montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

هر آن چه گفتم و گویم ز عشق و هجر و وصال
به غیر قائم بر حق نباشد به خیال
نه عشق گویم و نی عشق باز و نی عاشق
مرا جز او نبود در زمانه دوست حلال
به هر که دوست شدم شرط دوستی نبُدَش
به جز تملق و حسن زبان و سوء خصال
گَرَم بدون بشر زیستن شدی ممکن
مکان همی بگرفتم ز شهرها به جبال
امان ز مردم دنیا پرست و دنیا دوست
که نفس خویش نبینند چون ببینند مال
مرا به خیال چه کار و مرا به جاه چه راه
مرا به دوست چه حاجت پس از نبی و آل
کنون که سایه فکنده است بر سرم قائم
خیال دوست گرفتن مرا محال محال
ولی چه سان گذرانم به هجر او شب و روز
به این طپیده دل و این تنی که گشته هلال
همان خوشم که اگر در فراق او میرم
به وقت مردنم آید ببینمش به کمال
مگو جواد که شاید به ما ندارد چشم
که چشم او نبود جز به عاشقان وصال
***
اگر مراد دلم یک نفس شود حاصل
دیگر نه نفس و نفس خواهم و نه خواهم دل
چه آرزوست مرا غیر دیدن رخ دوست
نکرده در دل من جز هوای او منزل
عجب مدار اگر ترک جان همی گویم
دمی که دیده شود بر مراد دل نائل
به یاد او همه روز و شبم به ناله گذشت
به غیر ناله چه دارم که تا شوم واصل
صبا زمن برسانش سلام فاش بگو
که بیش از این مگذر این علیل را عاطل
عدالت است برانی اگر مقصر را
و لیک لطف تو بر عاصیان بود شامل
کسی نرفته ز دربار شفقت نومید
نرانی از در الطاف و مکرمت سائل
ره مداقه با دوستان اگر گیری
به جز قلیل تو را نیست دوستی کامل
گر اکتفاء تو بر کاملان بود هیهات
که در هزار یکی مدعی بود قابل
ولی جواد، تو اندر امید راسخ باش
که حسن ظن مقصر، نه کمتر از عامل
قافیه (ل)


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته