس احدى را بر غيب خويش آگاه نسازد. و امّا سنّتى كه از رسول خداصلى الله عليه وآله و سلم بايد دارا باشد، اين‏كه با مردم به رفتار و اخلاق اسلامى مدارا كند.

و اما سنّتى كه از امام‏ لازم است در او باشد، صبر در سختى‏ها و ناراحتى‏ها است، تا اين‏كه خداوند براى او فَرَج برساند... . [6]
و نيز در روضه كافى به سند خود از حسن بن شاذان واسطى آورده كه گفت: به حضرت ابوالحسن امام رضاعليه السلام نامه‏اى نوشتم كه در آن از جفاى اهالى واسط، گلايه كردم.

چون در اين شهر گروهى از عثمانى‏ها بودند كه مرا اذيت مى‏كردند، جواب به خط آن حضرت‏ چنين آمد: خداوند تبارك و تعالى از دوستان ما پيمان گرفته بر صبر كردن در دولت باطل، پس به حكم پروردگارت صبر كن كه هرگاه سرور خلق بپاخيزد خواهند گفت: اى واى بر ما چه كسى ما را از آرامگاهمان برانگيخت، اين است آنچه خداوند رحمان وعده داده و فرستادگان راست گفتند. [7]

مى‏گويم: منظور از سرور خلق حضرت قائم ارواحنا له الفداء مى‏باشد، و اين‏كه فرمود: خواهند گفت... اين است آنچه خداوند رحمان وعده داده... . اشاره به آن است كه آن حضرت به اذن خداى تعالى آن‏ها را زنده مى‏كند و از آنان انتقام مى‏گيرد، چنان‏كه در روايات آمده است. و در اصول كافى از امام صادق‏عليه السلام آمده كه فرمود: رسول خداصلى الله عليه وآله وسلم فرمودند: زمانى بر مردم خواهد آمد كه حكومت جز به وسيله كشتن و ستمگرى به دست نيايد و ثروت جز با غصب و بُخل فراهم نگردد و محبّت و دوستى جز با بيرون راندن دين و پيروى هواى نفس حاصل نشود، پس هر كه آن زمان را دريابد و بر فقر صبر كند در حالى كه بتواند به ثروت رسد، و بر دشمنى مردم صبر كند با اين‏كه به وسيله از دست دادن دين و پيروى از هوس بتواند محبّت مردم را جلب نمايد، و بر خوارى و ذلّت صبر كند در صورتى كه قدرت عزيز شدن را داشته باشد، خداوند پاداش پنجاه صِدّيق از تصديق كنندگان مرا به او خواهد داد. [8]
و در خرايج آمده است: رسول خداصلى الله عليه وآله وسلم فرمود: پس از شما قومى خواهند آمد كه يك تن از آن‏ها اجر پنجاه تن از شما را خواهند داشت، عرض كردند: اى رسول خدا ما در بَدْر و أُحُد و حُنين با تو بوديم و قرآن در ميان ما فرود آمد! فرمود :آنچه بر آن‏ها فرود آيد شما تحمل نمى‏كنيد و مانند آن‏ها صبر نداريد.

مى‏گويم: اين اشاره به حال مؤمنين صبور در زمان غيبت امام عصر ارواحنا له الفداء است، چنان‏كه ساير اخبار شاهد بر آن است.
و در البرهان آمده: در تفسير فرموده خداى تعالى: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصابِرُوا وَرابِطُوا؛ [9] اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد شكيبايى كنيد و يكديگر را به صبر و استقامت سفارش نماييد و مرابطه كنيد.

امام صادق‏عليه السلام فرمود: بر اذيّتى كه در راه ما مى‏بينيد شكيبايى كنيد. رواى پرسيد: و يكديگر را به صبر و استقامت سفارش كنيد؟ فرمود: بر دشمنانتان با ولیتان. راوى گفت: و مرابطه كنيد؟ فرمود: با امامتان پايدار بمانيد. و در اين معنى روايات بسيارى هست همه اين‏ها اضافه بر ساير آيات و روايات است كه در فضيلت صبر و امر به آن وارد شده، زيرا كه صبر بر مصايب در زمان غيبت امام‏ از مهم‏ترين و روشن‏ترين مصاديق صبر است چنان‏كه پوشيده نيست. ثقة الاسلام كلينى‏رحمه الله در اصول كافى اخبار متعددى از صحيح و حسن و غير آن آورده از امام صادق‏عليه السلام كه فرمود: صبر نسبت به ايمان همچون سَر نسبت به بدن است، كه اگر سر از بين برود بدن هم از بين مى‏رود، و هم‏چنين اگر صبر از بين برود ايمان از بين رفته است. [10]

و در همان كتاب در حديث ديگرى از حفص بن غياث آمده كه گفت: حضرت ابوعبداللَّه امام صادق‏عليه السلام فرمود: هر كس صبر كند مدت كمى را صبر كرده [11] و هر كس بى‏تابى نمايد مقدار اندكى بى‏تابى نموده است.

سپس فرمود: بر تو باد كه در تمام امور خود صبر كنى، كه خداى عز و جل حضرت محمدصلى الله عليه وآله وسلم را برانگيخت و او را به صبر و مدارا امر كرد، و فرمود: وَاصْبِرْ عَلى ما يَقُولُونَ وَاهْجُرْهُمْ هَجْراً جَمِيلاً . وَذَرْنِي وَالمُكَذِّبِينَ أُولِي النَّعْمَةِ؛ [12] و بر آنچه دشمنان مى‏گويند صبر كن و به گونه‏اى نيكو از آنان دورى گزين، و كار تكذيب كنندگان مغرور مال و منال را به من واگذار.

و نيز خداى - تبارك و تعالى - فرموده: ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ . وَما يُلَقّاها إِلاَّ الَّذِينَ صَبَرُوا وَما يُلَقّاها إِلّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ؛ [13] بدى خلق را به نيكوترين گونه دفع و مقابله كن تا كسى كه ميان تو و او دشمنى هست همچون دوستى مهربان شود، و ليكن اين حالت را جز كسانى كه صبر كنند و جز كسى كه بهره بزرگى دارد نخواهد يافت.

پس رسول خداصلى الله عليه وآله وسلم صبر كرد تا جايى كه آن حضرت را به امور بزرگى نسبت دادند و به سحر و جنون و... متهم كردند، پس سينه‏اش تنگ شد، خداى - عزّوجلّ - اين آيه را نازل فرمود: وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرِكَ بِما يَقُولُونَ . فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَكُنْ مِنَ السّاجِدِينَ [14] و به تحقيق كه ما مى‏دانيم به سبب آنچه كافران و تكذيب كنندگان مى‏گويند سينه‏ات تنگ مى‏شود، پس با حمد پروردگارت تسبيح گوى و از سجده‏گزاران باش.

سپس آن حضرت را تكذيب كردند و تهمت زدند، از اين جهت غمگين شد، پس خداى - عزّوجلّ - اين آيه را فرستاد: قَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُ لَيَحْزُنُكَ الَّذِي يَقُولُونَ فَإِنَّهُمْ لا يُكَذِّبُونَكَ وَلكِنَّ الظّالِمِينَ بِآياتِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ . وَلَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ فَصَبَرُوا عَلى ما كُذِّبُوا وَأُوذُوا حَتَّى أَتاهُمْ نَصْرُنا؛ [15] ما مى‏دانيم كه سخنان آن‏ها تو را غمگين مى‏سازد، آن‏ها تو را تكذيب نمى‏كنند بلكه ستمگران آيات خداوند را انكار مى‏نمايند، و البته پيش از تو رسولانى تكذيب شدند پس بر آنچه از تكذيب و اذيّت ديدند صبر كردند تا هنگامى كه نصرت ما به ايشان رسيد.

آن‏گاه پيغمبرصلى الله عليه وآله وسلم دل بر صبر نهاد، تا اين‏كه آن‏ها بى شرم و آزار را از حد گذارانيدند و خداى تبارك و تعالى را ياد كردند و او را تكذيب نمودند، پيغمبراكرم‏صلى الله عليه وآله وسلم فرمود: من درباره خود و خاندان و آبرويم صبر كردم ولى بر بدگويى نسبت به معبودم صبر ندارم، پس خداى - عزّوجلّ - اين آيه را نازل كرد: وَلَقَدْ خَلَقْنَا السَّمواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَ ما مَسَّنا مِنْ لُغُوبٍ . فَاصْبِرْ عَلى ما يَقُولُونَ؛ [16] و ما آسمان‏ها و زمين و آنچه در بين آن‏هاست را در شش روز آفريديم و هيچ رنج و خستگى به ما نرسيد، پس بر آنچه مى‏گويند صبر كن.

آن حضرت‏ در همه احوال خود صبر كرد، تا آن‏گاه كه به امامان از عترتش مژده داده شد، و ايشان به صبر توصيف شدند، كه خداوند - جلّ ثناؤه - فرمود: وَجَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمّا صَبَرُوا وَكانُوا بِ‏آياتِنا يُوقِنُونَ؛ [17] و از آنان امامانى قرار داديم كه به امر ما هدايت كنند آن‏گاه كه صبر كردند و به آيات ما يقين داشتند.

در آن هنگام آن حضرت‏صلى الله عليه وآله وسلم فرمود: صبر از ايمان است همچون سر نسبت به بدن، پس خداى - عزّوجلّ - هم در ازاى صبر، به او احسان فرمود، و خداى - عزّوجلّ - اين آيه را نازل كرد: وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ الحُسْنى عَلى بَنِي اِسْرائِيلَ بِما صَبَرُوا وَدَمَّرْنا ما كانَ يَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَقَوْمُهُ وَما كانُوا يَعْرِشُونَ؛ [18] و احسان پروردگارت بر بنى اسرائيل به حدّ كمال رسيد به خاطر صبرى كه كردند و آنچه فرعون و قوم او مى‏ساختند و عمارت‏هايى كه مى‏پرداختند را از بين برديم.

در كتاب كمال الدين به سند خود از بزنطى آورده كه گفت: حضرت رضاعليه السلام فرمود: چه خوب است صبر كردن و انتظار فَرَج كشيدن، آيا نشنيده‏اى فرموده خداى - عزّوجلّ - را: وَارْتَقِبُوا إِنِّي مَعَكُمْ رَقِيبٌ؛ [19] و منتظر باشيد كه من نيز با شما منتظر هستم. و فرموده خداى را - عزّوجلّ - : فَانْتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُمْ مِنَ المُنْتَظِرِينَ؛ [20] پس منتظر باشيد كه من نيز با شما از منتظرانم. پس بر شما باد صبر كه همانا گشايش فَرَج بر نوميدى غالب مى‏آيد، و كسانى كه پيش از شما بودند از شما صبورتر بودند. [21]

و در همان كتاب به سند خود از محمد بن مسلم آورده كه گفت: شنيدم حضرت ابوعبداللَّه امام صادق‏عليه السلام مى‏فرمود: به درستى كه پيش از ظهور حضرت قائم ارواحنا له الفداء از سوى خداوند عز و جل براى مؤمنين، نشانه‏هايى خواهد بود.

عرض كردم: آن نشانه‏ها چيست خداوند مرا فداى تو گرداند؟ فرمود: آن فرموده خداى عز و جل است: وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ؛ و البته شما را مى‏آزماييم. يعنى: مؤمنين را پيش از خروج حضرت قائم‏ ارواحنا له الفداء بِشَيْ‏ءٍ مِنَ الخَوْفِ وَالجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الأَمْوالِ وَالأَنْفُسِ وَالَّثمَراتِ وَبَشِّرِ الصّابِرِينَ؛ [22] به چيزى از ترس و گرسنگى و نقصان اموال و نفوس و آفات زراعت، و مژده و بشارت بده صابران را.

فرمود: آن‏ها را آزمايش مى‏كند به مقدارى ترس از پادشاهان بنى فلان در آخر حكومتشان، و گرسنگى به گرانى نرخ‏هایشان، و نقصان اموال فرمود: كسادى تجارت‏ها و كمى بازده، و نقصان نفوس فرمود: مرگ فراگير و زودرس و نقصان زراعت‏ها فرمود: كمى رشد و حاصل آنچه كشت مى‏شود، و بشارت ده صابران را در آن هنگام به زود رسيدن خروج قائم ارواحنا له الفداء سپس امام صادق‏عليه السلام به من فرمود: اى محمد، اين است تأويل آن، خداى تعالى مى‏فرمايد: وَما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرّاسِخُونَ فِي العِلْمِ؛ [23] و تأويل آن را كسى نمى‏داند جز خداوند و راسخان در علم. و در تفسير نيشابورى از پيغمبراكرم‏صلى الله عليه وآله وسلم روايت آمده كه فرمود: يكديگر را به معروف امر، و از منكر نهى كنيد، پس هرگاه ديدى شخص فرومايه‏اى اطاعت مى‏شود و هواى نفس پيروى مى‏گردد، و دنيا ترجيح داده مى‏شود، و هر صاحب رايى نظر خود را مى‏پسندد، پس بر تو باد خودت، و كار عوام را واگذار، و همانا كه در پس شما روزهايى خواهد بود كه صبر در آن‏ها همچون آتش سرخ به كف داشتن است، به عمل كننده به وظيفه‏اش از آن‏ها همچون پاداش پنجاه تن كه عمل او را در زمان‏هاى ديگر انجام دهند عطا مى‏شود. و در غيبت نعمانى به سند خود از امام صادق از پدرش ‏عليهما السلام آوره كه فرمود: مؤمنان آزمايش مى‏شوند و خداوند آنان را نزد خود از هم تميز مى‏دهد، همانا خداوند مؤمنان را از تلخى‏هاى دنيا ايمن نداشته، وليكن آن‏ها را از كورى و بدبختى در آخرت ايمن داشته است، سپس امام باقرعليه السلام فرمود: حضرت حسين بن على‏عليهما السلام كشتگان خود را در سرزمين كربلا كنار هم مى‏گذاشت سپس مى‏فرمود: كشتگان ما كشتگان پيغمبران هستند. [24]

توجه: از آنچه ياد كرديم معلوم شد كه صبر در زمان غيبت امام‏ بر چند گونه است؛ از جمله:

1- صبر بر طول غيبت، به اين‏كه از شتابزدگانى كه به سبب طولانى شدن غيبت دل‏های‏شان قساوت مى‏گيرد نباشد، كه شتابزدگان در مورد امام‏ به ترديد افتند.

2- صبر كردن مؤمن بر آنچه از آزار و استهزاء و تكذيب و مانند آن‏ها از مخالفين خود مى‏بيند.

3- صبر بر اقسام بلاها و محنت‏هايى كه بر او وارد مى‏شود، كه بعضى از آن‏ها در آيه شريفه ياد گرديد، خداى تعالى فرمايد:
وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ‏بِشَيْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ...

4- صبر بر آنچه از گرفتارى مؤمنين به دست معاندين و آزار مخالفين نسبت به ايشان مى‏بيند، در صورتى كه نتواند آن‏ها را خلاص كند و از ايشان دفاع نمايد، كه در اين حال وظيفه او صبر و دعا كردن است و اقسام ديگر صبر كه مؤمن هنگام ابتلا در مى‏يابد.



درخواست صبر از خداى تعالى

يعنى از وظايف مؤمن آن است كه در زمان غيبت از درگاه خداوند عز و جل بخواهد كه او را در مواقعى كه وظيفه‏اش صبر كردن است به او توفيق دهد، و اين از چند جهت است:

از جمله: اين‏كه در دعایی رسيده از امامان‏ عليه السلام اين مطلب وارد شده، چنان‏كه در دعاى عَمْرى ‏رحمهم الله آمده: و مرا بر آن صبر دِه.

و از جمله: آنچه روايت گرديده در امر به درخواست هر آن چيزى كه مؤمن براى سامان دادن آخرت و دنياى خود به آن احتياج دارد از خداى - عزّوجلّ - كه كليدهاى همه اشيا به دست قدرت اوست و شاهد بر اين مقصود است فرموده خداى تعالى خطاب به پيغمبرش‏ صلى الله عليه وآله. وَاصْبِرْ وَما صَبْرُكَ إِلّا بِاللَّهِ؛ [25]و صبر كن و صبر تو نيست جز به سبب يا كمك خداوند... .



سفارش يكديگر به صبر در زمان غيبت حضرت قائم ارواحنا له الفداء

و اين از امور مهمى است كه شايسته است به آن اهتمام گردد، و بر آن مواظبت شود، و چند وجه بر اين مطلب دلالت دارد:

اوّل: همه دليل‏هاى امر به معروف.

دوم: تأسّى جستن و اقتدا نمودن به پيغمبراكرم‏صلى الله عليه وآله وسلم و ائمه اطهارعليهم السلام چنان‏كه از پژوهش در اخبار اين مطلب روشن مى‏شود.

سوم: خصوص روايتى كه سيّد اجل على بن طاووس‏رحمه الله در كتاب اقبال آورده، از پيغمبراكرم‏صلى الله عليه وآله وسلم در خطبه روز غدير كه فرمود: و درباره على نازل شد سوره والعصر، و تفسيرش اين‏كه: و سوگند به پروردگار عصر قيامت كه همانا انسان در زيان است: دشمنان آل محمد، مگر كسانى كه ايمان آورند به ولايت ايشان و كارهاى خوب انجام دادند به همدردى كردن با برادرانشان و يكديگر را به صبر سفارش دادند در زمان غيبت غائبشان... . [26]

مى‏گويم: منظور از سفارش يكديگر به صبر آن است كه مؤمن به فرزندان و نوادگان و خاندان و عيال، و عشيره و برادران دينى، و دوستان خويش و ساير مؤمنين سفارش و امر كند به ايمان به حضرت قائم‏ ارواحنا له الفداء و صبر كردن در زمان غيبت آن حضرت بر طولانى شدن زمان غيبت و بر آنچه از فتنه‏ها و بلاها و محنت‏ها و اذيت‏ها به ايشان مى‏رسد، و آنچه از آزار دشمنان و جفاى دوستان و غير اين‏ها... مى‏بينند، به اين‏كه خوبى‏هاى صبر را برایشان بازگويد، و اين‏كه در پى صبر ظَفَر و گشايش خواهد بود، تا بر اثر طولانى شدن غيبت نااميد نشوند، و چون دشمنان خود را در آسايش و راحتى و رفاه و نعمت ببينند، بهتر ديد نيافتند و بدانند كه آن را امامان راستگوى ‏عليهم السلام خبر داده‏اند، همان‏طور كه راستگويى آنان در خبر به اطلاع اهل ايمان و چيرگى دشمنان برايشان آشكار گشت.

همچنين راستگويى آنان بر ظاهرشان فرج و گشايش و رفاه براى دوستان آشكار خواهد شد، ان شاء اللَّه تعالى. و بايد بدانند كه هر كس صبر كند و انتظار كشد، به فَرَج و پيروزى نايل گردد، يا به فَرَج بزرگ يا به مراتب پايين‏ترى از اقسام فرج، بلكه خود انتظار از اقسام فرج است.

نمى‏بينيد كه هرگاه كسى دچار قرض‏هاى زيادى شده باشد، ولى بداند كه پس از مدتى از بعضى موارد وسعتى به او مى‏رسد، چنين شخص به همان انتظار وسعت و سپرى شدن مدّت، دلش تسلّى مى‏يابد تا از بار سنگين قرض‏ها خلاص شود، يا اين‏كه كسى بيمار باشد، و مرض‏هاى چندى در او باشد، ولى مى‏داند كه در بعضى از جاها طبيب زبردستى هست كه پس از مدتى به سراغ او خواهد آمد و او را معالجه خواهد كرد و از آن بيمارى‏ها راحتش خواهد ساخت، چنين فردى همين انتظار كشيدنش براى پايان يافتن مدت و آمدن آن طبيب مورد اطمينان، مايه تسلى جان و تقويت روحيه و برطرف شدن غم و غصه‏اش مى‏باشد، از همين روى هنگامى كه ابوبصير از امام صادق‏عليه السلام سؤال كرد: فدايت شوم، چه موقع فَرَج خواهد بود؟ حضرت فرمود: اى ابوبصير آيا تو هم از كسانى هستى كه دنيا مى‏خواهند؟ كسى كه اين امر را شناخت به راستى به جهت انتظار كشيدنش از او فَرَج شده است. [27]

و از محمد بن الفضيل از حضرت امام رضاعليه السلام روايت آورده كه گفت: از آن حضرت درباره چيزى از فَرَج پرسيدم، فرمود: آيا مگر نه انتظار فَرَج خود از فَرَج است؟ خداوند عز و جل مى‏فرمايد: فَانْتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُمْ مِنَ المُنْتَظِرِينَ؛ منتظر باشيد به درستى كه من هم از منتظران مى‏باشم. [28]

و از حسين بن جهم آمده كه گفت: از حضرت ابوالحسن امام موسى كاظم‏عليه السلام درباره فرج پرسيدم، فرمود: آيا نمى‏دانى كه انتظار فَرَج از فَرَج است؟ گفتم: نمى‏دانم مگر اين‏كه شما به من بياموزيد، فرمود: آرى انتظار فَرَج بخشى از فَرَج است. [29]

[1] سوره آل‏عمران، آيه 179.

[2] سوره عنكبوت، آيات 2 و 3.

[3] سوره مومنون، آيه 30؛ نهج‏البلاغه: خطبه 102.

[4] روضه كافى، 37.

[5] سوره جن، آيه 26.

[6] تحف العقول، 230

[7] روضه كافى، 247، ح 346، سوره يس، آيه 52.

[8] اصول كافى، 91/2.

[9] سوره آل‏عمران، آيه 200.

[10] اصول كافى، 87/2، باب الصبر، ح 2.

[11] يعنى: دوران ابتلا در دنيا كوتاه است پس كسى كه صبر كند مدت كمى صبر كرده از جهت كمى ايام آن و هر كس بى‏تابى كند مدت كوتاهى بى‏تابى كرده ولى زمان متنعم شدن در آخرت طولانى و دائم است.(مؤلف).

[12] سوره مزمل، آيه 10 و 11.

[13] سوره سجده، آيه 24 و 25.

[14] سوره حجر، آيه 97 و 98.

[15] سوره انعام، آيه 23 و 24.

[16] سوره ق، آيه 39.

[17] سوره سجده، آيه 24.

[18] سوره اعراف، آيه 127.

[19] سوره هود، آيه 93.

[20] سوره اعراف، آيه 71.

[21] كمال الدين، 645/2.

[22] سوره بقره، آيه 155.

[23] سوره آل عمران، آيه 70، و كمال الدين، 649/2.

[24] غيبت نعمانى، 112.

[25] سوره نحل، آيه 127.

[26] اقبال، 457.

[27] بحار الانوار، 142/52، ح 54 و غيبت نعمانى، 180.

[28] بحار الانوار، 128/52، ح 22.

[29] بحارالانوار، 130/52، ح 29.


صبر كردن بر اذيت و تكذيب و ساير محنتها


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته