montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

گريستن و گريانيدن و خود را شبيه به گريه كنندگان نمودن در فراق آن حضرت و به جهت مصيبت‏ها و محنت‏ها و اندوه‏هايى كه بر او رسيده است از وظايف مؤمنان است و بر اين دلالت دارد به طور عموم و خصوص روايات متعددى كه در اين باب آمده، از جمله:
1- در مجلّد دهم بحار و غير آن از حضرت رضاعليه السلام آمده كه فرمود: هر آن كس كه مصيبت ما را متذكّر شود، پس به خاطر آنچه بر ما وارد شده است بگريد و بگرياند، روز قيامت با ما، در درجه‏مان خواهد بود و هر آن‏كه مصيبتمان برايش يادآورى شود، پس بگريد و بگرياند، روزى كه چشم‏ها اشكبار خواهند بود ديدگانش گريان نشود. [1]

2- در همان كتاب از امام صادق‏عليه السلام آمده كه فرمود: هر كس ما را ياد كند يا نزد او ياد شويم، پس از چشمش همچون بال پشه‏اى اشك بيرون آيد، خداوند گناهانش را مى‏آمرزد هرچند كه همچون كف دريا باشد. [2]

3- در حديث مسمع آن حضرت‏ فرمود: هيچ چشمى بر ما نگريد، مگر اين‏كه به ديدن كوثر متنعم گردد و هركس ما را دوست مى‏دارد، از آن خواهد نوشيد... . [3]

و نيز در حديث مسمع آمده كه امام صادق‏عليه السلام فرمود: پس هركس از روى مهر نسبت به ما و به خاطر آنچه از مصايب بر ما رسيده بگريد، جز اين نيست كه خداوند بر او رحمت آرد، پيش از آن‏كه اشك از چشمش بيرون بيايد و چون اشك‏هايش بر گونه‏اش جارى شود، اگر قطره‏اى از اشك‏هايش در جهنم بيفتد، آتش آن را خاموش خواهد ساخت، به طورى كه حرارتى براى آن نماند. [4]
4- در بحار از حضرت امام صادق‏عليه السلام آمده كه فرمود: هر كس ديده‏اش در راه ما گريان شود، به خاطر خونى كه از ما به ناحق ريخته شده، يا حقّى كه از ما سلب گرديده، يا حرمتى كه از ما هتك شده، يا به خاطر يكى از شيعيانمان، خداوند تعالى به خاطر آن اشك، سال‏ها جايگاهش را در بهشت قرار خواهد داد.[5]

5- در بحار به نقل از امالى شيخ طوسى و فرزندش حديث مسندى از مولايمان حضرت امام حسين بن على‏عليها السلام آورده كه فرمود: هيچ بنده‏اى نيست كه چشمانش قطره‏اى اشك بر ما بريزد، يا اين‏كه ديدگانش به خاطر ما اشك‏آلود گردد، مگر اين‏كه خداى تعالى به سبب آن، سال‏ها او را در بهشت جاى دهد. [6]

احمد بن يحيى اودى گويد: حضرت حسين بن على‏عليهما السلام را در خواب ديدم، پس عرضه داشتم: حديث گفت مخول بن ابراهيم برايم، از ربيع بن المنذر، از پدرش، از شما كه فرموده‏ايد: هيچ بنده‏اى نيست كه چشمانش قطره‏اى اشك بر ما بريزد، يا اين‏كه ديدگانش به خاطر ما اشك‏آلود گردد، مگر اين‏كه خداى تعالى به سبب آن، او را سال‏ها در بهشت جاى دهد؟ فرمود: آرى. عرض كردم: پس من اين حديث را بدون واسطه از شما شنيدم.

6- در كامل الزيارات و بحار از حضرت على بن الحسين زين العابدين‏عليه السلام روايت شده كه فرمود: هر آن مؤمنى كه چشم‏هايش به خاطر كشته شدن حسين بن على‏عليهما السلام قطره اشكى بريزند، تا اين‏كه بر گونه‏اش جارى شود، خداوند به سبب آن در بهشت منزل‏هايى به او خواهد داد، كه قرن‏ها در آن‏ها سكونت نمايد.

و هر آن مؤمنى كه به خاطر اذيتى كه از دشمنانمان در دنيا به ما رسيده، ديدگانش اشك‏آلود گردد تا اين‏كه بر گونه‏اش جارى شود، خداوند به سبب آن در بهشت جايگاه شايسته‏اى برايش قرار خواهد داد.

و هر آن مؤمن كه در راه ما اذيتى به او رسد و از تلخى اذيتى كه در راه ما به او رسيده، چشمانش گريان شود تا آن‏كه بر گونه‏اش جارى گردد، خداوند آزردگى را از چهره‏اش دور خواهد ساخت و روز قيامت او را از خشم خويش و آتش دوزخ در امان خواهد داشت. [7]
7- در بحار از امام صادق‏عليه السلام آمده كه به فضيل بن يسار فرمود: اى فضيل! هر كس ما را ياد كند يا نزد او ياد شويم، پس به مقدار بال مگسى از چشمش اشك بيرون آيد، خداوند گناهانش را مى‏آمرزد، اگرچه بيش از كف دريا باشد. [8]

8- در حديث ديگرى از آن حضرت‏ روايت است كه فرمود: هر كس كه ما نزد او ياد شويم، پس ديدگانش گريان شود، خداوند صورتش را بر آتش حرام خواهد ساخت. [9]

9- سيد بن طاووس‏رحمه الله در كتاب اللهوف گويد: از آل رسول خداعليهم السلام روايت شده كه فرمودند: هر كس در مصايب ما گريه كند و صد نفر را گريان سازد، بهشت براى او است و هر كس گريه كند و پنجاه تن را بگرياند، بهشت براى او خواهد بود و هر كس گريه كند و سى تن را بگرياند، بهشت براى او خواهد بود و هر كس گريه كند و بيست تن را بگرياند، بهشت براى او است و هر كس گريه كند و ده نفر را به گريه درآورد، بهشت براى او خواهد بود و هر كس بگريد و يك تن را بگرياند، بهشت براى او است و هر كس خود را شبيه به گريه كنندگان سازد، بهشت براى او خواهد بود.

10- روضه كافى به سند خود از عبد الحميد وابشى، از حضرت ابوجعفر امام باقرعليه السلام روايت آورده كه گويد: به آن حضرت‏عليه السلام عرض كردم: همسايه‏اى داريم كه تمامى حرام‏ها را مرتكب مى‏شود تا آن‏جا كه نماز را هم ترك مى‏كند، تا چه رسد به غير آن! فرمود: سبحان اللَّه! و از اين بالاتر را خبر ندهم كسى كه از اين شخص بدتر است؟! عرضه داشتم: چرا! فرمود: ناصبى دشمن ما از او بدتر است، همانا هيچ بنده‏اى نيست كه اهل البيت نزد او ياد شوند، پس به خاطر ما رقّت كند، مگر اين‏كه فرشتگان پشت او را مسح نمايند و تمامى گناهانش آمرزيده شود، مگر اين‏كه گناهى مرتكب شود كه او را از ايمان بيرون برد.

و شفاعت پذيرفته مى‏شود، ولى درباره ناصبى پذيرفته نيست و همانا مؤمن براى همسايه‏اش شفاعت مى‏كند، در حالى كه حسنه‏اى ندارد، پس مى‏گويد: پروردگارا! اين همسايه‏ام اذيت را از من دور مى‏نمود، آن‏گاه درباره او شفاعت مى‏كند، پس خداى - تبارك و تعالى - فرمايد: من پروردگار تو هستم و من شايسته‏ترين كسى هستم كه از سوى تو پاداش دهد، سپس خداوند او را به بهشت داخل مى‏نمايد و حال آن‏كه هيچ حسنه‏اى برايش نيست.

و به درستى كه كم‏ترين شفاعت كننده از مؤمنين، براى سى نفر شفاعت خواهد كرد، در آن هنگام است كه اهل آتش مى‏گويند: فَما لَنا مِنْ شافِعِينَ وَلا صَدِيقٍ حَمِيمٍ؛ [10] پس ما را نه شفاعت كنندگانى هست و نه دوست صميمى. [11]

11- و در كامل الزيارات و غير آن، در حديث معاوية بن وهب روايت آمده كه حضرت امام صادق‏عليه السلام در سجده خود دعا كرد، تا آن‏جا كه گفت: و رحمت آور بر آن ديده‏هايى كه به خاطر ما اشك‏ها فرو ريختند.

و رحمت آور بر آن دل‏هايى كه به خاطر ما بى‏تاب و سوزان شدند. و رحمت آور بر آن فرياد و مويه كشيدنى كه به خاطر ما است. [12]




گريستن در مصيبت مولايمان شهيد مظلوم حضرت ابى‏عبداللَّه الحسين

زيرا كه اين كار از امورى است كه به وسيله آن حقّ امام‏عليه السلام ادا مى‏گردد، و بدون ترديد اداى حقّ آن حضرت از عظيم‏ترين و مهم‏ترين وسايل تقرُّب يافتن به اوست. بيان مطلب اين‏كه: شيخ ثقه اجل جعفر بن محمد بن قولويه قمى‏رحمه الله در كتاب كامل الزيارات به سند خود از امام صادق‏عليه السلام ضمن حديثى طولانى در فضيلت گريستن بر امام حسين‏عليه السلام روايت آورده كه فرمود: و هيچ ديده و هيچ اشكى نزد خداوند محبوب‏تر از چشمى نيست كه بر او بگريد و اشك بريزد، و هيچ گريه كننده‏اى بر او نگريد مگر اين‏كه فاطمه‏عليها السلام را صِلِه كرده و حقِّ ما را ادا نموده است، و هر بنده‏اى روز قيامت با ديدگان گريان محشور مى‏شود مگر گريه كنندگان بر جدّم حسين‏عليه السلام كه هر آن‏كه بر او گريسته در حالى محشور مى‏گردد كه ديده‏اش روشن است و مژده به او مى‏رسد و شادمانى بر چهره‏اش نمودار است، و خلايق در بيم و هراس هستند در حالى كه اينان گريه كنندگان بر امام حسين‏عليه السلام ايمن باشند، و خلايق در هنگامه عَرَصاتِ محشر عرضه مى‏شوند ولى اينان زير عرش و در سايه عرش با حسين‏عليه السلام هم سخن خواهند بود.

از سختى روزِ حساب ترسان نيستند، به ايشان گفته مى‏شود: داخل بهشت شويد، پس امتناع مى‏ورزند و سخن و مجلس آن حضرت را بر مى‏گزينند، و همانا حوريان به آنان پيغام مى‏دهند: ما و وِلْدانِ مخلَّدين اشتياق شما را داريم، پس آن‏ها به سوى حورالعين سر بر نمى‏دارند، به جهت آنچه از خوشى و بزرگوارى در مجلسشان مى‏بينند... [13]

و دليل بر آنچه ياد كرديم فرمايش امام‏ است كه: و حقِّ ما را ادا كرده مى‏رساند كه گريستن بر امام حسين‏عليه السلام اداى حق صاحب الأمر و ساير امامان - سلام اللَّه عليهم اجمعين - مى‏باشد، و شايد سِرّ مطلب اين باشد كه تسليت دادن مؤمنين نسبت به بازماندگانِ كسانى از ايشان كه از دنيا گذاشته‏اند گراميداشت و تعظيم ايشان و دوستى كردن به آنان و يارى نمودن از جهت شركت در مصيبتشان مى‏باشد، و اين‏ها قسمتى از حقوق مؤمنين نسبت به يكديگر است، زيرا كه هرگاه مؤمنى از جهان دنيا درگذرد براى او آدابى هست كه شرع مقدس امر فرموده آن آداب رعايت گردد، و آن‏ها بر دو گونه‏اند:

يك گونه آن است كه به سبب آن حقّ ميّت ادا مى‏شود، و آن عبارت از تشييع و كنار قبر او رفتن، و برايش طلب مغفرت كردن، و از طرف او صدقه دادن و بر او نماز خواندن و از او به خوبى ياد كردن و امثال اين‏ها مى‏باشد. و گونه ديگر آن است كه حقِّ بازماندگان او به وسيله آن رعايت مى‏گردد، و اين عبارت از ديدار آن‏ها و تعزيت ايشان و دعا كردن براى آنان و شركت در حزن و مصيبتشان، و فرستادن غذا براى ايشان امثال اين‏ها از امورى كه صله آنان و احسان به ايشان مى‏باشد، و بدون ترديد حقّ امام‏عليه السلام در اين باره از همه مردم بزرگ‏تر است.

پس هرگاه مؤمن در مصيبت مولاى مظلوممان ابى‏عبداللَّه‏عليه السلام بگريد، حقّ امامى كه بعد از آن حضرت باقى مانده را در آن فاجعه بزرگ ادا كرده، چون اين كار موافقت نمودن با امام‏ و يارى كردن او و تقرُّب يافتن به او و تسلّى دل اوست، نه اين‏كه حقّ امام را از هر جهت و در هر جاى رعايت كرده باشد، زيرا كه براى امام و همين طور ساير مؤمنين به حسب تفاوت مراتب و شئونشان حقوقى هست كه مى‏بايست در هر مورد و هنگام و هر شئ به طور مقتضى رعايت و ايفا گردند، و در رواياتى كه از امامان‏عليهم السلام وارد شده اين مطلب را توجه داده‏اند.

و با اين توضيح معنى فرمايش امام‏: و حقّ ما را ادا نموده است معلوم گشت، و معنى نظاير اين كلام در ساير موارد و عبارات نيز روشن شد، پس ان شاء اللَّه تعالى نسبت به اين مطلب متذكر و با بينش باش.



گريه كردن براى حضرت

يكى از رظايف مؤمنان، گريه كردن در فراق آن حضرت و يا بر آن چه از مصيبت ها و ناملايمات به ايشان رسيده است، مى باشد.
امام صادق فرمود: هركس ما را ياد كند، اگر از چشم او به اندازه بال پشه اى اشك بيرون آيد، خداوندگناهان او را مى آمرزد، هر چند به اندازه كف دريا باشد [14] سدير صيرفی مى گويد: با بعضى اصحاب بر امام صادق علیه السلام وارد شديم. ديديم بر روى خاك نشسته و هم چون كسى كه فرزند خود را از دست داده و جگرش سوخته باشد، مى گريست و مى گفت: اى آقاى من غيبت تو، خواب را از من گرفته و زمين را بر من تنگ كرده است.. ، سدير مى گويد: از اين حالتِ حضرت، ناراحت شديم و عرض كرديم: خداوند ديدگانت را نگرياند چه حالتى سبب شده كه چنين در ماتم بنشينيد؟ حضرت آهى كشيد و فرمود: غيبت امام زمان ارواحنا له الفداء. [15]

از ديگر تكاليف مؤمنان، گرياندن ديگران بر فراق آن حضرت يا بر شدايد وارده بر آن حضرت است. از امام صادق علیه السلام روايت شده است: هركس بر مصيبت اهل بيت گريه كند و يا كسى را بگرياند، بهشت براى او است و هر كس نيز تباكى- خود را شبيه گريه كنندگان سازد- نمايد، بهشت براى او است. [16]

[1] و كتاب منتخب الاثر، به نقل از كتاب مرآة الكمال از الدمعة الساكبة از شيخ محمد بن عبد الجبار آمده كه وى در كتاب مشكاة الانوار گفته: هنگامى كه دِعبل قصيده معروف خود را بر حضرت رضاعليه السلام خواند و امام قائم ارواحنا له الفداء را ياد كرد، امام رضاعليه السلام دست خود را بر سر نهاد و به عنوان تواضع بپا ايستاد و براى فرج آن جناب دعا كرد.

و در كتاب الزام الناصب به نقل از تنزيه الخاطر آورده كه: از امام صادق‏عليه السلام سبب بپاخاستن هنگام ياد نمودن لفظ قائم، از القاب حضرت حجّت‏ ارواحنا له الفداء سؤال شد، آن حضرت فرمود: زيرا كه او را غيبتى است طولانى و از مهربانى شديدى كه نسبت به دوستانش دارد، به هر كسى كه او را به اين لقب - كه به دولت او و حسرت خوردن از جهت غربتش اشعار دارد - ياد كند، نظر مى‏فرمايد.

و از گونه‏هاى تعظيم او، اين است كه غلام به حال تواضع، براى ارباب خود بپاخيزد، هنگامى كه مولاى جليلش به ديده شريفش به او نظر مى‏كند، پس بپاخيزد و از خداوند - جلّ ذكره - تعجيل فرجش را طلب نمايد. (مترجم)

[2] بحارالانوار، 278/44 ح 3.

[3] بحارالانوار، 290/44.

[4] همان.

[5] بحارالانوار، 44 ص 7/279.

[6] بحارالانوار، 279/44 ح 8.

[7] كامل الزيارات، 100 باب 320.

[8] بحارالانوار، 282/44 ح 14.

[9] بحارالانوار، 285/44 ح 22 از كامل الزيارات /104 ح 10.

[10] سوره شعرا، آيه 100 و 101.

[11] روضه كافى، 101 ذيل ح 72.

[12] كامل الزيارات، 117.

[13] كامل الزيارات، 81، باب 26.

[14] بحار الانوار ج44 ص 278.

[15] كمال الدين، ج 2ص 352 بحار الانوار ج 51 ص 912.

[16] لهوف ص 11 بحار الانوار ، ج 44، ص 288.


گريستن و گريانيدن و خود را به گريه كنندگان شبيه نمودن بر فراق آن حضرت


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته